اربعین حسینی(ع) امروز دیگر تنها یک مراسم مذهبی یا آیینی نیست، بلکه به عنوان یک «آرمانشهر» متحرک، بستری برای ظهور نوعی از انسان است که با عقلانیت ابزاری و مادیگرایی غرب تفاوتهای بنیادین دارد. در حالی که جوامع مدرن با بحرانهای عمیق پوچگرایی، فردگرایی مطلق و فقدان معنا دست و پنجه نرم میکنند، اربعین الگویی جدید از زیست انسانی را ارائه میدهد؛ جایی که توحید، عبودیت و ایثار، جایگزین سودجویی و لذتطلبی شده است. اما در کنار این شکوه، پرسشهای بنیادینی مطرح است: آیا ما توانستهایم از ظرفیتهای تمدنی اربعین به درستی استفاده کنیم؟ چگونه میتوان از این پدیده برای تحول در علوم انسانی و شکلدهی به هویت «انسان مسلمان متمدن» بهره برد؟ و در مواجهه با چالشهایی چون سطحینگری یا قومگرایی، چه راهکاری برای حفظ ماهیت دینی و سیاسی این حرکت وجود دارد؟