مدرسه باید امنترین جای دنیا باشد؛ آنچه در میناب دیدم از تلخترین تجربههای عمرم بود
حامد سعادت با اشاره به حضور خود در میناب پس از حمله به مدرسه «شجره طیبه» گفت: حمله به مدرسه و کشته شدن کودکان، خط قرمزی است که در هر نقطهای از جهان باید رعایت شود و مستند «هدا» تلاشی است برای ثبت تبعات عمیق این فاجعه بر زندگی بازماندگان، بهویژه کودکانی که با زخمهای جسمی و روحی آن دستوپنجه نرم میکنند.

حامد سعادت، مستندساز در گفتوگو با
ایکنا درباره مستند «هدا» اظهار کرد: ایده ساخت این مستند در واقع از دل همان روزهایی شکل گرفت که جنگ آغاز شده بود. وقتی جنگ شروع شد، هر کسی سعی میکرد با توجه به توانایی خودش کاری برای کشور انجام دهد. من هم به عنوان کسی که کارم فیلمسازی است، تصمیم گرفتم به منطقه بروم و آنچه رخ میدهد را ثبت کنم. در آن مقطع به میناب سفر کردم و وقتی به آنجا رسیدم با حجم بزرگی از بحران مواجه شدم. شرایط به گونهای بود که احساس کردم باید از این اتفاقات مستند ساخته شود؛ بنابراین چند گزارش و کلیپ کوتاه ساختم و منتشر کردم. بعد از عید دوباره به منطقه برگشتم و این بار بیشتر با خانوادهها نشست و برخاست داشتم تا بتوانم سوژهای پیدا کنم که بتواند روایتگر عمق این فاجعه باشد.
وی ادامه داد: در نهایت به هدا رسیدم. او دختری بود که در حمله به مدرسه، دو نفر از اعضای خانوادهاش را از دست داده بود؛ برادر و پسرخالهاش در همان حادثه
شهید شدند. خودش هم به شدت آسیب دیده بود. هدا حدود نیم روز تا شب زیر آوار مانده بود و بیش از ۵۵ درصد سوختگی داشت و در دوره نقاهت به سر میبرد. وقتی با او و خانوادهاش آشنا شدم، احساس کردم روایت زندگی او میتواند نماینده بخشی از رنجی باشد که بسیاری از خانوادههای میناب تجربه کردهاند.
سعادت درباره اولین مواجهه خود با فضای شهر پس از حادثه مدرسه میناب گفت: زمانی که حمله به مدرسه رخ داد من در تهران بودم و دو روز بعد از حادثه به میناب رفتم. فضای شهر واقعاً سنگین بود. تقریباً در هر کوچهای بنر شهدا نصب شده بود و دستکم چهار یا پنج کودک از همان کوچه شهید شده بودند. شهر در سوگ فرو رفته بود و شرایط به گونهای نبود که بشود صرفاً یک گزارش خبری گرفت و از آن عبور کرد. به همین دلیل سعی کردم برای ساخت مستند زمان بگذارم و با صبر و دقت بیشتری به موضوع نزدیک شوم.
وی درباره تأثیر این فاجعه بر روحیه مردم شهر توضیح داد: ما حدود ۲۴ یا ۲۵ روز در
میناب مشغول کار بودیم و در این مدت هر روز با تبعات این حادثه روبهرو میشدیم. شنیدن درد دل خانوادهها و دیدن وضعیت بچههایی که از این حادثه جان سالم به در برده بودند واقعاً کار را سخت میکرد. من در طول سالهای فعالیت حرفهایام در بحرانهای مختلفی حضور داشتهام، از جمله در افغانستان در زمان تغییر حکومت طالبان یا در مناطق زلزلهزده، اما با جرأت میتوانم بگویم کار در میناب سختترین تجربهای بود که تا امروز داشتهام.
وی افزود: موضوع فقط شهادت کودکان و معلمها نبود؛ مسئله مهمتر تبعاتی بود که این حادثه برای بازماندگان به جا گذاشت. بسیاری از بچههایی که حتی سالم از مدرسه بیرون آمده بودند، دچار ترسهای عمیق شده بودند. سن و سالی ندارند که بتوانند با چنین حادثهای کنار بیایند. صدای بلند، یاد مدرسه یا حتی یاد آن روز برایشان اضطراب ایجاد میکند. سوژه مستند من هم دقیقاً چنین شرایطی داشت؛ گاهی با کوچکترین صدا از جا میپرید، میترسید و شروع به گریه میکرد. این تبعات روحی بسیار عمیق است و شاید سالها ادامه داشته باشد.
سعادت با اشاره به ابعاد انسانی حادثه مدرسه میناب بیان کرد: واقعیت این است که کودککشی در تمام دنیا باید خط قرمز باشد. اتفاقی که در مدرسه میناب رخ داد یک فاجعه و جنایت بزرگ بود. وقتی آدم با جزئیات آن روبهرو میشود میفهمد که کلمات برای توصیفش واقعاً کافی نیستند. ماجرا فقط یک حادثه ساده نیست؛ یک جامعه کامل تحت تأثیر قرار گرفته است. خانوادههایی هستند که چندین فرزندشان را از دست دادهاند و کودکانی که با خاطرهای تلخ باید ادامه زندگی را تجربه کنند.
وی درباره انتخاب هدا به عنوان شخصیت اصلی مستند توضیح داد: در سفر اول چند خانواده را زیر نظر داشتم و مدتی زمان گذاشتم تا ببینم کدام روایت میتواند نماینده بهتری از این فاجعه باشد. هدا برای من ویژگیهای خاصی داشت. او در موج اول حملات تلاش کرده بود از کلاس بیرون بیاید و حتی برخی بچهها را از کلاس خارج کرده بود، اما موفق نشده بود جان برادر و پسرخالهاش را نجات دهد. خودش هم زیر آوار مانده بود و تا شب کسی نتوانسته بود او را بیرون بیاورد. نکته تلخ این بود که در آن زمان از شهادت آنها خبر نداشت و در شرایطی به سر میبرد که هم از نظر جسمی و هم روحی درگیر یک بحران عمیق بود.
این مستندساز درباره همراهی خانواده هدا با روند ساخت فیلم گفت: خانواده او با وجود شرایط بسیار سختی که داشتند، همکاری خوبی با ما کردند. در واقع به دلیل وضعیت جسمی و روحی هدا، حتی فرصت عزاداری کامل برای شهدایشان را هم نداشتند. با این حال تلاش کردند شرایطی فراهم کنند تا ما بتوانیم این روایت را ثبت کنیم. من حدود یک ماه با هدا زندگی کردم و در این مدت شاهد روند بهبودی او بودم. البته از نظر روحی هنوز شرایط مناسبی برای صحبت کردن نداشت و همین مسئله کار را دشوار میکرد.
سعادت درباره رویکرد اصلی مستند «هدا» اظهار کرد: یکی از اهداف ما این بود که نشان دهیم حمله به یک مدرسه و هدف قرار دادن کودکان چه معنایی دارد. این اتفاق در هر نقطهای از دنیا رخ دهد باید مورد توجه قرار بگیرد. ما در این مستند تلاش کردیم هم اصل حادثه و هم پیامدهای آن را برای بازماندگان نشان دهیم؛ اینکه جنگ فقط در لحظه انفجار یا حمله خلاصه نمیشود، بلکه سالها بعد هم در زندگی آدمها ادامه پیدا میکند.
وی در ادامه با اشاره به ظرفیتهای روایی حادثه مدرسه میناب تصریح کرد: این اتفاق به قدری گسترده است که هر طرف آن را نگاه کنید یک داستان وجود دارد. هر خانوادهای که درگیر این حادثه بوده، یک روایت جداگانه دارد. ما حتی با افرادی مواجه بودیم که به طور غیرمستقیم درگیر ماجرا شده بودند؛ مثلاً راننده سرویس مدرسهای که برای بردن بچهها رفته بود و در همان حادثه شهید شد. هر کدام از این روایتها میتواند موضوع یک فیلم یا مستند مستقل باشد.
این کارگردان ادامه داد: چنین فاجعهای نباید فراموش شود. پرداختن به آن فقط یک کار هنری نیست، بلکه نوعی مسئولیت است. وقتی چنین جنایتی رخ میدهد باید روایت شود تا پشت شعارهای زیبایی مثل حقوق بشر پنهان نماند. مستندسازان و حتی فیلمسازان سینمای داستانی میتوانند از زاویههای مختلف به این موضوع بپردازند و روایتهای متفاوتی از آن ارائه دهند.
سعادت درباره اهمیت دیده شدن این آثار در سطح جهانی چنین توضیح داد: یکی از نکات مهم این است که آثاری که درباره میناب و کودکان این شهر ساخته میشود، امکان پخش بینالمللی پیدا کند. اگر این فیلمها در سطح جهانی دیده شوند، صدای بچههای میناب به گوش مردم دنیا خواهد رسید. امیدوارم وجدانهای بیدار در جهان اجازه دهند چنین آثاری دیده شود و حقیقت آنچه رخ داده به مخاطبان جهانی منتقل شود.
وی درباره تجربه حضور در بحرانها و ثبت تصویری آنها چنین توضیح داد: من پیش از این در بحرانهای مختلفی حضور داشتهام و همیشه این سؤال مطرح بوده که در چنین شرایطی باید دوربین را کنار گذاشت یا به ثبت وقایع پرداخت. این موضوع بحثی طولانی و تخصصی است و به نظر من هر کسی باید در همان لحظه و با توجه به شرایط تصمیم بگیرد چه کاری انجام دهد. در برخی موقعیتها ثبت تصویر میتواند به فهم بهتر واقعیت کمک کند و در برخی موقعیتها شاید لازم باشد ابتدا به کمک مردم رفت.
سعادت در پایان درباره وضعیت فعلی مستند «هدا» گفت: در حال حاضر فیلم در مرحله تدوین قرار دارد، اما به دلیل برخی مشکلات مالی کار کمی متوقف شده است. اگر شرایط فراهم شود، ابتدا دوست دارم فیلم در جشنواره حقیقت به نمایش درآید و بعد از آن برای حضور در جشنوارههای دیگر و پخش بینالمللی برنامهریزی کردهایم. امیدوارم این فیلم بتواند بخشی از رنج و واقعیتی را که در میناب اتفاق افتاده به تصویر بکشد و صدای بازماندگان این حادثه باشد.
عوامل مستند «هدا» عبارتند از: کارگردان حامد سعادت، مدیر تولید علی شاهحیدری، تصویربرداران حمید سعادت و سعید مریم قاسمی، صدابردار مصطفی دشتیزاده، تدوین مصطفی ربانی و دستیار کارگردان فاضل حاجغنی.