رئیس انجمن هنر‌های تجسمی بسیج هنرمندان:
جنگ روایت‌ها به میدان هنر و رسانه گره خورده است

در روزهایی که ایران شاهد تحولات و رویدادهای مهم اجتماعی و سیاسی بود، حضور گسترده مردم در خیابان‌ها و میدان‌های شهر جلوه‌ای از همبستگی ملی و احساس مسئولیت اجتماعی را به نمایش گذاشت. این حضور صرفاً به اقشار خاص محدود نماند و گروه‌های مختلف مردم، هر کدام به شیوه‌ای تلاش کردند تا همراهی و حمایت خود را از کشور و آرمان‌های ملی نشان دهند. در این میان، هنر و هنرمندان نیز مانند همیشه بخشی از این جریان اجتماعی بودند و تلاش کردند با زبان هنر، روایتگر احساسات، دغدغه‌ها و مطالبات مردم باشند.

هنرهای تجسمی در این ایام نقش پررنگی در فضای عمومی جامعه ایفا کردند؛ از طراحی پوسترها و کاریکاتورها گرفته تا دیوارنگاره‌ها، تصویرسازی‌ها و آثار گرافیکی که در تجمعات مردمی و فضای مجازی بازتاب گسترده‌ای پیدا کرد. بسیاری از این آثار توانستند مفاهیم مقاومت، هویت ملی، ایستادگی و وحدت را در قالبی هنری به مخاطبان منتقل کنند و حتی به نمادهایی برای روایت این مقطع تاریخی تبدیل شوند. اهمیت این آثار زمانی بیشتر نمایان می‌شود که بدانیم تصویر و هنر، یکی از مؤثرترین ابزارهای شکل‌دهی به افکار عمومی و ثبت حافظه تاریخی ملت‌ها به‌شمار می‌رود.

از سوی دیگر، حضور نسل جوان و نوجوان در کنار هنرمندان و استقبال آن‌ها از نمادها و مفاهیم ملی نشان داد که پیوند میان هنر، هویت ایرانی و دغدغه‌های اجتماعی همچنان زنده و اثرگذار است. بسیاری از هنرمندان معتقدند اتفاقات اخیر فرصتی بود تا هنر دوباره به متن جامعه بازگردد و نقش خود را نه فقط به‌عنوان یک ابزار زیبایی‌شناسانه، بلکه به‌عنوان رسانه‌ای برای بیان واقعیت‌ها و تقویت همبستگی اجتماعی ایفا کند. در چنین شرایطی، توجه به نقش هنرمندان و مسئولیت اجتماعی آن‌ها بیش از گذشته اهمیت پیدا می‌کند.

خبرگزاری ایکنا پیرامون این موضوع با مجتبی قانونی، رئیس انجمن هنر‌های تجسمی بسیج هنرمندان کشور، گفت‌وگویی انجام داده است که در ادامه با آن همراه می‌شویم.

ایکنا - با توجه به حضور گسترده مردم در خیابان‌ها برای حمایت از کشور و محکوم کردن تجاوز دشمنان، این همبستگی مردمی چه پیامی برای جامعه هنری، به‌ویژه هنرمندان تجسمی، دارد و شما این حضور را چگونه تحلیل می‌کنید و فکر می‌کنید هنرمندان در برابر چنین اتفاقاتی چه مسئولیتی برعهده دارند؟ 

هنر از گذشته تا امروز در تار و پود زندگی ایرانی‌ها حضور داشته و هیچ‌وقت از زیست مردم جدا نبوده است. اگر به آیین‌ها، سنت‌ها و حتی دورهمی‌های قدیمی نگاه کنیم، می‌بینیم که شعر، موسیقی، روایت‌گری و تصویر همیشه بخشی از زندگی روزمره مردم بوده است. اتفاقی که در این روزها شاهد آن هستیم، یک بیداری بزرگ اجتماعی است که مردم را حول محور هویت ملی و دفاع از کشور کنار هم قرار داد. بسیاری تصور می‌کردند نارضایتی‌ها می‌تواند جامعه را از هم دور کند، اما وقتی مسئله عزت و تمامیت کشور مطرح شد، مردم نشان دادند که غیرت ایرانی فراتر از همه اختلاف‌هاست. همین حضور گسترده معادلات دشمنان را به‌هم زد، زیرا روی فاصله میان مردم و کشور حساب کرده بودند.

مهم‌ترین اتفاق این روزها بازگشت عزت و اعتمادبه‌نفس ملی بود. مردم در خیابان‌ها نشان دادند که هنوز برای ایران، هویت ایرانی و ارزش‌های خودشان ایستادگی می‌کنند. حدود هفتاد شب در موکب هنر و رسانه حضور داشتیم و از نزدیک می‌دیدیم که مردم چقدر نسبت به مسائل روز آگاه هستند و حتی درخواستی که برای نوشته‌ها و آثار داشتند، کاملاً هدفمند و سیاسی بود. این آگاهی نشان می‌دهد جامعه امروز بسیار هوشیارتر از گذشته شده است. همین همدلی مردمی، ایران را وارد مرحله تازه‌ای از اقتدار منطقه‌ای و جهانی کرده و امروز بسیاری از ایرانی‌ها در سراسر دنیا با افتخار هویت خودشان را ابراز می‌کنند.

ایکنا - شما در این شب‌ها ارتباط مستقیمی با مردم داشتید و از نزدیک فضای تجمعات را تجربه کردید. حضورتان در این مدت چگونه بود و چه تصویری از همدلی و مشارکت عمومی در ذهن شما شکل گرفت. همچنین نقش اقشار مختلف جامعه را در این همراهی ملی چگونه ارزیابی می‌کنید؟

من اعتقاد دارم هر کسی باید به‌اندازه توان خودش برای کشورش قدم بردارد. یکی با هنر، یکی با کمک مالی، یکی با فعالیت میدانی و دیگری با خدمت‌رسانی. در تمام این شب‌ها کنار مردم بودیم و از نزدیک می‌دیدیم که همه اقشار جامعه با هر سلیقه و شرایطی پای کار آمده‌اند. این حضور فقط متعلق به یک قشر خاص نبود؛ از جوان‌ها گرفته تا خانواده‌ها، همه احساس می‌کردند که باید سهمی در دفاع از عزت کشور داشته باشند. برای من این صحنه‌ها یادآور روزهایی بود که مردم فارغ از تفاوت‌ها، حول یک هدف مشترک متحد می‌شوند و همین اتحاد، بزرگ‌ترین سرمایه اجتماعی کشور است.

یکی از نکات مهمی که در این مدت دیدم، همراهی کشورهایی بود که سال‌ها ایران در کنارشان ایستاده بود. مردم عراق، لبنان، یمن و برخی کشورهای دیگر با سخاوت و محبت در ایران موکب برپا کردند و در کنار مردم ما ایستادند. این اتفاق نشان داد که سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی بی‌ثمر نبوده و بسیاری از ملت‌ها در روزهای سخت، قدردان این همراهی هستند. این صحنه‌ها برای من بسیار ارزشمند بود، چون نشان می‌داد روابط انسانی و اعتقادی میان ملت‌ها واقعی است و فقط در سطح شعار باقی نمانده است.

ایکنا- شما اشاره کردید که هنرمند با ابزار هنر وارد میدان می‌شود. در این روزها هنرهای تجسمی چگونه توانستند با مردم ارتباط برقرار کنند و در فضای اجتماعی اثرگذار باشند. آیا سایر شاخه‌های هنری نیز توانسته‌اند نقش مؤثری در این همراهی ایفا کنند؟

ابزار هنرمند، هنر اوست و طبیعیست که باید از همان مسیر وارد میدان شود. یک شاعر با شعر، یک خواننده با موسیقی و یک هنرمند تجسمی با تصویر و طراحی اثرگذاری می‌کند. در این شب‌ها کاریکاتور، نقاشی، خوشنویسی و تراکت‌های هنری تولید می‌کردیم و می‌دیدیم که مردم، به‌ویژه نوجوانان و نسل جوان، چقدر با این آثار ارتباط برقرار می‌کنند. وقتی یک تصویر یا طرح مفهومی در دست مردم قرار می‌گرفت، تبدیل به بخشی از فضای تجمع می‌شد و حتی افراد نسبت به آن حس تعلق پیدا می‌کردند. این همان قدرت هنر است که می‌تواند مفاهیم را سریع‌تر و عمیق‌تر منتقل کند.

هنرهای تجسمی در روزهای اخیر به زبان همبستگی مردم تبدیل شد

در طول تاریخ نیز همیشه هنر در بزنگاه‌های اجتماعی نقش‌آفرین بوده است. امروز هم همین اتفاق در حال تکرار شدن است. یک خواننده با خلق یک اثر ماندگار می‌تواند صدای مردم را منعکس کند و یک طراح گرافیک یا کارتونیست می‌تواند احساسات جامعه را به تصویر بکشد. کاریکاتورهایی درباره اتفاقات سیاسی روز، میلیون‌ها بار در فضای مجازی دیده می‌شود و بازخورد می‌گیرد. این یعنی هنر فقط یک ابزار تزئینی نیست، بلکه رسانه‌ای قدرتمند برای انتقال پیام و شکل‌دهی به افکار عمومی است.

ایکنا - در کنار نقش هنرمندان، مسئولان فرهنگی و هنری نیز وظایفی برعهده دارند. به‌نظر شما مدیران فرهنگی چگونه می‌توانند در چنین شرایطی به هنر و هنرمندان کمک کنند. همچنین تجربه شما در حوزه مدیریت هنری چه نکاتی را در این زمینه نشان می‌دهد؟

هنر بیش از هر چیز نیازمند حمایت و ریل‌گذاری صحیح است. هنرمند مسیر خود را بلد است و اگر مسئولان فرهنگی وظیفه‌ خود را به‌درستی انجام دهند، شرایط برای رشد و اثرگذاری هنر فراهم می‌شود. کار مدیر فرهنگی این نیست که به‌جای هنرمند تصمیم گیرد، بلکه باید بستر فعالیت را ایجاد و از تولیدات هنری حمایت کند. وقتی زیرساخت مناسب فراهم شود، هنرمندان خودشان بهترین آثار را خلق می‌کنند و نیازی به دخالت مستقیم در روند خلاقه وجود ندارد.

در مسئولیتی که در انجمن هنرهای تجسمی بسیج هنرمندان کشور دارم، تلاش ما این بوده که فضا برای تولید و ارائه آثار فراهم شود. ما در بسیاری از استان‌ها برنامه‌ریزی کردیم تا هنرمندان بتوانند آثارشان را عرضه کنند و در فضای اجتماعی حضور داشته باشند. حتی گاهی فقط ایجاد یک فضا و یک بستر کافی است تا ده‌ها هنرمند وارد میدان شوند و تولید محتوا کنند. مسئول فرهنگی موفق کسی است که بتواند این بستر را برای ظهور و بروز استعدادها فراهم کند، نه اینکه صرفاً نقش اداری داشته باشد.

ایکنا - این روزها برخی معتقدند روحیه بسیجی و حس مسئولیت اجتماعی دوباره در میان مردم و حتی هنرمندان پررنگ شده است. شما این فضا را چگونه می‌بینید و فکر می‌کنید چه عواملی باعث احیای چنین روحیه‌ای شده است و آیا هنر نیز در بازنمایی این فضا نقش داشته است؟

واقعیت این است که ما مدت‌ها بود چنین حس همدلی و روحیه‌ای را به این شکل گسترده نمی‌دیدیم. بسیاری از افراد شاید درگیر روزمرگی شده بودند یا نسبت به مسائل اجتماعی فاصله گرفته بودند، اما اتفاقات اخیر باعث شد دوباره نوعی بیداری جمعی شکل گیرد. برخی افراد واقعاً از خواب بیدار شدند و دوباره احساس مسئولیت کردند. البته همیشه کسانی هم هستند که خودشان را به خواب می‌زنند و طبیعتاً هیچ اتفاقی نمی‌تواند آن‌ها را متوجه واقعیت‌ها کند، اما آنچه اهمیت دارد حضور گسترده مردمی بود که دوباره احساس کردند باید برای کشورشان نقش‌آفرینی کنند.

 

هنرهای تجسمی در روزهای اخیر به زبان همبستگی مردم تبدیل شد

هنر هم در تقویت این فضا بسیار مؤثر بود. وقتی یک تصویر، یک سرود یا یک اثر هنری در فضای عمومی منتشر می‌شود، می‌تواند احساس مشترکی میان مردم ایجاد کند. در این شب‌ها بارها دیدیم که یک اثر تجسمی چگونه میان مردم دست‌به‌دست و تبدیل به نماد همبستگی می‌شد. هنر این توانایی را دارد که احساسات پراکنده را به یک جریان اجتماعی تبدیل کند و به همین دلیل در چنین مقاطع تاریخی اهمیت آن چند برابر می‌شود.

ایکنا - تجربه‌های تاریخی نشان داده بسیاری از تحولات اجتماعی و سیاسی در قالب پوستر، نقاشی و آثار گرافیکی ماندگار شده‌اند. به‌نظر شما هنرهای تجسمی امروز چگونه می‌توانند روایتگر این مقطع تاریخی باشند؟ 

هنرهای تجسمی امروز یکی از مهم‌ترین ابزارهای روایتگری هستند. از دیوارنگاره‌ها گرفته تا کاریکاتورها، تصویرسازی‌ها و آثار گرافیکی، همه می‌توانند بخشی از حافظه تاریخی جامعه را ثبت کنند. امروز آثار بسیاری درباره چهره‌های مقاومت، اتفاقات سیاسی و فضای اجتماعی خلق می‌شود که در آینده به‌عنوان اسناد تصویری این دوره شناخته خواهند شد. در فضای مجازی هم می‌بینیم که یک تصویر یا کاریکاتور سیاسی گاهی میلیون‌ها بازدید می‌گیرد و به‌شدت بر افکار عمومی تأثیر می‌گذارد. این نشان می‌دهد تصویر، زبانی جهانی و بسیار قدرتمند دارد.

در حوزه هنر شهری نیز اتفاقات مهمی در حال رخ دادن است. امروز در بسیاری از میادین و معابر، المان‌ها و نمادهایی طراحی می‌شود که مفاهیم مقاومت، ایستادگی و هویت ملی را منتقل می‌کنند. حتی یک نماد ساده می‌تواند برای مردم معنا و خاطره بسازد. جشنواره‌ها، رویدادهای هنری و مشارکت دادن دانش‌آموزان و دانشجویان نیز ظرفیت مهم دیگری است که می‌تواند نسل جدید را وارد این جریان کند. هنرهای تجسمی این توانایی را دارند که مردم را به‌صورت مستقیم درگیر کنند و به همین دلیل نقش آن‌ها در روایت این مقطع تاریخی بسیار پررنگ خواهد بود.

ایکنا - شما به استفاده از نمادها و الگوهای ملی در آثار هنری اشاره کردید. این بازگشت به شخصیت‌ها و اسطوره‌های ایرانی چه اهمیتی دارد و چرا امروز بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است؟ 

استفاده از اسطوره‌ها و نمادهای ملی اتفاق بسیار ارزشمندی است، زیرا این شخصیت‌ها بخشی از حافظه تاریخی و هویت فرهنگی ما هستند. وقتی هنرمند از رستم، آرش یا دیگر قهرمانان ایرانی در آثارش استفاده می‌کند، در واقع میان گذشته و امروز پیوند برقرار می‌شود. در این مدت آثار زیادی دیدیم که اسطوره‌های ایرانی را با مفاهیم معاصر ترکیب کرده بودند و همین موضوع باعث شد جوان‌ها ارتباط عمیق‌تری با آن برقرار کنند. این آثار نشان می‌دهد که فرهنگ ایرانی هنوز ظرفیت الهام‌بخشی بالایی دارد و می‌تواند در روایت مسائل امروز نیز حضور داشته باشد.

یکی از نمونه‌هایی که بسیار مورد توجه قرار گرفت، اثری بود که رستم را در حال پایین کشیدن یک جنگنده دشمن نشان می‌داد. این نوع تصویرسازی‌ها برای نسل جوان جذاب است، چون هم ریشه در فرهنگ ملی دارد و هم زبان تصویری امروز را می‌شناسد. به‌نظر من سطح سواد فرهنگی و اجتماعی مردم نیز نسبت به گذشته تغییر کرده و مخاطب امروز مفاهیم نمادین را بهتر درک می‌کند. همین مسئله باعث شده هنر مبتنی بر هویت ایرانی دوباره مورد توجه قرار گیرد و نقش پررنگ‌تری در فضای اجتماعی پیدا کند.

ایکنا - رهبر انقلاب بارها بر مسئله «جنگ روایت‌ها» تأکید کرده‌اند و امروز نیز بسیاری معتقدند بخش مهمی از تقابل‌ها در عرصه روایت و تصویرسازی رخ می‌دهد. به‌نظر شما هنر و رسانه تا چه اندازه می‌توانند در این میدان اثرگذار باشند و چه وظیفه‌ای بر عهده دارند؟

امروز بیش از هر زمان دیگری اهمیت روایت مشخص شده است. نسل‌های جدید تجربه مستقیمی از جنگ و بسیاری از حوادث تاریخی ندارند و طبیعی است که اگر روایت درست به آن‌ها منتقل نشود، دچار فاصله و ابهام شوند. اتفاقات اخیر باعث شد بخشی از واقعیت‌هایی که شاید برای مردم ملموس نبود، دوباره مورد توجه قرار بگیرد. در چنین شرایطی هنر و رسانه می‌توانند روایت صحیح را به زبان قابل فهم و اثرگذار برای جامعه بیان کنند. تصویر، موسیقی، سینما و گرافیک هرکدام ابزارهایی هستند که می‌توانند حقیقت را ماندگار کنند.

هنرهای تجسمی در روزهای اخیر به زبان همبستگی مردم تبدیل شد

اگر هنر وارد میدان روایت نشود، دیگران روایت خودشان را تحمیل می‌کنند. امروز در دنیا هر تصویر و هر اثر هنری می‌تواند بخشی از افکار عمومی را شکل دهد و به همین دلیل مسئولیت هنرمندان بسیار سنگین است. هنر زمانی اثرگذار می‌شود که بتواند با مردم ارتباط واقعی برقرار کند و احساسات و دغدغه‌های آن‌ها را منعکس کند. در این روزها هم دیدیم که بسیاری از آثار هنری توانستند فضای اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهند و همین مسئله نشان می‌دهد جنگ روایت‌ها، بیش از هر زمان دیگری، به میدان هنر و رسانه گره خورده است.

ایکنا - در این روزها نسل نوجوان و جوان حضور پررنگی در تجمعات و فعالیت‌های فرهنگی داشتند و بسیاری از آن‌ها با آثار هنری ارتباط عاطفی برقرار کردند. شما ارتباط نسل جدید با هنر انقلابی و هویت ملی را چگونه ارزیابی می‌کنید و فکر می‌کنید این نسل چه تفاوتی با گذشته دارد؟ 

نسل جدید برخلاف بعضی تصورات، اتفاقاً بسیار باهوش، تحلیلگر و آگاه است و اگر با زبان درست با او صحبت شود، واکنش عمیقی نشان می‌دهد. در همین شب‌ها بارها دیدیم که نوجوانان و جوانان چطور با آثار هنری ارتباط برقرار می‌کردند و حتی نسبت به یک تراکت یا تصویر احساس تعلق داشتند. وقتی یک کاریکاتور یا تصویر مفهومی در دست آن‌ها قرار می‌گرفت، با افتخار آن را بالا می‌بردند و در فضای مجازی منتشر می‌کردند. این نشان می‌دهد نسل جدید نیازمند بیان هنری تازه و صادقانه است و اگر هنر بتواند با زبان امروز با آن‌ها ارتباط برقرار کند، قطعاً اثرگذاری بالایی خواهد داشت. این نسل ظرفیت بزرگی برای آینده فرهنگی کشور است. جوان امروز دوست دارد هویت خودش را پیدا کند و وقتی هنر بتواند این هویت را به ریشه‌های ملی و فرهنگی پیوند بزند، نتیجه آن شکل‌گیری یک نسل بااعتمادبه‌نفس خواهد بود. در این مدت دیدیم که چطور نوجوان‌ها از نمادهای ایرانی، تصاویر قهرمانان ملی و آثار مرتبط با مقاومت استقبال می‌کردند. این یعنی برخلاف بسیاری از تبلیغات، نسل جدید از هویت ایرانی فاصله نگرفته و فقط منتظر زبانی تازه برای بیان این هویت بوده است. هنر می‌تواند این زبان مشترک را برای نسل آینده فراهم کند.

ایکنا - با توجه به تجربه این 70 شب حضور مستمر در میدان و فعالیت هنری میان مردم، فکر می‌کنید مهم‌ترین دستاورد این روزها برای جامعه هنری چه بوده است. این تجربه چه تغییری در نگاه شخصی شما به هنر و مسئولیت اجتماعی هنرمند ایجاد کرده است؟

مهم‌ترین دستاورد این روزها، بازگشت هنر به متن زندگی مردم بود. شاید در سال‌های اخیر گاهی هنر از فضای عمومی فاصله گرفته بود و بیشتر در چارچوب‌های محدود دیده می‌شد، اما این اتفاقات دوباره نشان داد که هنر می‌تواند در قلب جامعه حضور داشته باشد و با مردم نفس بکشد. در این شب‌ها شاهد بودیم که مردم چطور با آثار هنری ارتباط می‌گیرند، درباره آن حرف می‌زنند و حتی بخشی از احساسات و مطالباتشان را از طریق همان آثار بیان می‌کنند. این یعنی هنر هنوز قدرت تأثیرگذاری اجتماعی خودش را حفظ کرده و می‌تواند در لحظه‌های حساس تاریخی نقش‌آفرین باشد.

هنرهای تجسمی در روزهای اخیر به زبان همبستگی مردم تبدیل شد

برای خود من نیز این تجربه بسیار متفاوت و آموزنده بود. وقتی شب‌های متوالی در میان مردم حضور پیدا می‌کنید و واکنش مستقیم آن‌ها را می‌بینید، نگاهتان به مسئولیت هنرمند عمیق‌تر می‌شود. هنرمند فقط تولیدکننده اثر نیست، بلکه می‌تواند امید، آگاهی و همبستگی ایجاد کند. در این مدت بیشتر از همیشه باور کردم که هنر اگر با وجدان، صداقت و دغدغه اجتماعی همراه باشد، می‌تواند فراتر از یک اثر بصری عمل کند و به بخشی از حافظه تاریخی یک ملت تبدیل شود. همین احساس مسئولیت است که به هنر معنا و ماندگاری می‌دهد.