مسعود شجاعی طباطبایی تبیین کرد
مردمی‌ترین کارگاه هنری؛ روایت 80 شب حضور هنر در میدان

در روزهایی که فضای اجتماعی و فرهنگی کشور تحت تأثیر رویدادهای اخیر جنگ قرار گرفته، هنرمندان نیز همچون دیگر اقشار جامعه تلاش کرده‌اند با زبان هنر به این تحولات واکنش نشان دهند. هنرهای تجسمی به‌ویژه کارتون، کاریکاتور، تصویرسازی و پوستر از جمله قالب‌هایی هستند که به دلیل قدرت انتقال سریع پیام، در چنین مقاطعی حضوری پررنگ‌تر پیدا می‌کنند و می‌توانند احساسات، نگرانی‌ها و امیدهای جامعه را بازتاب دهند.

در همین راستا طی ماه‌های اخیر جمعی از هنرمندان با حضور در فضاهای مردمی تلاش کرده‌اند هنر را از محیط‌های رسمی و محدود خارج کرده و آن را در میان مردم عرضه کنند. شکل‌گیری فضاهایی مانند کارگاه‌های هنری مردمی و موکب‌های فرهنگی باعث شده ارتباطی مستقیم میان هنرمندان و مخاطبان برقرار شود؛ ارتباطی که علاوه بر تولید اثر هنری، به نوعی مشارکت اجتماعی و فرهنگی نیز منجر شده است.

یکی از نمونه‌های قابل توجه این فعالیت‌ها برپایی «موکب هنر و رسانه» در شهر قم است؛ فضایی که در آن هنرمندان تجسمی با حضور مستمر خود به تولید آثار هنری می‌پردازند و همزمان مخاطبان، به‌ویژه کودکان و نوجوانان، نیز امکان حضور، یادگیری و حتی خلق اثر را پیدا کرده‌اند. این موکب در مدت فعالیت خود به محلی برای تعامل هنرمندان با مردم و شکل‌گیری تجربه‌های تازه در عرصه هنر مردمی تبدیل شده است.

خبرگزاری ایکنا پیرامون شکل‌گیری این موکب، تجربه حضور هنرمندان در آن، تأثیرات اجتماعی و هنری این حرکت و همچنین ارتباطات شکل‌گرفته با هنرمندان داخل و خارج از کشور با مسعود شجاعی طباطبایی، کاریکاتوریست و مدیر اسبق مرکز هنرهای تجسمی حوزه هنری گفت‌وگو کرده است که در ادامه با آن همراه می‌شویم.

ایکنا ـ شما حدود 80 شب در موکب هنر و رسانه مشغول به فعالیت هستید. برای آغاز گفت‌وگو بیان کنید ایده شکل‌گیری این موکب چگونه مطرح شد و اساساً چه هدفی از برپایی آن دنبال می‌شد. همچنین توضیح دهید که این موکب چه نوع خدماتی را در حوزه هنر به مردم ارائه می‌کند و طی این مدت چه تجربه‌هایی از حضور هنرمندان و مردم در این فضا به دست آورده‌اید؟

از همان روزهای نخست که این جنگ بر کشور ما تحمیل شد، احساس کردم همان‌طور که مردم با حضور خود در صحنه واکنش نشان دادند، جامعه هنری نیز باید سهمی در این میدان داشته باشد. به همین دلیل با جمعی از دوستان در حوزه هنری، هیئت هنر و فعالان رسانه‌ای گفت‌وگو کردیم و در نهایت به این نتیجه رسیدیم که یک موکب هنری در نقطه‌ای پر رفت‌وآمد در شهر قم برپا کنیم. هدف ما این بود که هنر را به میان مردم بیاوریم و از ظرفیت هنرهای تجسمی برای بیان احساسات و روایت این روزها استفاده کنیم. به این ترتیب موکب هنر و رسانه شکل گرفت و از همان ابتدا با استقبال مردم روبه‌رو شد. در این موکب فعالیت‌های متنوعی در حوزه هنرهای تجسمی انجام می‌شود. طراحی کارتون و کاریکاتور، تصویرسازی، نقاشی و خوشنویسی از جمله مهم‌ترین بخش‌های کار ماست. برخی آثار روی مقوا و برخی روی پارچه اجرا می‌شود و در بخش خوشنویسی نیز از شیوه‌های مختلف از جمله چاپ سیلک استفاده می‌کنیم. علاوه بر این، خدماتی مانند تولید برچسب‌های هنری برای تلفن همراه یا خودرو نیز ارائه می‌شود تا مردم بتوانند یادگاری از این فضا با خود ببرند. در واقع تلاش کردیم هنر را به شکلی مردمی و در دسترس ارائه کنیم.

از زمانی که این موکب راه‌اندازی شد، هنرمندان به صورت شبانه‌روزی در آن حضور دارند و با جدیت کار می‌کنند. تلاش می‌کنم هر روز یک اثر کاریکاتور خلق کنم که در فضای مجازی منتشر شود و مخاطبان گسترده‌تری پیدا کند. این آثار علاوه بر انتشار در رسانه‌های داخلی، در شبکه‌های اجتماعی نیز بازنشر می‌شود و بازخوردهای فراوانی دریافت می‌کند. در مجموع، موکب هنر و رسانه به فضایی تبدیل شده که هم تولید هنری در آن صورت می‌گیرد و هم ارتباط مستقیم میان هنرمندان و مردم شکل گرفته است.

ایکنا ـ با گذشت مدت قابل توجهی از فعالیت این موکب، به نظر می‌رسد مخاطبان خاصی نیز به آن جذب شده‌اند. درباره روند شکل‌گیری این مخاطبان، به‌ویژه کودکان و نوجوانانی که به هنر علاقه‌مند شده‌اند توضیح دهید. آیا فعالیت‌های موکب صرفاً به ارائه آثار محدود مانده یا به نوعی به فضای آموزشی نیز تبدیل شده است؟

در ابتدا تصور ما این بود که مردم بیشتر برای دیدن آثار هنری یا دریافت خدمات هنری به این موکب مراجعه کنند؛ اما به مرور زمان اتفاق جالبی رخ داد و مخاطبان خاصی پیدا کردیم که غالباً کودکان و نوجوانان بودند. این گروه‌ها با علاقه فراوان به موکب می‌آمدند و درباره نحوه خلق آثار سؤال می‌کردند. همین مسئله باعث شد کم‌کم فضای آموزشی نیز در کنار فعالیت‌های هنری شکل گیرد. به تدریج تصمیم گرفتیم برای این علاقه‌مندان تمرین‌هایی در نظر بگیریم. به آن‌ها طرح‌هایی می‌دادیم تا اجرا کنند و بعد کنار هنرمندان بنشینند و آثارشان را اصلاح کنند. جالب اینجاست که برخی از این آثار آن‌قدر خوب از کار درمی‌آمد که همان‌جا در معرض دید مردم قرار می‌گرفت و حتی توسط مخاطبان خریداری می‌شد. این روند باعث شد نوجوانان احساس کنند خودشان نیز خالق اثر هستند و می‌توانند در این جریان هنری سهم داشته باشند.

در نتیجه فضای موکب به یک کارگاه هنری زنده تبدیل شد. بچه‌ها می‌آیند، تمرین می‌کنند، اثر تولید می‌کنند و بازخورد مستقیم مردم را می‌بینند. این تجربه برای آن‌ها بسیار انگیزه‌بخش است و حتی برخی بزرگسالان نیز به این روند پیوسته‌اند. این اتفاق نشان می‌دهد که هنر وقتی در میان مردم قرار بگیرد، می‌تواند استعدادهای پنهان زیادی را آشکار کند.

ایکنا ـ شما اشاره کردید که بخشی از فعالیت‌های هنری خود را در فضای مجازی نیز منتشر می‌کنید. درباره تأثیر این آثار در سطح بین‌المللی و بازخوردهایی که از مخاطبان خارج از کشور دریافت کرده‌اید توضیح دهید. آیا این آثار توانسته‌اند نوعی ارتباط میان هنرمندان و مردم دیگر کشورها ایجاد کنند؟

یکی از کارهایی که در این مدت به طور جدی انجام داده‌ام، انتشار آثار کاریکاتور در فضای مجازی است. این آثار در شبکه‌های مختلف منتشر می‌شود و برخی خبرگزاری‌ها نیز آن‌ها را بازنشر می‌کنند. نکته جالب این است که بازدیدها بسیار بالاست و مخاطبان زیادی از کشورهای مختلف این آثار را می‌بینند. حتی برخی از هنرمندان خارجی نیز به صورت مستقیم با ما ارتباط برقرار کرده‌اند. آنچه بیش از همه برای ما جالب بود، میزان همدلی و همراهی مردم و هنرمندان در نقاط مختلف جهان است. هنرمندانی از پنج قاره دنیا با ما تماس گرفته‌اند و آثار خود را در حمایت از مردم ایران یا در واکنش به اتفاقات اخیر منتشر کرده‌اند. حتی در میان مخاطبان آمریکایی نیز افرادی بودند که زیر پست‌ها پیام می‌گذاشتند و از وضعیت پیش‌آمده ابراز تأسف می‌کردند. این واکنش‌ها نشان می‌دهد که هنر می‌تواند مرزها را کنار بزند.

حضور مردم در موکب هنر و رسانه سرمایه‌ای فرهنگی است

در بسیاری از این گفت‌وگوها، ما با هنرمندان خارجی درباره شرایط منطقه و نگاه آن‌ها به ایران صحبت می‌کنیم. برخی از آن‌ها حتی ابراز علاقه کرده‌اند که به ایران سفر کنند و از نزدیک فضای فرهنگی و اجتماعی مردم را ببینند. این ارتباط‌ها نشان می‌دهد که هنر می‌تواند پلی برای گفت‌وگوی فرهنگی میان ملت‌ها باشد و نگاه‌های متفاوتی را به هم نزدیک کند.

ایکنا ـ با توجه به این حجم از تولیدات هنری و همراهی هنرمندان داخلی و خارجی، آیا معتقدید این حرکت می‌تواند به نوعی جریان هنری در کشور تبدیل شود؟ چه ظرفیت‌هایی برای تبدیل این فعالیت‌ها به یک جریان مؤثر در هنر معاصر ایران وجود دارد؟

این ظرفیت به طور کامل وجود دارد و حتی نشانه‌های آن را هم می‌بینیم. در همین مدت کوتاه، برنامه‌های مختلفی در حوزه کاریکاتور و هنرهای تجسمی برگزار شده است. برای مثال خانه کاریکاتور، کارگاه‌هایی برگزار کرد که در آن اساتید برجسته‌ای از ایران حضور داشتند و آثار ارزشمندی خلق شد. این نشان می‌دهد که هنرمندان آماده‌اند در چنین جریان‌هایی مشارکت کنند. 

با این حال این حرکت باید سازمان‌یافته‌تر شود. نهادهای فرهنگی می‌توانند با برنامه‌ریزی دقیق‌تر، این فعالیت‌ها را به یک جریان هنری گسترده تبدیل کنند. اکنون در شهرهای مختلف کشور هنرمندان زیادی مشغول تولید آثار هستند، اما بسیاری از این آثار دیده نمی‌شود. اگر این تولیدات به صورت منسجم جمع‌آوری و ارائه شود، می‌تواند تأثیر قابل توجهی در فضای هنری کشور داشته باشد. همچنین لازم است این آثار در سطح بین‌المللی نیز بیشتر معرفی شود. برگزاری نمایشگاه‌ها در کشورهای مختلف، ارتباط با انجمن‌های هنری و استفاده از ظرفیت‌های دیپلماسی فرهنگی می‌تواند به گسترش این جریان کمک کند. اگر چنین اتفاقی بیفتد، هنر ایران می‌تواند نقش مؤثری در روایت این رویدادها در سطح جهانی ایفا کند.

ایکنا ـ شما به شبکه‌های مختلف هنرمندان در سراسر کشور اشاره کردید. درباره فعالیت این شبکه‌ها، به‌ویژه در حوزه گرافیک و پوستر، بیشتر توضیح دهید. این هنرمندان چگونه با یکدیگر ارتباط دارند و آثارشان چگونه تولید و منتشر می‌شود؟

در سال‌های اخیر شبکه‌ای از طراحان گرافیک در کشور شکل گرفته که با عنوان «پوستر موومنت» فعالیت می‌کند. این شبکه در واقع مجموعه‌ای از هنرمندان گرافیست از شهرهای مختلف ایران است که در موضوعات فرهنگی و اجتماعی به تولید اثر می‌پردازند. در ایام اخیر نیز این شبکه فعالیت گسترده‌ای داشته و آثار فراوانی تولید کرده است.

آنچه در این میان جالب است، گستردگی جغرافیایی این فعالیت‌هاست. از شمالی‌ترین شهرهای کشور تا مناطق جنوبی مانند بوشهر و اهواز، هنرمندان در حال خلق پوسترهای هنری هستند. بسیاری از این آثار از نظر هنری در سطح بسیار بالایی قرار دارند و می‌توانند در نمایشگاه‌های بین‌المللی نیز ارائه شوند. این نشان می‌دهد که ظرفیت هنری کشور بسیار گسترده‌تر از آن چیزی است که معمولاً دیده می‌شود. با این حال مشکل اصلی دیده نشدن این آثار است. اگر سازوکاری برای گردآوری و معرفی این تولیدات وجود داشته باشد، می‌توان مجموعه‌ای بسیار ارزشمند از هنر معاصر ایران را به جهان معرفی کرد. به همین دلیل معتقدم نهادهای فرهنگی و رسانه‌ای باید برای انعکاس این آثار برنامه‌ریزی جدی‌تری داشته باشند.

ایکنا ـ در کنار فعالیت‌های داخلی، آیا نمایشگاه‌ها یا همکاری‌هایی نیز در خارج از کشور شکل گرفته است؟ درباره تجربه‌هایی که در زمینه نمایش آثار هنرمندان ایرانی در کشورهای دیگر داشته‌اید توضیح دهید.

بله، در این مدت چند نمایشگاه در خارج از کشور برگزار شده است. یکی از نمونه‌های مهم آن در ترکیه بود که آثار هنرمندان ایرانی در آن به نمایش درآمد. این نمایشگاه با استقبال خوبی روبه‌رو شد و حتی انجمن کاریکاتوریست‌های ترکیه نیز با ما همراهی کرد. مسئول این انجمن آقای متین پکر است که ارتباط نزدیکی با هنرمندان ایرانی دارد. در جریان این همکاری‌ها، هنرمندان ترکیه نیز آثار خود را ارائه کردند و نوعی گفت‌وگوی هنری میان دو کشور شکل گرفت. آن‌ها بارها اعلام کرده‌اند که علاقه‌مندند همکاری‌های بیشتری در این حوزه داشته باشند. حتی برخی از آن‌ها از ما می‌پرسند چگونه می‌توانند همدلی خود را با هنرمندان ایرانی نشان دهند و در این جریان هنری مشارکت کنند.

حضور مردم در موکب هنر و رسانه سرمایه‌ای فرهنگی است

این تجربه نشان داد که هنر می‌تواند زمینه‌ساز ارتباطات فرهنگی گسترده‌ای باشد. اگر این همکاری‌ها ادامه پیدا کند، امکان برگزاری نمایشگاه‌ها و پروژه‌های مشترک بیشتری نیز فراهم خواهد شد. چنین تعاملاتی می‌تواند تصویر دقیق‌تری از هنر و فرهنگ ایران در سطح بین‌المللی ارائه دهد.

ایکنا ـ شما نزدیک به سه ماه در این فضا حضور داشته‌اید و ارتباط مستقیم با مردم داشته‌اید. از نظر احساسی و شخصی، این تجربه برای شما چگونه بوده است و چه تأثیری بر نگاهتان به مردم و جامعه گذاشته است؟

واقعیت این است که ارتباطی بسیار خاص میان ما و مردم شکل گرفته است. گاهی اگر یک شب به هر دلیلی در موکب حضور نداشته باشم، برخی از بچه‌ها سراغم را می‌گیرند و می‌خواهند آثارشان را به من نشان دهند. این نشان می‌دهد که میان هنرمندان و مخاطبان نوعی پیوند عاطفی شکل گرفته است که فراتر از یک فعالیت معمولی است.

بسیاری از مردم با دغدغه و علاقه فراوان به اینجا می‌آیند. کودکان، نوجوانان و حتی بزرگسالان دوست دارند در خلق آثار هنری مشارکت کنند. آن‌ها از ما می‌پرسند چه کاری می‌توانند انجام دهند و چگونه می‌توانند در این جریان سهیم باشند. این مشارکت داوطلبانه برای من بسیار ارزشمند است و نشان می‌دهد هنر می‌تواند مردم را به هم نزدیک کند. حضور در میان مردم برای من انرژی‌بخش است. گاهی احساس می‌کنم بیش از آنکه من چیزی به این جمع اضافه کنم، خودم از آن‌ها انرژی و انگیزه می‌گیرم. این تجربه برای من بسیار الهام‌بخش بوده و باعث شده نگاه تازه‌ای به نقش مردم در هنر پیدا کنم.

ایکنا ـ در جریان فعالیت‌های موکب، آیا با استعدادهای تازه‌ای نیز مواجه شده‌اید. آیا می‌توان گفت این فضا به نوعی به کشف هنرمندان جدید نیز منجر شده است؟

یکی از اتفاقات جالب همین موضوع بوده است. در میان کسانی که به موکب مراجعه می‌کنند، افرادی هستند که سال‌ها پیش فعالیت هنری داشته‌اند اما به دلایل مختلف کار را کنار گذاشته‌اند. وقتی به اینجا می‌آیند و دوباره در فضای هنری قرار می‌گیرند، انگیزه پیدا می‌کنند و دوباره قلم به دست می‌گیرند. 

در برخی موارد حتی با هنرمندانی روبه‌رو شدیم که آثار بسیار حرفه‌ای ارائه دادند. وقتی از آن‌ها پرسیدیم چرا تا امروز فعالیتی نداشته‌اند، گفتند مدت‌ها از فضای هنر دور بوده‌اند؛ اما حضور در این موکب باعث شده دوباره به کار بازگردند. این اتفاق برای ما بسیار خوشحال‌کننده است. به همین دلیل معتقدم این فضا می‌تواند بستری برای کشف و پرورش استعدادهای تازه باشد. اگر این روند ادامه پیدا کند و برنامه‌های آموزشی نیز به شکل جدی دنبال شود، می‌توان نسل جدیدی از هنرمندان را به جامعه معرفی کرد. این یکی از ارزشمندترین دستاوردهای چنین حرکت‌هایی است.

ایکنا ـ با توجه به حضور گسترده مردم در این شب‌ها و مشارکت فعال آن‌ها در برنامه‌های هنری، این حضور مردمی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا این مشارکت می‌تواند در آینده نیز تأثیرگذار باشد؟

این حضور مردمی سرمایه‌ای بسیار بزرگ است. شاید در بسیاری از کشورها نمونه‌هایی از مشارکت مردمی وجود داشته باشد، اما شکل و گستره‌ای که ما در اینجا می‌بینیم بسیار خاص است. مردم با انگیزه و علاقه واقعی در این فضا حضور دارند و احساس می‌کنند بخشی از یک حرکت فرهنگی هستند.

حضور مردم در موکب هنر و رسانه سرمایه‌ای فرهنگی است

این حضور نشان می‌دهد که هنر می‌تواند زبان مشترک مردم باشد. وقتی مردم خودشان در خلق آثار مشارکت می‌کنند، هنر دیگر یک فعالیت محدود به گالری‌ها و محافل خاص نیست. بلکه به بخشی از زندگی روزمره تبدیل می‌شود و می‌تواند پیام‌ها و احساسات جمعی را منتقل کند. این تجربه می‌تواند در آینده نیز تأثیرگذار باشد. اگر این سرمایه اجتماعی به درستی مدیریت شود، می‌تواند به شکل‌گیری حرکت‌های فرهنگی بزرگ‌تری در کشور منجر شود. هنر در چنین شرایطی می‌تواند نقش مهمی در تقویت همبستگی اجتماعی ایفا کند.

ایکنا ـ در پایان، با توجه به تجربه طولانی شما در عرصه کاریکاتور و فعالیت‌های بین‌المللی، آینده این حرکت هنری و ارتباط هنرمندان ایرانی با هنرمندان جهان را چگونه می‌بینید؟

بیش از چهار دهه در حوزه کاریکاتور فعالیت حرفه‌ای داشته‌ام و در این مدت ارتباطات گسترده‌ای با هنرمندان جهان برقرار شده است. به همین دلیل می‌توانم بگویم که این ارتباطات یک‌شبه شکل نگرفته و حاصل سال‌ها تعامل فرهنگی است. همین ارتباط‌ها امروز باعث شده هنرمندان بسیاری در نقاط مختلف جهان نسبت به اتفاقات ایران واکنش نشان دهند.

در حال حاضر شاهد هستیم که هنرمندانی از کشورهای مختلف، بدون هیچ سفارش یا حمایت مالی، آثاری در حمایت از مردم ایران خلق می‌کنند. این موضوع نشان می‌دهد که هنر می‌تواند فراتر از مرزهای سیاسی عمل کند. هنرمندان وقتی احساس کنند حقیقتی وجود دارد، آن را در آثارشان منعکس می‌کنند. اگر این ارتباطات ادامه پیدا کند، می‌توان شبکه‌ای گسترده از همکاری‌های هنری میان ایران و سایر کشورها ایجاد کرد. چنین شبکه‌ای می‌تواند به معرفی بهتر هنر ایران در جهان کمک کند و در عین حال زمینه‌ساز گفت‌وگوی فرهنگی میان ملت‌ها باشد. این مسیری است که به نظرم باید با جدیت دنبال شود.