رسول توکلی تبیین کرد
وظیفه هنر در قبال نسل آینده و بنیان خانواده

در جهان پرشتاب امروز که ساختارهای سنتی جوامع با هجمه‌های بی‌سابقه‌ فرهنگی روبروست، نهاد خانواده به عنوان بنیادی‌ترین هسته‌ی تمدن‌ساز، بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازخوانی و تقویت است. در این میان، فرزندآوری تنها یک مسئله‌ زیستی یا آماری نیست، بلکه به عنوان اصلی‌ترین تضمین‌کننده برای پویایی، طراوت و استمرار حیات ملی، جایگاهی راهبردی در سیاست‌گذاری‌های کلان هر کشوری دارد. با این حال، ترویج این نگاه متعالی نیازمند بسترسازی فرهنگی عمیقی است که بتواند فراتر از شعارهای کلیشه‌ای، ارزش وجودی نسل جدید را در باور عمومی نهادینه کند.

هنر، به‌ویژه در قامت سینما و تلویزیون، قدرتمندترین ابزاری است که می‌تواند با عبور از سد ذهنیت‌های کاذب مدرن، تصویری واقعی، جذاب و امیدبخش از برکات زیست خانوادگی ارائه دهد. آثار نمایشی، با ظرفیت بالای همذات‌پنداری و الگوپردازی، این رسالت تاریخی را بر عهده دارند که فضای بی‌انگیزگی حاکم بر نسل جوان را به سمت پذیرش مسئولیت شیرین فرزندآوری سوق دهند. زمانی که هنر بتواند زیبایی‌های زندگی در کنار فرزندان را در بستری از واقع‌گرایی و اخلاق به تصویر بکشد، بی‌شک می‌تواند جریان فکری جامعه را به سوی تقویت جمعیت و احیای سنت‌های اصیل خانوادگی متمایل سازد.

ایکنا در همین راستا و با هدف واکاوی رسالت هنر در ترویج فرهنگ فرزندآوری و تقویت نهاد خانواده، گفت‌وگویی با رسول توکلی، بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون، نویسنده کتاب «جمعه میدان خالی نبود» و مدیر شرکت تولید فیلم «نقش جهان» انجام داده است که در ادامه با هم می‌خوانیم.

ایکنا - به نظر شما برای داشتن جامعه‌ای پویا و ساختارمند، آثار نمایشی و متولیان فرهنگی چه وظیفه‌ای در قبال تحکیم این نهاد بنیادین دارند و آیا مسیر فعلی تولیدات ما در راستای تقویت این ساختار است یا خیر؟

خانواده در تمام تعاریف علمی، جامعه‌شناختی و تاریخی، کوچک‌ترین اما حیاتی‌ترین تشکل زیربنایی یک اجتماع سالم محسوب می‌شود که هسته‌ مرکزی و هستی‌بخش تمام کشورها را شکل می‌دهد. یک خانواده‌ سالم، پایدار و اخلاق‌مدار، زمینه‌ساز شکل‌گیری شهرها، ملت‌ها و نهایتاً تمدن‌های بزرگ است که تاریخ را می‌سازند که در کشورهای نوپا یا حتی تمدن‌های باسابقه، همواره این اصل را می‌بینیم. متأسفانه در سال‌های اخیر، شاهد فاصله‌گیری تدریجی آثار نمایشی و متولیان فرهنگی از مبانی اصیل خانواده‌محور بوده‌ایم که این فاصله، زنگ خطری جدی برای ساختار آینده‌ کشور محسوب می‌شود و نیازمند یک بازنگری بنیادین در سیاست‌گذاری‌های سینمایی، تئاتری و تلویزیونی است. مشکل اصلی اینجاست که در آثار نمایشی، کمتر به دلسوزی واقعی والدین برای نسل‌های آینده توجه می‌شود و بیشتر شاهد نمایش روابط سطحی یا بحران‌های ساختگی هستیم که هیچ کمکی به استحکام پیوندهای عاطفی نمی‌کند. این در حالی است که فیلم‌سازان و مدیران فرهنگی باید به این نکته‌ کلیدی واقف باشند که خانواده مهم‌ترین رکن جامعه است و غفلت از آن، آسیب‌های جبران‌ناپذیری به فرهنگ عمومی وارد خواهد کرد که ترمیم آن بسیار دشوار است.

نیازمند یک بازنگری عمیق در سیاست‌گذاری‌های فرهنگی هستیم تا آثار هنری دوباره به جایگاه اصلی خود در تبیین اهمیت نهاد خانواده بازگردند و به جای سرگرمی‌های صرف، بر تربیت نسل آینده تمرکز کنند. هنر نباید صرفاً ابزاری برای بیان دغدغه‌های شخصی یا نمایش زندگی‌های لوکس و بی‌هدف باشد، بلکه باید به عنوان آئینه‌ای از ارزش‌های والای خانوادگی عمل کند. تولیدات باید به سمتی بروند که نقش پدر، مادر و فرزندان در کنار یکدیگر به شکلی واقعی، مسئولانه و فداکارانه به تصویر کشیده شود تا مخاطب امروز، الگوهای اصیل زیست خانوادگی را در آثار نمایشی بازیافته و دوباره به تشکیل خانواده به عنوان یک آرمان بزرگ نگاه کند.

ایکنا - اگر بخواهیم سیر تحول تصویری که سینما و تلویزیون از خانواده ارائه داده‌اند را بررسی کنیم، چه تفاوت‌های بنیادینی میان رویکرد دهه‌های گذشته با آثار امروزی وجود دارد و چرا به جای روایت‌های مبتنی بر فداکاری و همدلی که در آثار گذشته موج می‌زد، اکنون شاهد فاصله گرفتن از آن واقع‌گرایی اخلاقی و ورود به فضای مفتضح‌تری از سوژه‌ها هستیم؟

در دهه‌های ابتدایی سینمای ایران، به‌ویژه آثاری که در دهه‌ شصت تولید می‌شدند، مفاهیم عمیقی نظیر ایثار، ازخودگذشتگی و فداکاری اعضای خانواده نسبت به یکدیگر، در تار و پود فیلم‌ها تنیده شده بود و حقیقتاً برای مخاطب آن دوران، درس زندگی محسوب می‌شد. فیلم‌های آن دوران، چه در سینمای داستانی و چه بعدها در سریال‌های تلویزیونی ارزشمند، تصویری شریف از زندگی عادی مردم ارائه می‌دادند که بسیار با واقعیت زندگی جامعه عجین بود و مخاطب با تمام وجود با آن‌ها همذات‌پنداری می‌کرد، چون روابط خانوادگی، سالم، قابل‌اعتماد و مبتنی بر مروت بود و این ویژگی‌ها در شخصیت‌پردازی‌ها موج می‌زد. اما رفته‌رفته، به‌ویژه از دهه‌های هفتاد و هشتاد، از این فضای اخلاقی فاصله گرفتیم و به سمتی حرکت کردیم که تا همین یکی دو سال اخیر، شاهد ارائه سوژه‌هایی بودیم که نه تنها ارزشی به مخاطب اضافه نمی‌کرد، بلکه مخرب و سخیف نیز بودند. این انحراف مسیر سینما و تلویزیون، درد اصلی جامعه هنری ما است و نشان می‌دهد که چگونه برخی سیاست‌گذاری‌های غلط، فرهنگ اصیل خانواده را به حاشیه برده و مفاهیم طنزآلود مخرب را جایگزین واقعیت‌های تربیتی کرده است. نگاه‌های یک‌طرفه و تحمیل الگوسازی‌های غیرواقعی به مخاطب تلویزیون، باعث شده تا سریال‌ها دیگر کارکرد تربیتی گذشته را نداشته باشند و عملاً جامعه از تماشای آن‌ها دل‌زده شود.

این تغییر وضعیت تأسف‌بار، معلول سیاست‌گذاری‌های مقطعی، عدم وجود یک روند یکنواخت برنامه‌ریزی‌شده براساس عقلانیت و تغییر مداوم الگوها در هر چهار یا هشت سال است که آسیب‌های آن مستقیماً به پیکره‌ی جامعه وارد شده است. به جای تکیه بر مشاوره با جامعه‌شناسان برجسته و روانشناسان متخصص برای پروژه‌های بزرگ نمایشی، بیشتر درگیر برخوردهای سلیقه‌ای و نگاه‌های دولتی محدود شده‌ایم که نتیجه‌اش خستگی مخاطب و فاصله گرفتن او از آرمان‌های فرهنگی اصیل خانواده است. باید صادقانه بپذیریم که این مسیر انحرافی، خسارت‌های جبران‌ناپذیری به باورهای مردم زده و اکنون زمان آن رسیده که دوباره به اصول شریف سینما و تلویزیون گذشته بازگردیم.

ایکنا - برخی معتقدند نمایش روابط خانوادگی سالم می‌تواند بر مخاطبان اثرات عمیق فرهنگی داشته باشد؛ شما نقش سینما و تلویزیون را در تعیین جهت‌گیری‌های درست اجتماعی چقدر جدی می‌دانید و چگونه می‌توان با استفاده از این ابزار، جلوی آسیب‌های احتمالی به فرهنگ اصیل را گرفت؟

تأثیرگذاری آثار نمایشی بر مخاطب، یک اصل پذیرفته شده‌ علمی در تمام دنیاست که حتی کشورهای پیشرفته نیز برای جهت‌دهی به افکار عمومی از آن به بهترین شکل استفاده می‌کنند، اما متأسفانه در کشور ما به دلیل عدم بهره‌گیری درست از اصول فنی، هنری و علمی، این استقبال عمومی روزبه‌روز کاهش یافته است. هنر سینما، همانند یک چاقو می‌تواند در دست یک پزشک جراح برای نجات جان بیمار استفاده شود و یا در دست یک فرد ناآگاه یا قاتل، ابزاری برای آسیب رساندن به روح جامعه باشد. مشکل اصلی، کاربرد ناصحیح و غیرکارشناسانه‌ این ابزار قدرتمند در طول دهه‌های اخیر بوده که باعث شده تأثیرگذاری مثبت آن به حداقل برسد. برای

 نمونه، در دهه‌های گذشته آثاری تولید شدند که هم بسیار سرگرم‌کننده بودند و هم تهییج‌کننده برای انجام کارهای بزرگ و دفاع از کیان کشور؛ این نشان می‌دهد که سینما و تلویزیون اگر بر مبنای یک نقشه‌ راه درست و با همکاری متولیان امر و هنرمندان باسابقه پیش بروند، قطعاً می‌توانند بر آمار تخلفات و حتی کاهش جرایم اجتماعی تأثیرگذار باشند. مردم از هنر اصیل و باکیفیت الگو می‌گیرند؛ همان‌طور که بستن کمربند ایمنی در رانندگی با فرهنگ‌سازی مداوم جا افتاد، سبک صحیح زندگی خانوادگی نیز با هنری متعهد، ریشه‌دار و جذاب، نهادینه می‌شود و می‌تواند حلال بسیاری از معضلات فرهنگی باشد.

خانواده در تمام تعاریف علمی، جامعه‌شناختی و تاریخی، کوچک‌ترین اما حیاتی‌ترین تشکل زیربنایی یک اجتماع سالم محسوب می‌شود که هسته‌ مرکزی و هستی‌بخش تمام کشورها را شکل می‌دهد

اگر بخواهیم تأثیرات منفی رسانه‌ای را از بین ببریم، باید به جای برخوردهای شعاری، حذف‌های لحظه‌ای یا سانسورهای سلیقه‌ای، به دنبال تولید آثاری باشیم که با تکیه بر واقعیت‌های اجتماعی و با زبان هنری فاخر، جهت‌دهی کنند. این کار مستلزم بازنگری اساسی در سیاست‌گذاری‌ها و میدان دادن به هنرمندانی است که دغدغه‌ تعالی جامعه را دارند، نه فقط به دنبال پر کردن آنتن. وقتی هنر در خدمت اهداف کلان، متعالی و در راستای سلامت خانواده باشد، مخاطب هوشمند ایرانی نیز با جان و دل آن را می‌پذیرد و از آن تأثیر مثبت می‌پذیرد.

ایکنا - یکی از حیاتی‌ترین مباحث فرهنگی امروز، موضوع فرزندآوری و اهمیت تکثیر نسل است؛ با توجه به اینکه در سال‌های اخیر سیاست‌های غلط دهه‌های قبل به کشور ضربه زده است، به نظر شما آثار نمایشی برای تغییر این رویکرد آسیب‌زای تک‌فرزندی و ترویج خانواده‌های پرجمعیت چه رسالتی دارند؟

بحث فرزندآوری، امروز به یکی از بزرگترین و حیاتی‌ترین چالش‌های استراتژیک کشور تبدیل شده است که آینده‌ تمدنی ما را مستقیماً هدف گرفته و در سال‌های اخیر فهمیدیم که چقدر آن سیاست‌های غلط گذشته نظیر «فرزند کمتر، زندگی بهتر» برای آینده‌ کشور مضرات سنگین و جبران‌ناپذیری داشته است. متأسفانه عملاً در حال حرکت به سوی یک جامعه‌ی پیر و فرسوده هستیم که در آینده‌ای نه چندان دور، ناچار خواهد شد برای تأمین نیروی کار خود، به کشورهای دیگر وابسته شود. این زنگ خطری است که از مرحله‌ی اخطار ساده عبور کرده و اکنون به یک بحران ملی واقعی تبدیل شده است.

در آثار نمایشی دهه‌های قبل، متأسفانه شعارهایی ترویج می‌شد که با بافت فرهنگی و اعتقادی جامعه همخوانی درستی نداشت و نتیجه‌اش همین وضعیت نگران‌کننده‌ امروز است که جوانان از مسئولیت تشکیل خانواده و فرزندآوری هراس دارند. امروز رسالت اصلی سینما و تلویزیون این است که با تغییر رویکرد کامل، موضوع فرزندآوری را به عنوان یک ارزش دینی، ملی، اخلاقی و حیاتی در بطن آثار خود جای دهند و به آن بپردازند. فرزند، برکت زندگی است و خانواده‌های پرجمعیت باید در آثار نمایشی به عنوان الگوهایی شاد، موفق، بانشاط و تأثیرگذار در جامعه به تصویر کشیده شوند.

هنرمندان باید بدانند که با ترویج فرزندآوری، نه تنها به تقویت نهاد خانواده کمک می‌کنند، بلکه در حراست از اقتدار ملی و شکوفایی اقتصادی آینده نیز سهیم هستند. البته منکر مشکلات اقتصادی جوانان نیستم، اما نباید همه چیز را فقط در اقتصاد خلاصه کرد و از بُعد فرهنگی آن غافل شد. بخش بزرگی از این بحران، فرهنگی است و باید با تولید محتوای جذاب، نگاه جامعه را به مقوله‌ فرزندآوری تغییر داد. رسالت هنر این است که به جوانان نشان دهد، با وجود همه‌ سختی‌ها، داشتن خانواده‌ای پرجمعیت، مسیری برای آرامش، تکامل و امنیت فردی و اجتماعی است.

ایکنا - فراتر از فشارهای اقتصادی، سبک زندگی غربی که در آن فرزندآوری کم‌رنگ شده و جای خود را به جایگزین‌های کاذب داده است، نفوذ زیادی در فرهنگ ما داشته است؛ چگونه می‌توان با استفاده از آثار نمایشی، این سبک زندگی وارداتی را به چالش کشید و الگوی اصیل خانواده ایرانی-اسلامی را احیا کرد؟

باید بپذیریم که هجمه‌ فرهنگی، سال‌هاست که با هدف تغییر سبک زندگی مردم با برنامه‌ریزی‌های دقیق طراحی شده است. برنامه‌سازان غربی برای دقیقه‌های زندگی مردم ما هم برنامه دارند و متأسفانه ما در بسیاری موارد، با انفعال یا برنامه‌ریزی‌های ضعیف، در زمین آن‌ها بازی کرده‌ایم. ترویج زندگی با یک فرزند یا بدون فرزند و جایگزین کردن نگهداری از حیوانات خانگی به جای روابط عاطفی با اعضای خانواده، بخشی از این پروژه‌ عظیم نفوذ است که آرام‌آرام وارد آثار نمایشی ما شده است.

در آثار نمایشی باید به صراحت و با شجاعت هنری، این سبک زندگی وارداتی را که با هیچ منطق فرهنگی، تاریخی و دینی ما سازگار نیست، به چالش بکشیم و نقاط ضعف آن را نمایان کنیم. باید در سریال‌ها و فیلم‌ها نشان دهیم که چگونه این جایگزین‌های کاذب، نه تنها خلأهای عاطفی انسان را پر نمی‌کنند، بلکه موجب تنهایی بیشتر، انزوا و سردی روابط خانوادگی می‌شوند. هنر باید نشان دهد که کانون خانواده، پناهگاهی امن است که هیچ موجود دیگری نمی‌تواند جای جایگاه پدر، مادر، پدربزرگ و فرزندان را در آن پُر کند. وظیفه‌ متولیان فرهنگی، صرفاً دستور دادن یا سانسور نیست؛ بلکه ایجاد ساختار فرهنگی مناسب و تقویت تولیدات بومی است تا مخاطب، خود به شناخت حق از باطل برسد. ما نیاز داریم الگوهای موفق، بانشاط و بااخلاق از خانواده‌های ایرانی پرجمعیت را نمایش دهیم که در کنار هم، با همدلی، ایثار و مدیریت صحیح، زندگی متعادلی دارند. این هنر نویسنده و کارگردان است که زیبایی‌های این نوع زندگی را به تصویر بکشد، نه اینکه با نمایش تجملات تهی یا زندگی‌های غربی، جوانان را نسبت به آینده بدبین کند.

ایکنا - برخی جوانان به دلیل القائات فرهنگی، حتی با وجود شرایط مساعد اقتصادی نیز انگیزه‌ای برای ازدواج و فرزندآوری ندارند؛ شما چه راهکارهای فرهنگی و هنری را برای مقابله با این بی‌انگیزگی و تغییر نگاه نسل جدید به مقوله خانواده و فرزندآوری پیشنهاد می‌دهید؟

این بی‌انگیزگی نسل جدید، نتیجه‌ سال‌ها تبلیغات منفی، القائات فرهنگی نادرست و ناامیدی رسانه‌ای است که در گوش نسل جدید خوانده‌اند. وقتی در آثار نمایشی مدام بر سختی‌های فرزندداری تأکید می‌شود و هیچ تصویر روشن، امیدبخش و شیرینی از برکات آن نمایش داده نمی‌شود، طبیعی است که ذهنیت جوانان نسبت به ازدواج و داشتن فرزند متعدد، منفی شود. ما باید اتاق‌های فکر فرهنگی را به صورت تخصصی فعال کنیم تا با آسیب‌شناسی دقیق این فضای یأس، راهکارهای علمی و عملی برای تغییر این ذهنیت ارائه دهند. یکی از بهترین راهکارها، ساخت برنامه‌های مستند و ترکیبی است که با آدم‌های واقعی که در این زمینه موفق بوده‌اند، مصاحبه کنند. موفقیت در داشتن فرزندان زیاد، لزوماً به معنای داشتن ثروت افسانه‌ای نیست، بلکه به معنای داشتن سبک زندگی درست، توکل و مدیریت صحیح است. ما باید الگوهای ایرانی موفق در زمینه‌ی فرزندآوری را پیدا کرده و زندگی آن‌ها را به زبان هنر روایت کنیم تا جوانان ببینند که چگونه می‌توان با وجود مشکلات، با تلاش و برنامه‌ریزی، صاحب خانواده‌ای پرجمعیت، شاد و با آرامش شد. علاوه بر این، باید آموزش در رده‌های مختلف آثار نمایشی، به‌ویژه در سریال‌های تلویزیونی و برنامه‌های گفتگو‌محور، به صورت هوشمندانه افزایش یابد. هنرمندان و شخصیت‌های تأثیرگذار و محبوب، باید صدای این فرهنگ‌سازی باشند. اگر کارگردان، نویسنده و بازیگر ما به اهمیت این موضوع حیاتی ایمان داشته باشند و در آثار خود به‌درستی بر آن تأکید کنند، می‌توانند بخش بزرگی از این بی‌انگیزگی را درمان کنند. هنر می‌تواند امید به آینده را در دل جوانان زنده کرده و ازدواج و فرزندآوری را به یک انتخاب جذاب، ارزشمند و افتخارآمیز تبدیل کند.

ایکنا - شما در آثاری نظیر «آقای گرفتار» در دهه هفتاد نقش داشتید که به صراحت بر برکت فرزندآوری تأکید داشت. به نظر شما چرا آن رویکرد مثبت دهه هفتاد به دهه هشتاد و نود نرسید و چگونه می‌توان دوباره آن حال و هوا و اهمیت را به آثار نمایشی بازگرداند؟

در دهه‌های شصت و هفتاد، هنوز آن روحیه خانواده‌محوری، قناعت و اعتقاد قلبی به برکت فرزند در آثار نمایشی ما وجود داشت و این موضوع در فیلم‌نامه‌ها نمود عینی داشت. در سریال «آقای گرفتار» که به آن اشاره کردید، فرزندان نه به عنوان یک بار اضافه یا مانع پیشرفت، بلکه به عنوان برکت خدا و بخشی از شیرینی بی‌پایان زندگی نشان داده می‌شدند. همه اعضای خانواده و حتی همسایه‌ها، با هم کمک می‌کردند و این نشان‌دهنده یک فرهنگ اصیل ایرانی-اسلامی بود که در آن، تک‌تک فرزندان جایگاه خود را داشتند و مورد حمایت جمعی بودند. اما متأسفانه در دهه‌های بعدی، به ویژه دهه‌های هشتاد و نود، با نفوذ نگاه‌های صرفاً تکنیک‌زده، غربی‌مآبانه و الگوبرداری‌های نادرست، این رویکرد به فراموشی سپرده شد و فرهنگ خطرناک تک‌فرزندی به شکلی ساختارمند ترویج شد که آسیب‌های روانی و اجتماعی فراوانی به جامعه وارد کرد. برای بازگرداندن آن حال و هوای ارزشی، باید به ریشه‌ها برگردیم و دوباره از همان ابزارهایی که این انحراف را ایجاد کردند، برای اصلاح آن استفاده کنیم. کارهای تحقیقاتی گسترده و پژوهش‌های میدانی در این زمینه‌ فرهنگی برای بازگشت به آن هویت، ضروری است.

باید فضایی ایجاد کنیم که در آن، فرزندآوری دوباره به یک ارزش اجتماعی برتر تبدیل شود. برگزاری گردهمایی‌ها از متخصصان، جامعه‌شناسان و خانواده‌های موفق پرجمعیت، ساخت برنامه‌هایی که بر اساس روایت‌های واقعی آن‌ها تولید می‌شود و بهره‌گیری دائمی از مشاوره در آثار نمایشی برای رفع شبهات ذهنی جوانان، از جمله راه‌های بازگشت به مسیر درست است. باید این موضوع را فراتر از شعارهای کلیشه‌ای، به عنوان یک نیاز حیاتی برای بقای کشور و پویایی تمدن ایرانی در آثار هنری به تصویر بکشیم تا اثرگذار باشد.

ایکنا - برخی معتقدند مشکلات اقتصادی تنها دلیل عدم تمایل به فرزندآوری است. با این حال، شما به عوامل فرهنگی اشاره داشتید. آیا فکر نمی‌کنید که آثار نمایشی باید به جای تمرکز صرف بر اقتصاد، به ابعاد روانی و اجتماعی فرزندآوری نیز بپردازند تا این فرهنگ در جامعه نهادینه شود؟

قطعاً مشکلات اقتصادی در شرایط فعلی وجود دارند و کسی منکر آن‌ها نیست، اما تعمیم همه‌ مسائل پیچیده‌ انسانی به اقتصاد، یک نشانی غلط است. بسیاری از خانواده‌ها حتی بدون مشکل جدی مالی، به دلیل فشارهای فرهنگی القا شده و نوع نگرش رسانه‌ای، باز هم از داشتن فرزند بیشتر خودداری می‌کنند. رسالت هنر این است که به جای غرق شدن در بحث‌های تکراری اقتصادی، به ابعاد روانی، عاطفی، تربیتی و اجتماعی فرزندآوری بپردازد که متأسفانه کمتر به آن‌ها توجه شده است. باید در آثار نمایشی به این نکته‌ دقیق پرداخته شود که خانواده‌ پرجمعیت، چگونه می‌تواند امنیت روانی، حس مسئولیت‌پذیری و رشد عاطفی اعضای خود را تأمین کند. باید نشان دهیم که تنهایی یک تک‌فرزند، چه آسیب‌های جدی روانی در درازمدت به او وارد می‌کند و چگونه وجود خواهر و برادر، یک پناهگاه امن برای رشد شخصیت اجتماعی اوست. این‌ها موضوعاتی است که باید با ظرافت هنری و در قالب داستان‌های جذاب روایت شود تا مخاطب امروز به عمق این نیاز انسانی و اجتماعی پی ببرد.

آثار نمایشی ما باید به دنبال ساختن الگوهایی باشند که در آن‌ها، فرزندآوری به عنوان یک مسیر خودشکوفایی، فداکاری آگاهانه و تقویت روابط عاطفی خانواده دیده می‌شود. این تغییر نگاه، تنها از طریق هنر فاخر، متعهد و کارشناسانه امکان‌پذیر است. هنرمندان باید از زاویه‌ی دید متفاوت و انسانی‌تری به زندگی نگاه کنند و ارزش‌های بنیادین خانواده را در برابر هجمه‌های سبک زندگی وارداتی، زنده نگه دارند. هنر اصیل، هنری است که بتواند با ایجاد نگرشی صحیح، کیفیت زندگی روانی خانواده و جامعه را به سمت تعالی سوق دهد.

ایکنا - شما از عبور از میدان مین فرهنگی صحبت کردید. با توجه به فضای موجود، چگونه می‌توان اتاق‌های فکر امور فرهنگی را برای اصلاح روند کنونی به همکاری فراخواند تا با آگاهی‌بخشی در آثار نمایشی، فرزندآوری به عنوان یک دغدغه عمومی مطرح شود؟

وقتی از عبور از میدان مین فرهنگی صحبت می‌کنیم، یعنی در شرایط بسیار حساسی قرار داریم که کوچک‌ترین اشتباه در سیاست‌گذاری فرهنگی، می‌تواند به قیمت از دست رفتن هویت تمدنی نسل آینده تمام شود. ما نیازمند تشکیل اتاق‌های فکر واقعی، علمی و نخبگانی با حضور جامعه‌شناسان، کارشناسان مذهبی و هنرمندان باسابقه و متعهد هستیم که بتوانند بدون سیاسی‌کاری‌های رایج، آسیب‌های موجود را شناسایی کنند و راهکارهای علمی و عملی کوتاه، میان و بلندمدت ارائه دهند. این اتاق‌های فکر نخبگانی باید بتوانند به کارگردانان، نویسندگان و تهیه‌کنندگان ما، اعتماد به نفس و شجاعت کافی برای پرداختن به موضوعات حیاتی نظیر فرزندآوری را بدهند. هنر نباید از پرداختن به دغدغه‌های اصلی و بنیادین مردم هراس داشته باشد. باید با استفاده از تمام ظرفیت‌های هنری، آگاهی اولیه‌ای در جامعه ایجاد کنیم تا جوانان ما بدانند که فرزندآوری، یک کنش آگاهانه، ارزشمند و مسئولانه برای آینده‌ خود و کشور است. این آگاهی‌بخشی عمومی باید نه تنها در سینما و تلویزیون، بلکه در تمام بخش‌های فرهنگی و هنری کشور جاری باشد.

متولیان امر باید بدانند که با بخشنامه‌های دستوری و دستورات اداری صرف، فرهنگ جامعه تغییر نمی‌کند. باید بستر فرهنگی لازم برای این کار فراهم شود و با تکیه بر نظرات کارشناسان، برنامه‌ای بلندمدت، جذاب و همه‌جانبه برای احیای خانواده‌محوری طراحی و اجرا کرد. هنرمندان اگر احساس کنند که بستر برای پرداختن به این دغدغه‌ها فراهم است و مورد حمایت نهادی قرار می‌گیرند، قطعاً استقبال ویژه‌ای خواهند کرد. باید از توان بالقوه‌ هنری کشور برای گذار از این مرحله‌ دشوار و بازگشت به مسیر درست فرهنگی استفاده کنیم.

ایکنا - به عنوان کسی که در آثار خود دغدغه‌های اجتماعی داشته‌اید، آیا فکر می‌کنید نسل جدید هنرمندان، توانایی درک این ضرورت تاریخی برای فرزندآوری و تولید آثار متناسب با آن را دارند؟ چه توصیه‌ای به هنرمندان جوان برای عبور از این فضای غبارآلود فعلی دارید؟

نسبت به نسل جدید هنرمندان، علیرغم همه‌ هجمه‌ها و القائات منفی، بسیار خوش‌بین هستم، به شرطی که مسیر درست و اصیل به آن‌ها نشان داده شود. هنرمندان جوان، سرشار از انرژی، خلاقیت و دانش فنی هستند و اگر به آن‌ها اعتماد شود و دغدغه‌های اصلی جامعه، از جمله بحران پیری جمعیت و ضرورت فرزندآوری برای آن‌ها به درستی تبیین شود، قطعاً می‌توانند آثار ماندگار و تأثیرگذاری خلق کنند. آن‌ها باید بدانند که هنر واقعی، هنری است که در خدمت جامعه، انسانیت و در پاسخ به نیازهای حیاتی کشور باشد.

بحث فرزندآوری، امروز به یکی از بزرگترین و حیاتی‌ترین چالش‌های استراتژیک کشور تبدیل شده است که آینده‌ تمدنی ما را مستقیماً هدف گرفته و در سال‌های اخیر فهمیدیم که چقدر آن سیاست‌های غلط گذشته نظیر «فرزند کمتر، زندگی بهتر» برای آینده‌ کشور مضرات سنگین و جبران‌ناپذیری داشته است

توصیه و پیشنهاد من به هنرمندان جوان این است که از الگوهای سطحی، زودگذر و وارداتی فاصله بگیرند و به دنبال کشف زیبایی‌های بی‌نظیر زندگی اصیل ایرانی-اسلامی باشند. آن‌ها باید با مطالعه‌ی جامعه‌شناختی و فهم درست تحولات تاریخی کشور، آثار خود را تولید کنند. فرزندآوری، نه یک موضوع حاشیه‌ای یا سفارشی، بلکه یکی از ستون‌های اصلی بقای تمدنی ما است که باید در آثار هنری به یک دغدغه‌ی عمومی تبدیل شود. این مسئولیت بزرگ تاریخی هنرمندان امروز است که باید با آگاهی کامل پذیرفته شود.

هنرمند اصیل باید جسارت این را داشته باشد که برخلاف جریان رایج سخیف رسانه‌ای حرکت کند و به موضوعات اصیل خانوادگی بپردازد. باید از تمامی ظرفیت‌های نوین هنری برای تبیین اهمیت تشکیل خانواده و فرزندآوری استفاده کنیم. هنرمندان جوان باید بدانند که آیندگان، آن‌ها را براساس آثاری که امروز برای حفظ این کیان فرهنگی تولید می‌کنند، قضاوت خواهند کرد. این یک رسالت بزرگ است که تنها با تعهد، تخصص، مطالعه و شناخت عمیق جامعه محقق خواهد شد.

ایکنا - شما در فیلم «قاتل اهلی» از نبود بستر لازم برای فعالیت فرهنگی درست، می‌گفتید. با این پیش‌فرض، چگونه می‌توان در شرایطی که برخی مسئولان و متولیان، خودشان مانع راه هستند، امیدی به تحول و ترویج فرزندآوری داشت؟

آن سکانس در «قاتل اهلی»، بازتابی از دردهای عمیق فرهنگی و گرفتاری‌های پشت پرده‌ مسیر تولید اثر هنری بود. در آنجا گفتم که متأسفانه در اتاق‌های ارشاد، مجوز صادر می‌شود اما در راهروهای دیگر، ابطال می‌‌شود. این دوگانگی، سردرگمی و تناقض در تصمیم‌گیری‌های کلان فرهنگی، بزرگ‌ترین مانع ما برای عبور از مشکلات است. وقتی مدیران و تصمیم‌گیران فرهنگی، وحدت رویه ندارند و سلیقه‌ای عمل می‌کنند، طبیعی است که هنرمند متعهد نیز در مسیری که انتخاب کرده، تنها می‌ماند و دلسرد می‌شود. با این حال، هیچ‌گاه دیر نیست و حتی در سخت‌ترین شرایط نیز نباید ناامید شویم. جامعه‌ ما تشنه‌ حقیقت، صداقت و اصالت است و اگر بتوانیم روزنه‌ای برای ارائه آثار صادقانه باز کنیم، مخاطب خود را پیدا خواهیم کرد. وظیفه‌ ما این است که بدون خستگی، با ایستادگی و منطق، راه خود را ادامه دهیم. شاید متولیان فعلی امور فرهنگی، درک درستی از ضرورت‌های امروز جامعه نداشته باشند، اما وظیفه هنرمند، روشنگری و تلاش برای اصلاح امور از طریق هنر فاخر است. درضمن باید مطالبه‌گر بود و با زبان هنر عمیق، مسئولان را نسبت به ضرورت‌های امروز جامعه، از جمله بحران فرزندآوری، آگاه کرد. ما نباید اجازه دهیم فضای غبارآلود کنونی، ما را از رسالت اصلی هنری‌مان دور کند. راهکار تحول، در همراهی هنرمندان دغدغه‌مند، اندیشمندان و مردم آگاه است. اگر بتوانیم اجماعی منطقی بر سر اهمیت این موضوع ایجاد کنیم، هیچ سدی نمی‌تواند مانع حرکت جامعه به سوی آینده‌ای بهتر شود. هنر، قدرتمندترین ابزار برای ایجاد این اجماع ملی است.

ایکنا - در پایان، برای جمع‌بندی، آیا فکر می‌کنید باید در آثار نمایشی، بحث‌های اقتصادی را کاملاً از فرهنگی جدا کرد و فقط روی یک جنبه تمرکز کرد یا راهکار اصلی در تلفیقی از نگاه‌های جامعه‌شناختی برای ترویج ازدواج و فرزندآوری است؟

راه‌حل چنین بحران پیچیده‌ای، هیچ‌گاه تک‌بعدی نیست و نخواهد بود. باید با نگاهی جامع‌نگر، علمی و تلفیقی، به موضوع فرزندآوری بپردازیم. اقتصاد، زیرساخت لازم است، اما فرهنگ، جهت‌دهنده است. اگر فقط بر اقتصاد تمرکز کنیم، بدون اصلاح نگاه فرهنگی، فرزندآوری به یک معامله‌ی صرف تبدیل می‌شود و اگر فقط بر فرهنگ تمرکز کنیم، بدون حداقل‌های رفاهی و امید اقتصادی، فشارها غیرقابل تحمل خواهد بود. نیازمند یک حرکت همه‌جانبه هستیم که در آن، تمامی ابعاد زندگی انسان دیده شود و هنر باید منعکس‌کننده‌ این نگاه چندوجهی باشد.

آثار نمایشی باید منعکس‌کننده‌ این نگاه جامع باشند. آن‌ها باید سختی‌های اقتصادی خانواده‌ها را به تصویر بکشند تا مسئولان نسبت به رفع آن‌ها احساس مسئولیت بیشتری کنند و در عین حال، زیبایی‌های روانی، عاطفی و ارزش‌های والای خانواده‌داری را روایت کنند تا جامعه نسبت به فرزندآوری ترغیب شود. این همان رویکرد خردمندانه‌ای است که می‌تواند در درازمدت، فرهنگ ما را در برابر هجمه‌های بیرونی سبک زندگی وارداتی بیمه کرده و مسیر تمدنی ما را به سمت تعالی اصلاح کند. اگر ما با همین صداقت، در سینما، تلویزیون و سایر رسانه‌ها، دغدغه‌های واقعی مردم را مطرح کنیم و راهکارهای مبتنی بر ارزش‌های اصیل خود را ارائه دهیم، قطعاً به نتیجه خواهیم رسید. همه چیز با یک تصمیم بزرگ فرهنگی، عزم راسخ ملی برای حفظ کیان خانواده شروع می‌شود. خانواده، تنها پناهگاه امن ما در برابر تندبادهای حوادث زمانه است و هنر، بهترین نگهبان این پناهگاه. باید با قدرت، ایمان و برنامه، این رسالت تاریخی را با موفقیت به سرانجام برسانیم.