
به گزارش ایکنا، در این روزهای تلخ و سنگینی که تقویم تاریخ معاصر ایران زیر بار فقدان جانسوز و شهادت رهبر انقلاب اسلامی با اندوهی عمیق ورق میخورد، بغضی تاریخی گلوی جامعه را میفشارد. شهادت ایشان، تنها از دست دادن یک رهبر سیاسی یا یک سکاندار اجرایی نبود؛ بلکه فقدان یک حکیم، یک متفکر جامعالاطراف و یک نظریهپرداز تمدنساز بود که هندسه معرفتی و هویتی انقلاب اسلامی را در میانه طوفان سهمگین تهاجمات فکری جهان معاصر پاسداری میکرد.
اکنون که دست جامعه از حضور فیزیکی، رهنمودهای مستقیم و کلام گرم این رهبر فرزانه کوتاه شده است، رسالتی بسیار سنگینتر از همیشه بر دوش رسانه احساس میشود؛ رسالت بازخوانی دقیق میراث فکری ایشان، تا مبادا این گوهر ناب در غبار گذر زمان دچار تحریف یا فراموشی شود، امروز بیش از هر زمان دیگری احساس میشود. در همین راستا و با هدف واکاوی و بررسی این منظومه فکری، ایکنا در سلسله گزارشهایی به بازخوانی اندیشههای این رهبر شهید میپردازد. آنچه در ادامه میخوانید، روایتی تحلیلی و مستند از دیدگاههای رهبر شهید درباره «فضائل اخلاقی» است؛ روایتی که در آن، جایجای متن با کلمات، ادبیات اختصاصی و بیانات مستقیم ایشان، همچون ستارگانی راهنما، چراغانی شده است تا صدای رسای ایشان در متن تاریخ زنده بماند.
در میان همه مؤلفهها و شاخصههایی که بنیان یک جامعه قدرتمند، پیشرو و متمدن را شکل میدهند، هیچ عاملی به اندازه »اخلاق» و بهویژه «آراستگی به فضائل اخلاقی« از ظرفیت نفوذ و قدرت تمدنسازی برخوردار نیست. در منظومه فکری رهبر شهید، اخلاق صرفاً یک امر فردی، حاشیهای یا توصیهای تزئینی در کنار ساختارهای سختافزاری جامعه تلقی نمیشد؛ بلکه ایشان اخلاق را روح حاکم بر نظامهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی میدانستند و آن را عنصر حیاتبخش کالبد جامعه به شمار میآوردند.
در شرایطی که بسیاری از نظامهای مادی، توسعه را صرفا بر پایه شاخصهای اقتصادی، فناوری و قدرت نظامی ارزیابی میکنند و در این مسیر، کرامت انسانی را تحتالشعاع الگوهای توسعه غربی قرار میدهند، رهبر شهید با تبیین» اخلاق بهمثابه زیربنای پیشرفت همهجانبه» رویکردهای تقلیلگرایانه و سکولار را به چالش کشیدند. بررسی و بازخوانی بیانات ایشان نشان میدهد که از مدیریت شهری و حکمرانی کلان گرفته تا نهاد خانواده و عرصه دیپلماسی بینالمللی، هیچ حوزهای خارج از دایره الزامات و ملاحظات اخلاقی قرار نمیگیرد.
در رأس اهداف بعثت، تزکیه است
یکی از کلیدیترین مفاهیمی که در افکار عمومی غالباً به سطحی از توصیههای فردی تقلیل یافته بود، جایگاه هستیشناختی و قرآنی اخلاق بود. رهبر شهید با نگاهی تبیینی، ریشههای قرآنی این گزاره را موشکافی کرده و به جامعه یادآور شدند که پرورش اخلاق، نه یک امر فرعی، که هدف اصلی بعثت انبیاست.
ایشان در تبیین این حقیقت ناب و فلسفه ارسال رُسُل میفرمایند: «بعثت نبی مکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هدیه به همه بشریت هم هست. اگر ما در میان ارزشهای فراوان اسلام، سلسله ارزشهای اسلامی -که مجموعه ارزشهای اسلامی خیلی گسترده است- فقط دو ارزش را در نظر بگیریم، یعنی عنصر «گسترش عقلانیت» و عنصر «پرورش اخلاق» را که دو عنصر برجسته از این ارزشها است، اگر همین دو عنصر را در نظر بگیریم که اسلام نسبت به آنها چه تاکیدی کرده، تصدیق خواهیم کرد که اسلام عالیترین هدیه را و وسیله سعادت را به بشریت عطا کرده… در چند جای قرآن در صدر اهداف بعثت، اخلاق و تزکیه را ذکر کرده: هُوَ الذی بَعَثَ فی الاُمیینَ رَسولاً منهُم یَتلوا عَلَیهم آیاته وَ یُزَکیهم؛ اول، تزکیه است؛ هم چنین در آیات دیگر: لَقَد مَن اللَهُ عَلَى المُؤمنینَ اذ بَعَثَ فیهم رَسولاً من اَنفُسهم یَتلوا عَلَیهم آیاته وَ یُزَکیهم. چند جای دیگر هم در قرآن هست که هدف بعثت را «تزکیه» معین کرده است؛ در رأس اهداف [بعثت]، تزکیه است».
این قرائت از نقش اخلاق، بار سنگینی را بر دوش متولیان جامعه اسلامی میگذارد. نظامی که بر پایه اهداف بعثت شکل گرفته است، نمیتواند از مأموریت اصلی پیامبر اعظم(ص) که همان تکمیل مکارم اخلاق است، غفلت ورزد.

اسلامی شدن کشور، رفاه و اخلاق را همزمان میآورد
در ادبیات مدرن توسعه، غالباً یک دوگانه جعلی میان «پیشرفت مادی» و «تعالی معنوی» ترسیم میشود؛ بهگونهای که گویی برای رسیدن به رفاه، چارهای جز عبور از فضائل اخلاقی و تن دادن به قواعد اقتصاد بیرحم سرمایهداری نیست. اما در نگاه رهبر شهید، این دوگانه کاملا باطل است. فرآیند توسعه از دید ایشان، فرآیندی توأمان از اعتلای روح و جسم جامعه است.
ایشان با تأکید بر همافزایی دین و دنیا در نظام اسلامی میفرمایند: «اگر کشور به معنای واقعی کلمه اسلامی شود هم رفاه اقتصادی و هم فضایل اخلاقی میآورد». در این چارچوب فکری، هدفگذاری کلان نظام مشخص است: «این هدفها رشد معنوی و مادی، ساختن دنیا و آخرت مردم و تاثیرگذاری بر روی آنها، تعالی اخلاقی، رسیدن کشور به نقطهای که شایسته کرامت انسانی است و ایجاد فضایی برای رشد استعدادها و بهرهبردن افراد از مواهب الهی - چه مواهب مادی و چه مواهب معنوی - است که از جمله آنها میتوان به آزادی، علم و فضایل اخلاقی اشاره کرد».
در این نگاه، علم و پیشرفت مادی نهتنها در تضاد با اخلاق نیستند، بلکه نیازمند آنند تا از مسیر شرافت انسانی منحرف نشوند: «بدون پیشرفت علم نمیشود کشور را پیش برد. امروز حتی دشمنان بشریت از علم استفاده میکنند. ما برای آرمانهای والا، ارزشهای حقیقی، فضایل انسانی و گسترش آنها ناگزیریم از علم و شرافت ذاتی علم استفاده کنیم».
دوری از فضایل اخلاقی، مشکلات زندگی را پیچیدهتر میکند
یکی از آسیبشناسیهای دقیق رهبر شهید از وضعیت جاری کشور، ریشهیابی معضلات پیچیده اجتماعی و اقتصادی در خلأهای اخلاقی است. ایشان هشدار میدهند که مدیریت جامعه بدون پیوست اخلاقی، منجر به تولید بحرانهای لاینحل میشود.
ایشان در عباراتی صریح و آسیبشناسانه میفرمایند: «اگر امروز ما در برخی زمینهها دچار مصیبت هستیم، بهخاطر این است که این اخلاق حسنه مهم اسلامی را فراموش کردهایم - امانت، درستکاری، حقطلبی، زیباییطلبی». و در جای دیگری با تأکید مجدد بر این معادله قطعی میافزایند: «خیلی از مشکلات ما ناشی از دور شدن از فضایل اخلاقی است… هرچه از فضایل اخلاقی فاصله بگیریم، مشکلات و گرههای زندگی پیچیدهتر و بیشتر خواهد شد. باید خود را به اخلاق اسلامی و ملکات فاضله اسلامی نزدیک کنیم».
این نگاه مبتنی بر واقعبینی، راهکار حل معضلات را در بازگشت به فضائل میداند. حتی در لایه مدیریت شهری که شاید در نگاه اول کاملا کالبدی و خدماتی به نظر برسد، ایشان خواستار تزریق روح دیانت هستند: «مسائل فرهنگی و اجتماعی شهر، بسیار مهم است. سعی کنید روح دیانت و اخلاق اسلامی را در فضای شهر تهران ساری و جاری کنید؛ این کاری است ممکن و گرهگشای بسیاری از مشکلات است… در کیفیت اداره بوستانهای شهری که ظاهر فرهنگی هم ندارد… در فرهنگسراها و در نوع کارهایی که شهرداری در تهران میکند - نصب تابلوها، تبلیغات، رفتوآمدها، ترافیک و همه چیزهای دیگر از این قبیل - امکانپذیر است. شما میتوانید با همه این وسایل، اخلاق فاضله را در مردم گسترش دهید».

یکی از مهمترین فضایل اخلاقی برای یک کشور قناعت است
فضائل اخلاقی در نگاه رهبر شهید، مفاهیمی انتزاعی و محصور در کتابهای عرفانی نیستند و باید در کف میدان جامعه و در تعاملات روزمره نمود عینی پیدا کنند. ایشان فهرستی از کاربردیترین «اخلاقهای رفتاری» را بهعنوان نیازهای مبرم کشور فهرست میکنند.
ایشان در تشریح این مصادیق میفرمایند: «اخلاقهای رفتاری افراد جامعه؛ مثل انضباط اجتماعی، وجدان کاری، نظم و برنامهریزی، ادب اجتماعی، توجه به خانواده، رعایت حق دیگران - اینکه دیگران حقی دارند و باید حق آنها رعایت شود، یکی از خلقیات و فضایل بسیار مهم است - کرامت انسان، احساس مسئولیت، اعتمادبهنفس ملی، شجاعت شخصی و شجاعت ملی، قناعت - یکی از مهمترین فضایل اخلاقی برای یک کشور قناعت است… امانت، درستکاری، حقطلبی، زیباییطلبی - یکی از خلقیات خوب، زیباییطلبی است؛ یعنی به دنبال زیبایی بودن، زندگی را زیبا کردن؛ هم ظاهر زندگی را و هم باطن زندگی را؛ محیط خانواده، محیط بیرون، محیط خیابان، محیط پارک و محیط شهر - نفی مصرفزدگی، عفت، احترام و ادب به والدین و به معلم».
مؤمن به دشمن خود هم ستم نمیورزد…
برای تحقق جامعهای تراز نوین، نیازمند تربیت انسانهایی با استخوانبندی محکم روحی و اخلاقی هستیم. رهبر شهید با استناد به حدیثی گرانسنگ از امام صادق (ع)، ۸ خصلت کلیدی مومن را که ضامن تابآوری فرد و جامعه در برابر تندبادهای حوادث است، با ظرافتی بینظیر تبیین میکنند. ایشان با شرح فقرات این حدیث میفرمایند: «عَن اَبی عَبد الله عَلَیه السلام قالَ: یَنبَغی للمُؤمن اَن یَکونَ فیه ثَمانُ خصالٍ وَقورٌ عندَ الهَزاهز صَبورٌ عندَ البَلاء شَکورٌ عندَ الرخاء قانعٌ بما رَزَقَهُ اللهُ لا یَظلمُ الاَعداءَ وَ لا یَتَحامَلُ للاَصدقاء بَدَنُهُ منهُ فی تَعَبٍ وَ الناسُ منهُ فی راحَة».
سپس در تشریح زلزلهها و تکانههای زندگی اجتماعی و سیاسی میافزایند: «وَقور بودن در این حوادث یعنی از جا درنرفتن، خود را نباختن، آرامش خود را حفظ کردن، به تلاطم درنیامدن. فرض کنید بیماریای برای انسان پیش میآید، زلزلهای پیش میآید، جنگی پیش میآید، فقری پیش میآید؛ اینها هزائز زندگی است… مؤمن باید اینجور نباشد و از جا در نرود، خودش را حفظ کند».
ایشان درباره عنصر «صبر» که موتور محرک حرکت است تاکید میکنند: «صبر به همان معنایی است که مکرر عرض کردهایم؛ یعنی این حرکتی را که شروع کرده متوقف نکند، استقامت کند… در صدد برمیآیید که این مانع را برطرف کنید، یک جوری از آن عبور کنید؛ صبر یعنی این».
این کالبدشکافی اخلاقی تا نحوه رفتار با دشمنان نیز امتداد مییابد؛ جایی که اخلاق اسلامی حتی در میدان نبرد نیز حدود را مشخص میکند: «[مؤمن] به دشمن خود هم ستم نمیورزد… بعضیها خیال میکنند اگر کسی دشمن شد، میشود به او ظلم کرد… نه، دشمن را هم ظلم نباید کرد، ولو دشمن است… به صرف اینکه دشمن است، نمیشود به او فحش داد، تهمت زد، دروغ گفت، مالش را برد».
رهبر شهید همچنین در تشریح ایثار اجتماعی، مؤمن را کسی میدانند که آسایش جامعه را بر راحتی خود ترجیح میدهد: «انسان در مقام معارضه با راحت خود و راحت دیگران، راحت دیگران را ترجیح بدهد، راحت خود را ترجیح ندهد».

«وَ حَسُنَ خُلُقُهُ مَعَ اَهله»
یکی از آسیبهای پنهان در میان فعالان اجتماعی و حتی نیروهای مذهبی، دوگانگی رفتار در بیرون و درون خانه است. رهبر شهید با دستگذاشتن بر این نقطه حساس، تعالی اخلاقی را از هسته مرکزی جامعه، یعنی «خانواده» آغاز میکنند. ایشان با اشاره به حدیثی دیگر درباره شروط جلب رضایت الهی و محو گناهان، ۴ ویژگی را برمیشمرند که اوج آن در حسن خلق با خانواده تجلی مییابد.
ایشان در تبیین این شروط حیاتی میفرمایند: «یکی اینکه واجبات را انجام بدهد… دوم [اینکه] زبان او با مردم هم صادق باشد؛ به مردم دروغ نگوید. وَ استَحیا من کُل قَبیحٍ عندَ الله وَ عندَ الناس؛ سوم [اینکه] از هر کار قبیحی پیش خدا و پیش مردم حیا کند… بالاخره خطا از انسان سر میزند اما [باید] انسان، هم پیش مردم، هم پیش خدا احساس شرم کند از کار خطا و از گناه؛ پردهدر و وقیح و بیباک و بیمبالات نباشد».
اما نقطه اوج این تذکر اخلاقی، هشدار درباره رفتار درونخانوادگی است: «وَ حَسُنَ خُلُقُهُ مَعَ اَهله؛ این هم [خصلت] چهارم که با خانواده خود خوشاخلاق باشد که این بلایی است که خیلی از آدمهای مومن و خوب ما هم به آن دچارند؛ آدمهای خوبیاند اما با زن و بچه خودشان بداخلاقاند، کجخلق و بداخلاق و تند و سختگیر [که این] خیلی چیز بدی است… گاهی مثل شمر در خانه با زن و بچه رفتار میکنند؛ حالا از یک جایی اوقاتشان تلخ است، یکی به آنها اهانت کرده، بدگویی کرده، عوضش را سر زن و بچه درمیآورند».
این نگاه ظریف و همهجانبه، نشان میدهد که در گفتمان رهبر شهید، قهرمان اجتماعی کسی نیست که در بیرون مرزها پیروز باشد اما در کانون خانواده یک مستبد بداخلاق تلقی گردد.
شهید سلیمانی روحیه فداکاری و نوعدوستی داشت
برای تحقق این خودباوری و الگوپذیری در درون جامعه، رهبر شهید ایده الگوسازی از انسانهای تراز انقلاب اسلامی را مطرح میکنند. در زمانهای که نیازمند تجسم عینی فضائل هستیم، ایشان سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی را تبلور مکارم اخلاق و ارزشهای فرهنگی ایران و اسلام معرفی میکنند.
ایشان در توصیف این الگو و قهرمان ملی میفرمایند: «(شهید سلیمانی) از طرفی روحیه فداکاری و نوعدوستی داشت، یعنی برایش این ملت و آن ملت و مانند اینها مطرح نبود؛ نوعدوست بود، واقعا حالت فداکاری برای همه داشت. از طرفی اهل معنویت و اخلاص و آخرتجویی بود؛ واقعا معنوی بود، واقعا اهل معنا و اهل اخلاص بود، و اهل تظاهر نبود. خب اینها مجموعه مکارم اخلاق است، اینها مکارم باارزشی است. این را مردم دیدند؛ این تبلور پیدا کرد در این آدم؛ در بیابانهای فلان کشور و فلان کشور و روی کوهها و در مقابل دشمنان گوناگون رفت، و این ارزشهای فرهنگی ایرانی را در واقع مجسم کرد، متبلور کرد، نشان داد؛ پس قهرمان ملت ایران شد».

رفتار شما باید مایه جلب محبت برای نظام بشود
نیروی محرکه دفاع از دستاوردهای نظام، شبکه عظیم و مردمی بسیج است. اما رهبر شهید، ماموریت اصلی این شجره طیبه را پیش از آمادگیهای نظامی، کسب الزامات اخلاقی و رفتاری میدانند تا آنان به سفیران محبت و کارآمدی نظام تبدیل شوند.
ایشان خطاب به جوانان و نیروهای انقلابی تأکید میکنند: «تواناییهای مجموعه بسیج را باید بالا برد؛ الزاماتی وجود دارد: الزامات اخلاقی، الزامات رفتاری، الزامات عملی. الزامات اخلاقی، یعنی ما در درون خودمان اخلاقیات نیکوی اسلامی را پرورش بدهیم؛ از جمله این اخلاقیات صبر است، از جمله این اخلاقیات گذشت است، از جمله این اخلاقیات حلم و ظرفیت داشتن و جنبه داشتن است، از جمله این اخلاقیات تواضع است… الزامات رفتاری هم این است که همین خلقیات نیکو را در عمل با مردم، در عمل با محیط، در تعامل با جامعه و انسانها به کار ببریم».
رهبر شهید با یادآوری سیره اهل بیت(ع)، حجت را بر نیروهای مومن تمام میکنند: «امام صادق (علیه الصلاة و السلام) به اصحابش میفرمود: جوری عمل کنید در بین مردم که هر کس شما را میبیند، بگوید اینها یاران امام صادقاند… رحمت خدا بر امام صادق، مایه تحسین برای ما بشوید. رفتار یکایک عزیزان بسیجی… باید جوری باشد که بگویند اینها پرورشیافتگان نظام اسلامیاند؛ مایه جلب محبت، مایه جلب احترام برای نظام اسلامی و برای جمهوری اسلامی».
اخلاق از عمل اهمیت بیشتری دارد
یکی از خطرات سهمگینی که انسجام و امنیت روانی جامعه را تهدید میکند، سقوط رسانهها، نخبگان سیاسی و آحاد مردم در ورطه بداخلاقیهای سیاسی، تهمت و سوءظن است. رهبر شهید با درک عمق این فاجعه شناختی که معمولا تحت لوای رقابتهای سیاسی یا افشاگری توجیه میشود، هشدار تند و بیدارکنندهای صادر میکنند.
ایشان با تاکید بر لزوم پاکسازی فضای عمومی کشور از ویروس بیاخلاقی میفرمایند: «به اخلاق خودمان هم برسیم؛ به اخلاق خودمان هم برسیم. اخلاق اهمیتش از عمل هم بیشتر است. فضای جامعه را فضای برادری، مهربانی، حسن ظن قرار بدهیم. من هیچ موافق نیستم با اینکه فضای جامعه را فضای سوءظن و فضای بدگمانی قرار بدهیم. این عادات را از خودمان باید دور کنیم. اینکه متاسفانه باب شده که روزنامه و رسانه و دستگاههای گوناگون ارتباطی - که امروز روزبهروز هم بیشتر و گستردهتر و پیچیدهتر میشود - روشی را در پیش گرفتهاند برای متهم کردن یکدیگر، این چیز خوبی نیست؛ این چیز خوبی نیست، دل ما را تاریک میکند، فضای زندگی ما را ظلمانی میکند. هیچ منافات ندارد که گنهکار تاوان گناه خودش را ببیند، اما فضا، فضای اشاعه گناه نباشد؛ تهمت زدن، دیگران را متهم کردن به شایعات، به خیالات».

دشمن به بیاعتقاد کردن مردم نسبت به فضایل اخلاقی احتیاج دارد
در جنگ شناختی و هیبریدی دوران معاصر، هدفگیری اصلی دشمن، تسخیر جغرافیا نیست و تسخیر قلبها و ذهنهاست. یکی از استراتژیکترین خاکریزها در این نبرد، سنگر «پایبندیهای اخلاقی» است. دشمن به خوبی میداند که جامعه تهیشده از اخلاق، جامعهای ازپیششکستخورده است. رهبر شهید با پردهبرداری از این نقشه شوم میفرمایند: «ببینید نقش فعالیتهای تبلیغاتی و تقابل نظری آمریکا با جمهوری اسلامی، از نظر آنها چقدر مهم است. آنها به تبلیغات و تقابل نظری احتیاج دارند، به بیایمان کردن مردم نسبت به مبانی نظام احتیاج دارند؛ همچنانکه به بیاعتقاد کردن مردم نسبت به فضایل و پایبندیهای اخلاقی احتیاج دارند. اینها چیزهایی است که مردم را از نظام اسلامی جدا میکند و پیوند مستحکم بین نظام و مردم را از هم میگسلد».
ایشان با اشاره به استحکام درونی ساختار جمهوری اسلامی در برابر این طوفانها ادامه میدهنذ: «امروز دشمنان ما همه نیروی خود را روی این گذاشتهاند. البته این کار در مورد ایران آسان نیست… جمهوری اسلامی با یک کودتا سر کار نیامده است… جمهوری اسلامی را مردم بهوجود آوردند و خود مردم آن را حفظ کردند».
انزوای معنویت؛ عامل غلبه شر و فساد و ظلم جهانی
تبعات دوری از اخلاق فقط به فروپاشی فردی یا ملی ختم نمیشود، بلکه عامل اصلی فجایع، نسلکشیها و استعمار در سطح جهانی است. رهبر شهید ریشه نظام سلطه و مظلومیت ملتهایی چون فلسطین را در همین انزوای معنویت در تمدن غربی جستجو میکنند.
ایشان در تحلیلی جامع از نظام بینالملل میفرمایند: «امروز اگر در دنیا ظلم و سلطه وجود دارد و تمدن خشن غربی، دنیا را از فضای خشونت و ظلم و زورگویی و ناحقگویی… پر کرده است، اینها بهخاطر انزوای معنویت و اخلاق انسانی است. وقتی معنویت و اخلاق و فضیلت منزوی شد و کسی جرأت نکرد در دنیا فضایل اخلاقی را بهعنوان ارزشهای طراز اول مطرح کند، شر و فساد غلبه خواهد کرد و پول و زور، ارزش خواهد شد و صاحبان پول و زور برای باز کردن راه به سوی هدفهای خود، هیچ مانعی را ملاحظه نخواهند کرد و دنیا همان چیزی میشود که امروز وجود دارد. دهها سال است که ملتی مثل فلسطین، زیر دست و پای ظلم و ستم قهاران و ستمکاران عالم لگدمال میشود؛ اما این مظلومیت به این عظمت، در دنیا انعکاسی ندارد!».
اما رسالت جمهوری اسلامی در این تاریکی مطلق چیست؟ «نظام جمهوری اسلامی پرچم معنویت و اخلاق را بلند کرد. برافراشتن پرچم اخلاق، فقط از موضع موعظهگری قابل تأمین نیست؛ با حرکت عظیم و اقتدار ناشی از حضور مردم، این پرچم در دنیا برافراشته شده است. امروز ما در منبرهای عظیم جهانی و بینالمللی، از عدالت و مظلومیت ملتها سخن میگوییم و این به برکت نظام جمهوری اسلامی است».

اقیانوس مواج فضایل انسانی در کوره بلاهای سخت
اگرچه بلاها، تحریمها و جنگها در ظاهر تهدیداتی ویرانگرند، اما در نگاه توحیدی و تربیتی رهبر شهید، همین کورههای گداخته، بستری برای جوشش فضائل پنهاناند. ملتی که از این گردنهها عبور کند، به پولاد آبدیده تبدیل میشود. ایشان با یادآوری دوران پرافتخار دفاع مقدس و خطاب به جوانان میفرمایند: «فضل و بزرگمردی و سالاری همان بلاهای سخت لازم است تا اقیانوس مواج فضایل انسانی، در درون انسان بهشکل معجزهآسا؛ نه بهشکل معمولی به موج بیفتد و انسانها معنویاتشان رشد کند. شما جوانانی که جنگ را دیدید؛ شما جوانانی که در جنگ تجربههایی را گذراندید؛ شما جوانانی که لحظهلحظه خطرها را با پوست و گوشت و استخوانتان حس کردید و در آن لحظهها به خدا پناه بردید، بدانید که از یک اقیانوس بیپایان معنویت استفاده کردید و بهره بردید».
این تجربیات ناب، سرمایه استحکام ساخت درونی قدرت است: «عاملی که میتواند کشور شما را در مقابل هر افزونطلبی، هر انحصارطلبی، هر تجاوز، هر ماجراجویی و هر بحرانسازی حفظ کند، استحکام ساخت داخلی نظام است… امید جوانان به آینده و گرفته شدن رخنههایی که بتدریج موجب تضعیف نظام میشود».
تحول اخلاقی؛ عید واقعی یک ملت
وظیفه آحاد جامعه، نخبگان، مبلغان و متولیان فرهنگی در این برهه حساس تاریخی چیست؟ رهبر شهید ماموریتی همگانی را برای ترویج فضائل و پاکسازی جامعه از رذائل ابلاغ میکنند. ایشان از تریبونداران میخواهند: «مردم را هدایت کنید… با عمل و زبان، فضیلت اخلاقی را در آنها به وجود آورید… آنها را با مسائل اساسی جهان اسلام و با مسائل اساسی کشور آشنا کنید».
همچنین میفرمایند: «اخلاق را در جامعه رشد بدهیم؛ مردم را به خیرخواهی، به امید، به تعاون، به اخوت، به صبر، به حلم، به شکر، به احسان، به ایثار، به گذشت دعوت کنیم… برای رشد اخلاق در جامعه، گسترش خلقیات خوب، اعتلای روحیه همدلی و برادری و صفا و اخوتی که در جامعه دینی مطلوب است، (ما) به نصیحت احتیاج داریم… جزو تعالیم اسلام است که با زبان و تبیین باید مردم را با فضایل اخلاقی آشنا کرد و از منکرات دور نگهداشت».
مدیریت افکار عمومی باید بهگونهای باشد که تمایلات جامعه به سمت نور جهتدهی شود: «هدایت مردم این است که بر اثر تعلیم و تربیت درست و راهنمایی مردم به سرچشمههای فضیلت، کاری بشود که خواست مردم در جهت فضایل اخلاقی باشد و هوسهای فاسدکنندهای که گاهی به نام آرا و خواست مردم مطرح میگردد، از افق انتخاب مردم دور شود… باید روزبهروز فضائل اخلاقی در بین ما رشد کند… امروز کشور احتیاج دارد که فضای عمومی آن، فضای معروف، اقامه حق، اقامه عدالت و میل به معنویت باشد».
بازخوانی این منظومه ژرف نشان میدهد که در ترازوی حکمرانی اسلامی، هیچ دستاورد تکنولوژیک، هیچ پیروزی دیپلماتیک و هیچ رشد اقتصادی ارزشمند نخواهد بود مگر آنکه در بستر شکوفایی اخلاق و کرامت انسانی رقم بخورد. «امتیاز نظام اسلامی در این است که این چارچوب، احکام مقدس الهی و قوانین قرآنی و نور هدایت الهی است که بر دل و عمل و ذهن مردم پرتوافشانی و آنها را هدایت میکند».
در نهایت، آن مقصود اعلایی که میتواند نویدبخش تمدن نوین اسلامی و سعادت دنیوی و اخروی ملت ایران باشد، وقوع یک انقلاب درونی و یک نوزایی روحی است. همانگونه که رهبر شهید با بیانی لطیف و عمیق، حقیقت رستگاری را اینگونه تصویر میکنند: «اگر ملتی بتواند یک تحول اخلاقی در خود بهوجود آورد؛ رذایل اخلاقی را از درون خود پاکسازی کند و خود را به فضایل اخلاقی آراسته سازد، حقیقتا برای آن ملت عید است… تحول اخلاقی، یعنی اینکه انسان هر رذیلت اخلاقی را - هر اخلاق زشت، هر روحیه بد و ناپسندی که موجب آزار دیگران یا عقبماندگی خود انسان است - کنار بگذارد و خویشتن را به فضایل و زیباییهای اخلاقی، آراسته کند».