کد خبر: 3799051
تاریخ انتشار: ۱۵ فروردين ۱۳۹۸ - ۰۴:۱۴
گروه اندیشه ــ سومین شماره از دوره بیست‌وسوم فصلنامه علمی ـ پژوهشی «علوم حدیث»، به صاحب امتیازی دانشکده علوم حدیث و مدیر مسئولی محمد محمدی‌ ری‌شهری با چند مقاله حدیث‌پژوهی از جمله «تحلیل دیدگاه‏‏‏‌ها و مبانی آیت‌الله معرفت در کاربرد، دامنه و اعتبارسنجی روایات تفسیری منتشر شد.

به گزارش ایکنا؛ در این شماره از فصلنامه علمی ـ پژوهشی «علوم حدیث»، مقالاتی با عناوین «نقد و بررسی روایات تفسیری در حوزۀ تاریخ‏گذاری آیۀ 85 سوره قصص» به قلم محمدعلی مهدوی‌راد، امیر احمدنژاد و زهرا کلباسی؛ «تحلیل و ارزیابی گونه‏‏‏‌های روایات تفسیری سوره حمد بر محور نورالثقلین» نوشته نجمه نجم و مهدی مهریزی؛ «تحلیل روشمند معنای واژه «نَفْس» در حدیث احتضار پیامبر (ص)» تالیف مهدی مردانی (گلستانی)؛ «بررسی سندی و دلالی روایت «وَضَعَ اللهُ یَدَهُ عَلی رُؤُسِ‌ العبادِ» در پرتو سنت‌‌های قرآنی» به قلم محمد میرزایی و علی اکبر حبیبی‌مهر؛ «تحلیل دیدگاه‌‏‏‏ها و مبانی آیت الله معرفت در کاربرد، دامنه و اعتبارسنجی روایات تفسیری» نوشته زهرا اخوان‌صراف؛ «تألیف بحار الانوار؛ جمع‏‌آوری احادیث و یا گزینش آن» تالیف ابوطالب مختاری هاشم‌آباد، محسن قاسم‌پور و پرویز رستگار‌جزی و «بررسی متن شناختی روایت النساء عی و عورة» نوشته زهر رجبیان منتشر شده است.

روایات تفسیری در حوزۀ تاریخ‏ گذاری

در چکیده مقاله «نقد و بررسی روایات تفسیری در حوزۀ تاریخ‏گذاری آیۀ 85 سوره قصص» آمده است «سوره قصص، به اتفاق آرای مفسران، در سال‏‌های میانی حضور پیامبر(ص) در مکه به طور پیوسته نزول یافته است؛ اما برخی با تکیه بر اسباب نزول و روایات تفسیری، تاریخ‏گذاری آیه 85 این سوره را به آستانه هجرت، زمانی که پیامبر در جحفه (سرزمینی میان مکه و مدینه) دلتنگ مکه بود، رسانده‏اند که طبق آن خداوند وعده بازگشت به مکه را به پیامبرش داده است. این درحالی است که روایات اسباب نزول تنها در منابع متأخر به صورت موقوف نقل شده و با انبوهی از روایات تفسیری ذیل این آیه در تعارض است. در مقابل قراینی همچون امتداد آیه 85 - که خطاب به مشرکان اتمام حجت نموده - سیاق پیوسته این آیه با آیات همجوارش که در برای تأکید بر وقوع قیامت نازل شده و روایات تفسیری متعددی که مراد از عبارت «لَرادُّکَ اِلی مَعادٍ» را بازگشت به سرای آخرت (بهشت) معنا کرده، تاریخ‏گذاری مکی این آیه در سال‏‌های میانی بعثت و در نتیجه، نزول پیوسته آن همراه با دیگر آیات سوره قصص قابل اثبات است».

گونه‏‏‏‌‌های روایات تفسیری سوره حمد

نویسنده مقاله «تحلیل و ارزیابی گونه‏‏‏‌های روایات تفسیری سوره حمد بر محور نورالثقلین» در طلیعه نوشتار خود آورده است «دیدگاه‏‏‏‌های مختلف مطرح شده در باب رابطه قرآن و حدیث و میزان نقش روایات تفسیری در تفسیر قرآن، تاکنون بر پایه‏‏‏‌های فرضی و نظری پیش‏‏‏رفته است. بر این اساس، تلاش‏‏‏‌های انجام‏‏‏شده، در خلأ یک جامعه آماری عینی از انواع روایات تفسیری صورت‏‏‏گرفته و مشخص نیست سهم هر یک از گونه‏‏‏ها و مهم‏‏‏تر ازآن سهم گونه‏‏‏‌های تأثیرگذار در تفسیر قرآن به چه مقدار است؟ این مقاله بر اساس تفسیر جامع و شیعی نورالثقلین، فراوانی گونه‏‏‏‌های کلِّ روایات تفسیری سوره حمد را بر اساس دو مقوله کمّی و کارکردی مورد بررسی قرار داده و مراحل اعتبار‏‏‏سنجی مبتنی بر کنترل جزء و کل پایایی انجام شده است. روش این مقاله کیفی و تکنیکِ تحلیل اسنادی آن، تفسیر متن بر اساس داده‏‏‏‌های کمّی است. نتیجه این بررسی در سوره حمد، حاکی از آن است که گونه تفسیری «روایات مفهومی» پردامنه‏‏‏ترین، موثرترین و نزدیک‏‏‏ترین نوع گونه به مقصد تفسیر است. این نکته دلالت بر دغدغه‏‏‏مندی اهل بیت : در توضیح محتوا و مفاهیم آیات بر اساس مدل مفهومی در اقسام مختلف دارد که در نهایت منجر به شناخت فضای صدور روایت، سطح مخاطبان و اقتضائات فرهنگی، علمی و اجتماعی آن دوره خواهد شد؛ ضمن‏ آن‏که نسبت فراوانی این گونه روایت با جامعه آماری کل روایات تفسیری، و تعداد روایات بی‏‏‏ارتباط تفسیری و روایاتی که تاثیر مستقیم در تفسیر قرآن ندارند، نشان‏گر آن است که رویکرد ائمه در ذکر روایات، تعلیمی بوده و تفسیر قرآن دارای وابستگی تام به این نوع روایات نخواهد بود».

معنای واژه «نَفْس» در حدیث احتضار پیامبر(ص)

در چکیده مقاله «تحلیل روشمند معنای واژه «نَفْس» در حدیث احتضار پیامبر (ص)» می‌خوانیم «دست‏یابی به فهم دقیق یک حدیث، نیازمند فهم صحیح مفردات آن است که این مهم، فراتر از بررسی واژگانی، نیازمند تحلیل معنای کلمه بر پایه متون روایی، تاریخی و دیگر قراین مؤثر است. یکی از واژگانی که معنای آن با چالش همراه بوده و نیازمند تحلیل و تبیین است، واژه «نَفْس» در خطبه 197 نهج‏‏‏ البلاغه است که به قرینۀ لحظه ارتحال پیامبر(ص) به معنای روح دانسته شده است. لکن به دلیل برخی عبارات نا همسو و بعضی ملاحظات متن شناختی، این معنا با تردیدی جدی مواجه شده است. پژوهش حاضر کوشیده است تا به روش تحلیلی - انتقادی آرای شارحان، مترجمان و محققان نهج‏‏‏البلاغه را ارزیابی و بر پایه منطق فهم حدیث، دوگانگی ظاهری در کلام امیرالمؤمنین(ع) را رفع نماید. نتیجه حاصل از این تحقیق که با تکیه بر مستندات روایی، تاریخی و لغوی به دست آمده است، نشان می‏‌‏‏دهد که واژه نَفْس در کلام امیرالمؤمنین(ع) در معنایی غیر روح به کار رفته است».

روایت «وَضَعَ اللهُ یَدَهُ عَلی رُؤُسِ‌ العبادِ»

نویسنده مقاله «بررسی سندی و دلالی روایت «وَضَعَ اللهُ یَدَهُ عَلی رُؤُسِ‌ العبادِ» در پرتو سنت‌‌های قرآنی» در طلیعه پژوهش خود می‌نویسد «روایات قیام قائم آل‌محمد(ص) بخشی از تراث مکتوب حدیثی مسلمانان است. بدون درنظر گرفتن مفهوم درست و شرایط ویژه عصر قیام، روایات گاهی ناباورانه و گاهی از باب معجزه جلوه می‌کند. امام‏‏‏ باقر(ع) فرمود: هنگامه قیام قائم ما، خداوند دستش را بر سر مردم نهاده، عقول آنان تجمیع و حلم آنان کامل می‌شود. این مقاله در صدد بررسی سندی و دلالی این روایت و سپس صحت دلالی آن در پرتو سنت‌‌های الهی در دنیاست. روش مقاله، توصیفی- تحلیلی‌ است و از منابع کتابخانه‌ای فراهم آمده‌است. یافته‌‌های مقاله نشان می‌دهد رشد علمی و تجارب تلخ‌ و شیرین بشر، زمینه‌ساز رحمت الهی است و خود مقدمه امداد‌های غیبی برای کسانی است که قابلیت آن را تحت مدیریت و رهبری امام‏‏ ‏زمان(عج) پیدا کنند. روایت صحیح است و دست‌ خدا بر سر بندگان کنایه از رحمت الهی با قالب‏‌های گوناگون و پس از قیام به واسطه امام‏‏‏ زمان(عج) است. رخداد‌های عصر قیام با نگاه فوق، منطبق با سنت‌‌های الهی در قرآن است».

مبانی آیت‌الله معرفت درباره روایات تفسیری

در چکیده مقاله «تحلیل دیدگاه‏‏‏ها و مبانی آیت الله معرفت در کاربرد، دامنه و اعتبارسنجی روایات تفسیری» آمده است «آن‏ها که فی‌الجمله حجیت و کارآمدی روایات را در تفسیر باور دارند، برای دست‏‏‏یافتن به احادیث معتبر تفسیری دیدگاه‏‏‏‌های گوناگونی دارند که به مبانی آن‏ها برمی‏‏‏گردد. آیت‏‏‏الله‏‏‏ معرف، قرآن‏‏‏‏‏‏پژوه برجسته این عرصه، در عناوین مختلف این باب دیدگاه‏‏‏هایی ویژه دارد. افزون بر اصل کارآمدی احادیث معصومان : در تفسیر و دلایل آن، این‏که در چه نوع موضوعاتی تفسیر با حدیث اعتبار دارد، یا سنخ آگاهی حاصل از تفسیر مأثور چیست، چه حدیثی، حدیث تفسیری محسوب است، احادیث چه بخشی از آیات را تفسیر کرده‏‏‏اند، حاملان روایات تفسیری چه کسانی هستند و از همه مهم‏تر این‏که راه نقد و پالایش حدیث تفسیری چیست، وجوه متعددی است که در این حوزه از آثار آن بزرگوار قابل برداشت است. نوشتار حاضر با جست‏وجو در آثار مکتوب و استقصای آثار شفاهی ایشان در حوزه علوم قرآن و تفسیر، به تبیین، تحلیل، مبنایابی و بررسی آن‏ها می‏‌‏‏پردازد و اهم نتایجی که آشکار می‌کند، عبارت است از این‏که آن مرحوم، برای حدیث تفسیری کاشفیت ذاتی قایل است و کارآمدی آن را منحصر به اموری نمی‏‏‏داند که اثر فقهی داشته باشد، بلکه معتقد است تمام قرآن توسط معصومان تفسیر شده ‌است و تمام احادیث معصومان به نوعی تفسیر قرآن است، حاملان تفسیر مأثور اعم از معصومان هستند و نقل دانشمندان صحابه و بزرگان تابعین هم در این باب معتبر است، به دلیل آسیب‏‏‏‌های خاص روایات تفسیری، نقد و تمحیص آن‏ها اهمیت ویژه دارد، نقد سندی این احادیث اهمیت درجه دوم دارد و در درجه اول نقد متن سودمند است، معیار اعتباری که نقد متن عرضه می‏‌‏‏کند عرضه به حجت عقول و محکمات کتاب و سنت است که حدیثی را کارآمد می‏‌‏‏کند که ابهام‏‏‏زا و معرفت‏‏‏افزا باشد».

تألیف بحار الانوار

در طلیعه مقاله «تألیف بحار الانوار؛ جمع‏آوری احادیث و یا گزینش آن» آمده است «میان دانشوران معاصر شیعه سه دیدگاه درباره رویکرد علامه محمد باقر مجلسی در تألیف بحار الانوار وجود دارد. بیشتر آنان برآن‏اند که هدف وی فقط جمع‏آوری احادیث بوده است. عده‏‏ای نقش گزینشیِ وی در انتخاب مصادر و احادیث بحار الانوار را به قصد کارآمد شدن پذیرفته‏اند. گروه دیگری افزون بر تأیید گزینشی بودن روایات بحار الانوار، بر این باورند که وی روایاتی را که خود صحیح ‏‏ می‏‌دانسته در بحار الانوار آورده، مگر در موارد اندکی که خود به عدم اعتبار حدیث اشاره کرده است. این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی به واکاوی دیدگاه‏‏‏‌های یاد شده و خاستگاه شکل‏‏‏‌گیری آن‏ها می‏‌پردازد تا نشان دهد بر اساس عبارات علامه مجلسی در مقدمه بحار الانوار و شرح‏‏‏‌های ایشان بر احادیث، و مبانی اعتبارسنجی روایات نزد وی، دیدگاه سوم صحیح‌‏تر می‏‌نماید؛ گرچه نباید از دیده دور داشت که پاسداری از میراث مکتوب حدیثی شیعه در این گردآوری گسترده، مهم‏ترین انگیزه و دستاورد تألیف آن به شمار‏‏ می‏‌رود».

روایت النساء عی و عورة

نویسنده مقاله «بررسی متن شناختی روایت النساء عی و عورة» در چکیده نوشتار خود می‌نویسد «روایاتی مشتمل بر عبارت «النِّسَاءُ عَیٌ‏ وَ عَوْرَةٌ، فَاسْتُرُوا الْعَوْرَاتِ بِالْبُیُوتِ، وَ اسْتُرُوا الْعِیَّ بِالسُّکُوتِ» در منابع روایی شیعه نقل شده است. از آن‏جا که مفاد حدیث بر اساس برداشت رایج مفسران، می‏‌‏‏تواند نقش مؤثری در ترسیم جایگاه فرودستانه و نادیده گرفتن زنان در عرصه‏‏‏‌های مهم زندگی داشته باشد، بازپژوهی و بررسی مفاد آن، اهمیت ویژه می‏‌‏‏یابد و از آن رو که این روایت دارای حداقل یک سند معتبر است، تحقیق حاضر تنها به مباحث دلالی حدیث شریف پرداخته, نتیجه‏‏ می‏‌گیرد که این گزاره با انگیزه حمایت از زنان و با هدف برحذر داشتن مردان از پرخاش‏گری و خشونت در گفت‏وگوی با زنان صادر شده و معنای حدیث آن است که مردان در مقابل کم‏زبانی و عجز زنان در دفاع کلامی از خود، سکوت کنند و جدال و پرخاش‏گری نداشته باشند و به دلیل آن که زنان از سویی مورد کنجکاوی و طمع قرار داشته و از سوی دیگر، آسیب‏‏‏‌پذیر هستند، بهتر است در غیر مواردی که برای خروج آنان ترجیحی وجود دارد، در خانه‏‏‏ها ـ که مناسب‏‏‏ترین مکان برای تأمین امنیت و محفوظ ماندن آنان از آسیب‏‏‏‌های احتمالی است ـ بمانند».

یادآور می‌شود، علاقه‌مندان برای دریافت اصل مقالات می‌توانند به نشانی اینترنتی http://hadith.riqh.ac.ir/ مراجعه کنند.

انتهای پیام

نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی: