A Traduire

16:43 - September 04, 2010
Code de l'info: 1987197
fdmfldk
شماره‌ خبر :647133
علامه‌ بلاغی در آئينه بزرگان؛ مروج قرآن و دژ استوار حوزه علميه
گروه بين‌الملل: آيت‌الله علامه محمدجواد بلاغی، مفسر، فقيه، اصولی، محدث، متكلم بزرگ شيعی، اديب و شاعر، انديشمند جامع‌الشرايط، ركن ركين علمای شيعه و حوزه علميه بود كه از مروجان قرآن كريم، كاشف حقايق دينی، حافظ قوانين و تعاليم اسلام و از مفاخر شيعه در تاريخ معاصر به شمار می‌آيد.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، علامه بلاغی از شخصيت‌های بس ارزنده و والای تاريخ معاصر است كه زوايای زندگی و مجاهداتش كمتر مورد بررسی و تحليل قرار گرفته است؛ در همين راستا بخش بين‌الملل خبرگزاری ايكنا در نظر دارد علاوه بر بررسی تفسير ارزشمند «آلاء الرحمن فی تفسير القرآن» علامه بلاغی، شخصيت، آثار و ويژگی‌های اخلاقی، علمی و اجتماعی اين مرجع و مفسر والام مقام تاريخ معاصر را از ديدگاه بزرگان و علمای شيعه و اهل تسنن معاصر بررسی و سخنان آنان در اين زمينه را تحليل كند.
آيت‌الله «سيدمحسن الامين العاملی» از علمای شيعه «جبل عامل» لبنان در قرن ۱۳ هجری قمری در كتاب «اعيان الشيعة» كه درباره شرح زندگی و احوال بزرگان شيعه و جامع‌ترين تذكره و يا دانشنامه در احوالات بزرگان شيعه در جهان اسلام و شرح عقايد تشيع در اصول و فروع دين است، علامه بلاغی را انسانی فاضل، اديب، شاعر، دانشمند و دارای حسن تعامل و معاشرت توصيف می‌كند كه عمر شريف خود را در راه طلب علم، تأليف و نگارش كتب و پاسخ به شبهات و اشكالات مطرح شده از سوی دشمنان و مخالفان صرف كرد.
وی همچنين، خاندان بلاغی را از خاندان‌های اصيل نجف ‌اشرف می‌داند كه نسبت آنان، آن‌چنان كه در برخی كتب آنان موجود است، به «ربيعه» می‌رسد و در اين زمينه می‌نويسد: مدتی كه در نجف ‌اشرف ملازم علامه بلاغی بودم، جزء اخلاق والا و نيكو، تقوی و صفات پسنديده از ايشان نديدم و من در نجف‌ اشرف مناقشات ادبی و مكاتباتی درباره مسائل علمی با علامه بلاغی داشتم و ايشان انسانی بسيار وارسته و باتقوا و داری خلق نيكو بود.
مرحوم حاج شيخ «عباس قمی»، معروف به محدث قمی(از محدثان مخلص و زاهد و بسيار پركار قرن چهاردهم هجری و صاحب مفاتيح الجنان) نيز علامه بلاغی را قهرمان عرصه علم و دانش دانسته و می‌گويد: مرحوم بلاغی با وجود اين‌كه لاغر و نحيف بود، اما توان و نيرو خود را به مجاهدت‌ها و مبارزات صرف كرد و در پايان عمر خود با تمام توان و تلاش مضاعف به تفسير قرآن كريم روی آورد.
آيت‌الله شيخ «محمدمحسن آقابزرگ‌تهرانی»، عالم بزرگ شيعه، كتاب‌شناس و رجالی بزرگ در قرن 13 هجری قمری نيز، علامه بلاغی را از مفاخر معاصر در دو عرصه علم و عمل می‌داند كه زندگی و وقت خود را صرف خدمت به دين مبين اسلام و حق و حقيقت كرد.
آيت‌الله «ميرزا محمد‌علی مدرس تبريزی»(متولد سال 1296 هـ ق در تبريز) نيز درباره علامه شيخ محمدجواد بلاغی می‌گويد: وی فقيه اصولی، حكيم، متكلم، عالم جامع‌الشرايط و محدث ماهر و توانمند و ركن استوار علمای شيعه، دژ استوار حوزه علميه، مروج علوم قرآن، كاشف حقايق دينی و حافظ نواميس شرعی و از مفاخر شيعه بود.
آيت‌الله «ملاعلی واعظ خيابانی» نيز مرحوم بلاغی را فقيه اصولی، حكيم متكلم، محدث محقق، فيلسوف ماهر، مجاهد، آيت‌الله، چهره فلاسفه شرق می‌داند كه از بطن اسلام خارج شده است و حامی اسلام و قرآن و مرد پژوهش و تحقيق و مبارزه در راه حق بود.
آيت‌الله شيخ «علی الخاقانی»، از اساتيد پرفروغ حوزه علميه نجف متوفی به سال 1334 هجری قمری نيز درباره مرحوم بلاغی می‌گويد: خود را برای دفاع از آيين اسلام اجير كرده بود و ايستادگی و شجاعت ايشان حتی وی را در قلوب دشمنان مسيحی خود نيز جاودان كرده بود؛ وی پيوسته از حب شهرت دوری می‌كرد، تا جايی كه قبول نمی‌كرد كه نام خود را بر روی كتاب‌هايش بنويسد.
آيت‌الله الخاقانی همچنين معتقد است: علامه بلاغی مسلمانان را با آثار علمی و انديشه‌های نوگرايانه خود غنی كرد و با بررسی بسياری از مشكلات علمی و مباحث دينی، آثار ارزشمندی را تأليف كرد كه خلأ و فقر بسياری از كتابخانه‌های عربی و اسلامی در اين زمينه پر كرد.
آيت‌الله شيخ «محمدحرزالدين نجفی» نيز، بلاغی را محققی صاحب ‌نظر، ژرف‌انديش، فقيه و اصولی و متبحر در علم حديث، فقيه، نويسنده، شاعر و اديب و خادم شريعت مقدس اسلام و دين مبين اسلام می‌داند، كه قلم و زبان و توانش در خدمت اسلام بود و بر بسياری از علوم احاطه داشت و تأليفات ارزشمندی در زمينه علوم عقلی و نقلی از خود به جای گذاشت و به فضيلت، تحقيق، و عمق در مسائل مشكل، مشهور بود.
وی همچنين، از محمدجواد بلاغی به‌عنوان قطب شريعت اسلامی و فقيه اصولی و حديثی پرهيزگار، زاهد و عابد و مرجع والامقامی ياد می‌كند كه مسلمانانی از كشورهای عراق، ايران و كشورهای مختلف عربی و اسلامی به وی رجوع می‌كردند.
شيخ «حسن ابن الشيخ عباس» نوه علامه بلاغی در كتاب خود «تنقيح المقال» در اين زمينه می‌نويسد: علامه بلاغی وجهی از علمای مجتهد و فضلای متبحر بود كه دارای طريقتی روشن، كلامی واضح و تأليفاتی ارزشمند بود و شاگردانی فاضل و عالم داشت كه از جمله كتاب‌های ارزشمند وی «شرح اصول كافی» علامه كلينی و «شرح ارشاد» علامه حلی است.
شيخ «جعفرباقر آل‌محبوبة» صاحب كتاب «ماضی النجف وحاضرها» و از شاگردان ميرزا نائينی نيز، علامه بلاغی را ركن و ستون استوار شيعه و عزت شريعت اسلام می‌داند كه قلم وی در دريای علم، نشأت‌گرفته از منابع منقول و معقول بود و از خاندانی مشهور به علم، تقوی و پرهيزگاری بود.
«توفيق الفكيكی» حقوقدان شيعی عراق نيز بلاغی را از خواهندگان فضيلت و مؤسس مدرسه سيار هدايت و ارشاد و روشنگر افكار عمومی از طريق اصول علم و حكمت و فلسفه وجود می‌داند و سينه وی برای ثمره‌های فرهنگ والای اسلامی و تربيت والای اسلامی گشوده شده بود.
آيت‌الله «محمدمهدی آصفی» از اساتيد سترگ حوزه علميه نجف نيز معتقد است: علامه بلاغی شيوه جديدی در زمينه تبديل موقعيت دفاع به هجوم در خصوص اسلام در برابر مسيحيت و يهوديان ايجاد كرد.
وی ضمن تقدير از فعاليت‌های مجدانه علامه بلاغی، می‌افزايد: حوزه‌های علميه شيعه ويژگی تربيتی و بهره‌گيری از محصلان را به خوبی ايفا كرده و حوزه و مسجد به‌عنوان پايگاه‌هايی است كه توانسته در برابر غرب‌زدگی مقاومت نمايد.
وی علامه بلاغی را تربيت يافته اين حوزه‌ها دانسته و می‌گويد: اين شخصيت بزرگ دينی در حوزه نجف پرورش پيدا كرد، حوزه‌ای كه در برابر استعمار انگلستان قد علم كرد و از سوی حزب بعث نيز مورد غضب بود، اما پس از شكست اين حزب توانست حيات دوباره يابد.
«خيرالدين زركلی» از علمای اهل سنت و صاحب «الاعلام»، نيز مرحوم شيخ محمدجواد بلاغی را پژوهشگر و محقق اديان و از فقهای مشهور اماميه و از علمای مشهور نجف اشرف و از خاندان با اصالت اين شهر می‌داند كه دارای تأليفات ارزشمندی است و زبان‌های فارسی و انگليسی را خوب می‌دانست و در جنبش استقلال عراق در سال 1920 ميلادی مشاركت داشت.
«عمررضا كحاله» از علمای معاصر اهل سنت نيز در كتاب «معجم المؤلفين»، علامه بلاغی را انسانی فقيه، متكلم، اديب و شاعر معرفی می‌كند.
در پايان اين نوشتار بايد به اين نكته اشاره كرد كه علامه بلاغی از چهره‌های علمی پركار شيعه در دوران معاصر است كه افزون بر خدمات مختلف و تربيت شاگردان مبرز همچون آيت‌الله سيدابوالقاسم خويی، علامه سيدمحمدحسين طباطبائی و آيت‌الله سيدعبدالأعلی سبزواری و انجام تحقيقات قابل تحسين به‌ويژه در زمينه مطالعات تطبيقی ميان قرآن و كتب عهدين، تفسيری ارزشمند در زمينه قرآن كريم با عنوان «آلاء الرحمن فی تفسير القرآن» ارائه كرده است.
traductionL’Allameh Balaghi dans le miroir des Grands, propagateur du Coran et forteresse solide du Howza Elmieh
Téhéran (IQNA ) – L’ayatollah Mohamad Javad Balaghi, commentateur, savant méthodique, transmettant les hadiths, grand orateur chiite, littéraire et poète, penseur, pilier des ulémas du chiisme et du Howza Elmieh, fut parmi les propagateurs du Coran découvrant les réalités religieuses, protecteur des lois et des enseignements de l’islam et vénéré des chiites à l’époque contemporaine.
Selon l’Agence iranienne de presse coranique (IQNA), l’Allameh Balaghi fut une personnalité valeureuse de l’époque contemporaine dont la vie et les efforts n’ont pas assez été étudiés et analysés. Dans cette voie, le secteur international d’IQNA a envisagé tout en étudiant le commentaire prestigieux de «آلاء الرحمن فی تفسير القرآن» de l’Allameh Balaghi, d’étudier la personnalité, les œuvres, les spécificités morales, scientifiques et sociales de cette source de références, commentateur à l’époque contemporaine selon les visions des grands savants chiites et sunnites et d’analyser leurs paroles dans ce domaine.
L’ayatollah Seyed Mohsen Alamin Alameli, un uléma chiite de Jabal Amel au Liban, au 13ème siècle de l’hégire, dans son livre, «اعيان الشيعة», l’encyclopédie la plus complète des grands savants chiites dans le monde islamique, détaillant les croyances des chiites dans les principes et les détails de la religion et concernant la vie et les œuvres des grands savants chiites , considère l’Allameh Balaghi comme un homme savant, littéraire, poète, penseur et ayant un bon comportement, ayant consacré sa vie à acquérir la science, rédiger des livres et répondre aux questions et aux problèmes évoqués par les ennemis et opposants.
Il considérait aussi la famille de Balaghi comme une famille noble dont l’origine d’après certains livres remontait à Rabia et a écrit : « Pendant que j’étais à Nadjaf (Irak) accompagné de l’Allameh Balaghi, j’ai constaté sa bonne humeur, sa piété et sa loyauté. J’ai eu des discussions littéraires et des échanges écrits au sujet de questions scientifiques avec l’Allameh Balaghi et c’était un homme honnête avec des vertus et une bonne humeur. »
Le défunt Hadj Cheikh Abbas Ghomi, surnommé Mohaddath Ghomi (un grand rapporteur de hadiths), dévoué, pieux, très actif et auteur du Mafathi Al Jenan, a considéré l’Allameh Balaghi comme le champion dans le domaine scientifique et a dit : « Le défunt Balaghi, malgré qu’il fut maigre et mince, a consacré sa force et son énergie à la lutte et aux combats. A la fin de sa vie avec toute sa force, il a procédé au commentaire du Coran. »
L’ayatollah Cheikh Mohamad Mohsen Agha Bozorg Tehrani, grand savant chiite du 13ème siècle de l’hégire, reconnaît aussi l’Allameh Balaghi comme un honneur dans deux domaines : la science et la pratique, ayant consacré sa vie et son temps pour servir la noble religion de l’islam, la justice et de vérité.
L’ayatollah Mirza Mohamad Ali Modaress Tabrizi (né en 1296 de l’hégire à Tabriz) a dit au sujet de l’Allameh Balaghi : « C’était un grand savant, un orateur, commentateur, rapporteur de hadiths et pilier du chiisme, un savant rassemblant toutes les conditions, une forteresse solide du Howza Elmieh, propagateur des sciences coraniques qui a découvert les réalités religieuses et un protecteur des pudeurs légitimes, un prestigieux chiite. »
L’ayatollah Mollah Ali Vaez Khiabani a considéré Balaghi comme le grand savant des principes, un grand orateur, raporteur des hadiths, chercheur, philosophe, combattant dans la voie de la justice.
L’ayatollah Cheikh ali Alkhaghani, un grand professeur du Howza Elmieh de Nadjaf, décédé en 1334 de l’hégire, a dit au sujet du défunt Balaghi : « Il s’est consacré à défendre la religion de l’islam et sa résistance et son courage ont éternisé sa place dans les cœurs même de ses ennemis chrétiens. Il a toujours gardé ses distances avec l’envie de célébrité jusqu’à refuser de faire paraître son nom sur ses livres. »
L’ayatollah Alkhaghani est convaincu que l’Allameh Balaghi a enrichi les musulmans avec ses œuvres scientifiques et ses pensées rénovatrices. Il a rédigé beaucoup de livres sur les questions scientifiques et des débats religieux qui ont comblé les lacunes des bibliothèques islamiques et arabes dans ce domaine.
L’ayatollah Cheikh Mohamad Harzoddine Nadjafi a lui aussi considéré Balaghi comme un grand chercheur, lucide, savant et expérimenté dans les sciences, les hadiths, l’écriture, la poésie, la littérature et un serviteur des lois religieuses et de la noble religion de l’islam consacrant sa plume, sa langue et ses forces au service de l’islam. Selon lui, il maîtrisait la plupart des sciences et a laissé de valeureux ouvrages dans les domaines des sciences rationnelles et de la transmission. Il était connu comme un savant, un chercheur en profondeur des questions difficiles.
Il le reconnait comme un axe de la loi islamique, un savant méthodique, un raporteur pieux des hadiths avec des vertus, une source de référence dont beaucoup de musulmans de pays comme l’Irak, l’Iran et de pays arabes et islamiques se référent à lui.
Cheikh Hassan ibn Cheikh Abbass, petit fils de l’Allameh Balaghi, dans son livre intitulé «تنقيح المقال» écrit à ce sujet : « Allameh Balaghi a un aspect des grands savants, était un penseur expérimenté qui disposait d’une voie claire, d’un discours distinct, d’ouvrages valeureux et d’élèves savants. Parmi les œuvres prestigieuses de ses élèves, on peut noter «شرح اصول كافی» de l’Allameh Koleiny et «شرح ارشاد» de l’Allameh Helli. »
Cheikh Jafar Bagher Al Mahboubeh, auteur du livre «ماضی النجف وحاضرها» et élève de Mirza Naini, a considéré l’Allameh Balaghi comme un pilier solide du chiisme et de la dignité de l’islam et dont la plume, mère des sciences, était issue de sources rationnelles et de traditionnelles, il était issu d’une famille connue en sciences, piété et vertu.
Towfigh Alfakiki, juriste chiite irakien, a aussi considéré Balaghi comme un chercheur de vertu éclairant l’opinion publique par la voie des principes scientifiques, la sagesse, la philosophie. Ses bras étaient toujours ouverts sur les activités culturelles et l’éducation islamique.
L’ayatollah Mohamad Mehdi Assefi, un grand professeur du Howza Elmieh de Nadjaf, est convaincu que l’Allameh Balaghi a créé une nouvelle méthode dans le domaine de la transformation de la position défensive à la position offensive concernant l’islam face aux chrétiens et aux juifs.
Tout en admirant les activités sérieuses de l’Allameh Balaghi, il a ajouté : « Les Howzas Elmieh chiites ont bien effectué les spécificités éducatives et ont bénéficié des élèves. Le Howza et la mosquée ont pu résister devant l’occidentalisation. »
Il a considéré l’Allameh Balaghi comme instruit de ces Howzas et a dit : « Cette grande personnalité religieuse a été éduquée à Nadjaf dans le Howza où il a résisté devant la colonisation anglaise. Il a été agressé par le parti Baath (Irak) mais après l’échec de ce parti, il a pu renaître à nouveau. »
Khiereddine Zarkaly, un savant sunnite et auteur de «الاعلام» a considéré aussi Balaghi comme un chercheur en religion, un savant célèbre imamite et un uléma célèbre de Nadjaf, d’une famille noble avec des ouvrages valeureux. Il connaissait bien les langues persane et anglaise et il a participé aux mouvements pour l’indépendance en Irak en 1920.
Omar Réza Kahaleh, savant contemporain sunnite, dans son livre intitulé «معجم المؤلفين», a reconnu l’Allameh Balaghi comme un homme savant, un orateur, littéraire et un célèbre poète.
A la fin, il faut rappeler que l’Allameh Balaghi, une des images scientifiques active de l’époque contemporaine, en plus de ses différents services, a enseigné à des élèves comme l’ayatollah Khoei, l’Allameh Seyed Mohamad Hossein Tabatabaï, l’ayatollah Seyed Abdol Ali Sabzevari. Il a fait des recherches admirables notamment dans les domaines des études comparées, un commentaire valeureux dans le domaine du saint Coran ayant pour titre «آلاء الرحمن فی تفسير القرآن».

-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
شماره‌ خبر :647626
شورای هماهنگی تبليغات اسلامی:

قدس راهبرد استراتژيك برای مقابله با نظام سلطه است
گروه سياسی: شورای هماهنگی تبليغات اسلامی با صدور بيانيه‌ای، ضمن قدردانی از حضور ملت ايران در راهپيمايی روز قدس اعلام كرد: قدس و انتفاضه مسجد‌الاقصی امروز به عنوان راهبردی استراتژيك برای مقابله با نظام سلطه، زورگويی، ‌تجاوز و استكبار در تمام دنيا شناخته شده است.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) به نقل از روابط عمومی شورای هماهنگی تبليغات اسلامی در اين بيانيه آمده است:
درود خدا و ملائك الهی بر اين همه خلق شگفتی و حماسه ماندگار و بی‌بديل در حمايت از ‌آرمان مشترك مسلمين، آزادی قدس شريف
درود خدا و ملائك الهی بر اين همه عزم و اراده راسخ شما مردان و زنان خداجو و حق‌طلب در پشتيبانی از فلسطين مظلوم
درود خدا و ملائك الهی بر اين همه صلابت و شجاعت ستودنی شما در مقابل جهان استكبار
درود خدا و ملائك الهی بر اين همه صبر و استقامت شما ملت قهرمان و مبارز ايران اسلامی و تكرار حماسه‌های جاودان
ملت سربلند و سرافراز ايران اسلامی درود بر شما كه امروز لبيك‌گويان به ندای ولی امر مسلمين، ‌مقام معظم رهبری، ‌با دل‌هايی مملو از شوق و اشتياق آزادی قبله‌ اول مسلمين، با اراده‌های راسخ و پولادين، در صفوفی متحد و يكپارچه، با دستانی مشت‌كرده، ‌دست در دست يكديگر، دوشادوش ساير برادران و خواهران ايمانی و مسلمان، با گام‌هايی استوار و قدم‌هايی كوبنده، لرزه بر اندام نحيف مستكبران زورگوی جهان درانداختيد. موج توفنده شعار و پيام شما ملت رشيد و قهرمان كران تا كران آسمان بيكران ايران اسلامی و تمامی مرزهای جغرافيايی و سياسی را در نورديدند و تلالوء انوار حقيقت آن در پهنه‌ ايران اسلامی، نه بلكه پهنه پهناور كره خاكی را فرا گرفت و از آن طنين عدالت‌خواهی و ظلم‌ستيزی‌تان لبريز شد.
در بخش ديگری از اين بيانيه آمده است:
مسلمانان و آزادگان ايران بار ديگر همسو با مسلمانان و آزادگان جهان به استقبال روز جهانی قدس شتافتند و موج خشم و نفرت و انزجار ملت‌های آزاده و بيدار جهان اسلام از فزون‌طلبی و سلطه‌گری استكبار جهانی به ويژه در راس آن آمريكای ام‌الفساد و اسرائيل غاصب را به نمايش درآورند. ايران اسلامی به عنوان ام‌القرای اسلام ناب محمدی(ص) امروز همگام و همصدا با ساير ملل آزاده و بلاد اسلامی بر ظلم و ستم رژيم غاصب صهيونيستی، اين دشمن شماره يك بشريت و آزادگی، خروشيد و فرياد نابودی و فروپاشی پايه‌های باطل لانه سست عنكبوتی اسرائيلی را سر داد.
امروز، ‌از زن و مرد، پير و جوان، ‌خرد و كلان، همه و همه با هر نوع گرايش سياسی و سليقه فرهنگی از جای‌جای ميهن اسلامی آرمان آزادی قدس شريف و مسجد‌الاقصی، اين اولين قبله‌ مسلمانان جهان، را فرياد زدند و حمايت همه‌جانبه خود را از راهبرد انتفاضه‌ مقدس مسجد‌الاقصی به همه جهانيان اعلام نمودند.
در ادامه اين بيانيه آمده است:
خروش ملت اسلامی و يكايك انسان‌های آزاده و حق‌طلب به جهانيان ثابت كرد:
قدس و انتفاضه مسجد‌الاقصی امروز به عنوان اولين مسئله جهان اسلام و ملل آزاده محسوب می‌شود و به عنوان راهبردی استراتژيك برای مقابله با نظام سلطه، زورگويی، ‌تجاوز و استكبار در تمام دنيا شناخته شده است، ‌راهبردی كه سی و دو سال قبل پايه‌های رفيع آن را معمار كبير انقلاب اسلامی، حضرت امام خمينی (ره) به صورت رسمی بنيان نهاده و به عنوان ميراثی جهانی و گران‌سنگ برای حفظ اتحاد مسلمين و دفاع تجاوزها به جای مانده است، ‌راهبردی كه با فرامين و منويات حكيمانه مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی) شالوده آن به قوام آمده و به جهانيان به عنوان راهكاری عملی در قبال مبارزه با ظلم و تجاوز معرفی شده است.
به درستی كه، شعار اصلی و پيام رسمی راهپيمايی بزرگ و باشكوه ملت شجاع و غيور ايران اسلامی و ساير ملل آزاده با هرگونه طرح به اصطلاح «صلح و سازشم دروغين و نمادين و پذيرش آن بدون احقاق حقوق تمام‌عيار ملت فلسطين مخالفت است و همچنين لبيكی رسا به آرمان خمينی كبير و تجديد ميثاقی با ولی زمان و سيد دوران، مقام معظم رهبری (مدظله‌العالی) است.
در پايان اين بيانيه، شورای هماهنگی تبليغات اسلامی، اين همه شور و شعور و خلق حماسه شكوه ملت بيدار و بابصيرت ايران اسلامی را ستوده و دستان پرمهر ملت بزرگ ايران را به گرمی می‌فشارد و قدوم مردم مومن و روزه‌دار ميهن اسلامی را برای حضور گسترده آنان در راهپيمايی مردمی روز جهانی قدس ارج می‌نهد.

captcha