شماره خبر :657017
محمدرضا صالح:
صهيونيستها كارگردان اصلی سناريوی تهاجم به قرآن كريم هستند
گروه بينالملل: غول رسانهای غرب با هدايت صهيونيسم بينالملل، در آرزوی احيای مجدد جنگهای صليبی و زنده كردن برخی تنشهای تاريخی بين اسلام و مسيحيت است و قرآنسوزی يكی از روشها برای ايجاد اين كشمكش مذهبی به شمار میرود.
«محمدرضا صالح» نويسنده و پژوهشگر علوم قرآنی در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) با بيان اين مطلب گفت: صهيونيستها پيشتاز حركت اسلامهراسی در غرب هستند؛ غول رسانهای غرب با هدايت صهيونيسم بينالملل، از يك سو در آرزوی احيای مجدد جنگهای صليبی و زنده كردن برخی تنشهای تاريخی بين اسلام و مسيحيت است و از سوی ديگر يهودیهای متعصب و صهيونيست در ادامه عقدهها و دشمنیهای تاريخی خود نسبت به دين اسلام در پی ايجاد خلل در حركت شتابان ان دين آسمانی هستند.
وی افزود: البته در اين ميان عقلای اديان و مذاهب غيراسلامی نيز اين عمل را غيرقابلقبول و نوعی افراطیگری شديد دانستهاند؛ ما شاهد هستيم كه اين روزها، روحانيون دينی آزادانديش و معتقد در دنيای مسيحيت نيز اين اقدام را محكوم كردهاند.
صالح در ادامه تصريح كرد: گسترش و نفوذ تعاليم قرآنی در جوامع بشری معاصر اصلیترين دليل قرآنسوزی در آمريكا است؛ هرچند تهاجم فرهنگی و دينی افراطگرايان دنيای غرب عليه اسلام و حقايق نجاتبخش آن در طول تاريخ سابقه دارد اما بدون شك در دوران معاصر اين حركتها از تنوع و پيچيدگی بيشتری برخوردار شده است؛ شكی نيست هرچه حركت تخريبی غربیها بيشتر میشود میتوان تشخيص داد كه پيشرفت اسلام و تسخير قلبهای مردم آزادانديش دنيا توسط آموزهها و تعاليم قرآن كريم افزايش يافته است وگرنه در اين مقطع زمانی، قرآن و هدايتهای آن چه ضرری برای آنان دارد كه نياز به اين رفتار جنونآميز در مقابل اين كتاب الهی وجود داشته باشد.
اين پژوهشگر مسلمان در بخش ديگری از سخنانش به «جاهليت مدرن» افراطگرايان اشاره و عنوان كرد: واقعاً برای انسان بسيار سنگين است كه با چشمان خود اينگونه تهاجم جنونآميز و رفتار شنيع و قبيح با راهنمای بشريت را مشاهده كند، بهويژه در عصری كه انسان بيشتر از دورههای ديگر ادعای تمدن و پيشرفت دارد و به دروغ خود را معتقد به آزدی بيان و انديشه مینامد؛ تنها نامی كه میتوان بر اين رفتار غيرمتمدنانه گذاشت «جاهليت مدرن» است چون روح حاكم بر رفتار آنان در آتش زدن قرآن كريم همان روح متعصبانه در دوران جاهليت است.
وی اضافه كرد: حتی میتوان ادعا كرد عاملان اين جنايت فرهنگی از جاهليت هم جلوتر رفتهاند، چون اين رفتار در دوران جاهليت يعنی دورانی كه بنابر نص قرآن، اعراب جاهلی برای نشنيدن پيام قرآن پنبه در گوشهای خود میگذاشتند، سابقه نداشته است؛ بنابراين اين حركت از منظرهای مختلف قابل تحليل و بررسی است: از منظر سياسی و ارتباط آن با تحولات جهانی و منطقهای، از منظر جامعهشناختی و دستآوردهای اجتماعی، از منظر تبليغاتی و بهرهگيری از جنگ روانی رسانهای.
صالح در ادامه سخنانش توضيح داد: قرآن كريم به عنوان زيربنای تمامی اعتقادات و باورهای بيش از يك و نيم ميليارد مسلمان در سراسر جهان است كه همه مذاهب اسلامی بر آن اتفاق نظر دارند و اين كتاب آسمانی را همان قرآنی میدانند كه بر پيامبر اكرم(ص) نازل شده است، پس تهاجم به چنين بنيان مستحكمی حتماً هدفمند و برنامهريزی شده است.
وی تأكيد كرد: اهداف اين حركت، همانگونه كه در پيام عالمانه و هوشمندانه رهبر فرزانه و آگاه به زمان، حضرت آيتالله العظمی خامنهای به خوبی ترسيم شده است در چند محور زير قابل تجميع است: 1) اسلامستيزی و ايجاد هراس در ميان مردم دنيا نسبت به قرآن كريم به منظور جلوگيری از گسترش اين دين الهی 2) انتقام از اسلام و قرآن به خاطره پاره كردن زنجيرهای استعمار و استثمار انسانها 3) ايجاد تفرقه و درگيری فرقهای بين اسلام و مسيحيت و در نهايت اجرايی نمودن طرح جنگ تمدنها 4) شكستن قداست و جايگاه علمی و معنوی قرآن در نگاه جامعه بشری معاصر و در نهايت ايجاد جنجال و تبليغات برای منحرف كردن اذهان مسلمانان و جامعه جهانی از مسائل مهم جهان اسلام مانند فلسطين به ويژه درشرايط كنونی كه مذاكرات ننگين صلح در حال جريان است.
محمدرضا صالح همچنين در ادامه سخنانش وظايف مسلمانان در مقابل تجاوز به حريم قرآن كريم را برشمرده و عنوان كرد: اصل اين حركت بدون توجه به تعداد افراد و گستره جفرافيايی آن، مفهومی غيرانسانی، فاقد منطق و برخواسته از تعصبی كور دارد، درست است كه اين عمل از نظر تعداد افرادی كه اين اقدام را انجام دادند و نيز از نظر گستره جغرافيايی واقعاً بسيار بیمقدار و محدود بوده اما روح حاكم بر اين رفتار يك روح خارج از عقل و حتی خارج از قوانين جاری بينالمللی است كه غربیها شعار آن را هميشه بر زبان دارند لذا بايد به دنبال شناخت دقيق و مستند اهداف دشمن از اين حركت باشيم.
اين پژوهشگر مسلمان تشريح كرد: به نظر میرسد اهداف اين حركت بايد به خوبی برای مسلمانان و حتی غيرمسلمانان در سراسر جهان افشا شود تا با هوشمندی و آگاهی كامل مانع رسيدن عاملان اين جنايت به اهدافشان شويم، در اين ميان نقش و رسالت دانشگاهها، حوزههای علوم دينی، انديشمندان و علمای آزاد انديش و نيز رسانههای اسلامی بسيار بيشتر از ديگران است.
وی در پايان خاطرنشان كرد: رسانههای غربی و صهيونيستی از شيوههای مختلفی برای تقابل با مكتب اسلام استفاده میكنند؛ شناخت ابزارها و روشهايی كه گردانندگان پروژههای اسلامهراسی از آن استفاده میكنند برای نويسندگان، مبلغان، هنرمندان و اصحاب فرهنگ در سطح جهان اسلام بسيار ضروری است؛ آگاهی و شناخت دقيق شگردهای دشمن در ايجاد فضای اسلامهراسی به ما امكان مقابله هوشمندانه با ترفندهای آنان را میدهد.
traduction1- « Les sionistes sont les principaux réalisateurs du scénario de l’agression du Coran »
Iran (IQNA) – « Le monstre médiatique de l’Occident avec l’orientation du sionisme international souhaite la renaissance des guerres de croisades et de revivifier certaines tensions historiques entre les musulmans et les chrétiens. L’autodafé du Coran est une méthode pour créer cette querelle religieuse.
Lors d’un entretien avec l’Agence iranienne de presse coranique (IQNA), Mohamad Réza Saleh, écrivain et chercheur en sciences coraniques, en prononçant ces propos, a ajouté : « Les sionistes sont à l’avant-garde du mouvement islamophobe en Occident. Les juifs extrémistes et les sionistes sont à la recherche pour créer des tensions dans l’avancée rapide de la religion islamique. »
Il a continué : « Le développement et l’influence des enseignements coraniques dans les sociétés humaines contemporaines sont les raisons principales de l’autodafé du Coran en Amérique. Malgré que des agressions culturelles et religieuses par des extrémistes occidentaux contre l’islam aient des précédents, sans aucun doute à l’époque contemporaine, ces actions bénéficient de plus de diversités et de complexités. »
Ce chercheur musulman, dans une autre partie de ses propos, a signalé « l’ignorance moderne » des extrémistes et a évoqué : « Il est vraiment difficile de voir ce genre d’agression folle et ce comportement abominable et honteux avec le guide de l’humanité, notamment à une époque où les hommes prétendent à plus de civilisation et de progrès. Ils se présentent mensongèrement partisans de la liberté d’expression et de pensée. »
Il a rappelé : « Les médias occidentaux et sionistes utilisent des méthodes différentes pour contrer l’islam. Identifier les instruments et les méthodes que les islamophobes utilisent est plus que nécessaire pour les écrivains, les propagandistes, les artistes et les hommes de culture dans le monde. »
-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*
شماره خبر :657302
غلامرضا ذكيانی:
قرآن كانون توسعه اسلام بوده و اين مسئله غرب را نگران كرده است
گروه انديشه: غلامرضا ذكيانی، عضو هئيت علمی دانشگاه علامه طباطبايی(ره)، با اعلام انزجار از مسئله قرآنسوزی گفت: در يك صد سال اخير (معاصر) خيزش و توسعه اسلام چشمگير بوده، و اين امر باعث شده غرب به تقابل با كانون اصلی اسلام؛ يعنی قرآن بپردازد.
غلامرضا ذكيانی، عضو هيئت علمی دانشگاه علامه طباطبايی، در گفتگو با خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، بحث از قرآن را در دو منظر؛ درون مسلمين و ديگری برون مسلمين يا خارجی مورد برسی قرار داد و اظهار كرد: اين دو منظر با هم در ارتباط بوده و ما بايد در هر دو جبهه با آگاهی و درايت به حل مسائل پيش روی قرآن بپردازيم.
وی در پاسخ به اين پرسش كه اهانت به قرآن كريم از طرف برخی غير مسلمانان را چگونه ارزيابی میكنيد؟ گفت: از صدر اسلام غير مسلمانان متوجه پديدهای به نام دين اسلام و جامعه اسلامی و رفته رفته تمدن اسلامی شدند، و كانون اين پديد جديد تحت دين جديد، جامعه اسلامی، و حتی تمدن اسلامی، كتابی است به نام قرآن، و همين كافی است كه قرآن محور آرا و نظرات باشد؛ به همين دليل از صدر اسلام ما میبينيم برای شناخت و نقد اسلام به مطالعه و نقد قرآن پرداختهاند و در اين جريان طيفهای مختلفی هستند چه آنهايی كه منصفانه قرآنپژوهی كردهاند و چه كسانی كه مغرضانه با قرآن عناد ورزيدند كه از اين جهت هم باعث بركت شده تا مسلمين بيشتر و بهتر در مورد قرآن پژوهش كنند.
اين قرآنپژوه تصريح كرد: در يك صد سال اخير (معاصر) خيزش و توسعه اسلام قابل انكار نيست و اوج آن هم انقلاب اسلامی است. انقلاب اسلامی ايران در تقابل با حكومت و جريانهای فكری كه در سايه غرب و مدرنيته شكل میگرفت، به وقوع پيوست. اين انقلاب نه تنها در مقابل جريان غرب ايستاد، بلكه در مقابل آنها جنبه هجومی گرفت و يك جريان غربستيزی را به راهانداخت و باعث خيزشی در منطقه شد، و نشان داد مدرنيته و جريانهای فكری كمونيستی و از قبيل آنها، تنها جريانهای فكری تأثيرگذار بر حكومتداری و تمدنساز و غير نيستند؛ پس اين برای تمدن غرب خيلی سنگين بود؛ بنابراين آنها با كانونهای اصلی انقلاب به مبازره پرداختند. منظور از تمدن غرب به طور خاص بخش قدرت و حاكميت آنها است.
ذكيانی كانونهای انقلاب را به دو دسته؛ ظاهری و باطنی تقسيم كرد و گفت: از جمله كانونهای ظاهری و مهم در دين اسلام، حجاب است كه توانست تمدن غرب را زير سؤال ببرد؛ زيرا انقلاب اسلامی با هويت بخشيدن به زن و در كنار آن كرامت دادن به زنان باعث حضور آنها در جامعه شد. در حالی كه در غرب، زن، خصوصا در هنر و سينما به يك كالا تبديل شده و اين در حالی است كه زن در جامعه اسلامی با اينكه در جامعه حضور دارد، اما بدون هيچ برهنگی و نگاه ابزاری است و همانطور كه در هشت سال دفاع مقدس و در علم و ورزش قهرمانی در جامعه پا به پای مردان با داشتن حجاب، حضور داشتند، حاضر هستند. و اين مسئله برای غرب سنگين بود و به همين خاطر مسئله حجاب مورد هجوم قرار گرفته است.
عضو هئيت علمی دانشگاه علامه در مورد جلوههای باطنی دين مبين اسلام، گفت: جلوهای باطنی؛ مانند تشيع، امامت، امام حسين(ع) و انتظار از مسائلی بودن كه برای غرب مسئلهساز بود. اما كانونیترين محور، قرآن كريم است، خصوصا تفسير شيعی از قرآن كريم كه يكی از ثمرات آن انقلاب اسلامی است، به همين خاطر غرب به هر قيمتی به دنبال ضربه زدن به قرآن كريم است. در اين زمينه تلاشهای كور بسياری انجام دادهاند كه به حمد الهی بینتيجه مانده است. از جمله، تفسيرهايی كه نسبت به داستانهای قرآن داشته و كارهای رايانهی و هنری اهانتآميز نسبت به قرآن انجام دادهاند و همچنين اهانت شنيع اخير آنها؛ يعنی قرآنسوزی، كه میتوان اين مسئله را از ابعاد و وجوه مختلف، مورد بررسی قرار داد؛ مثلا آستانه تحمل و تحريك مسلمانان را بفهمند و همچنين بر جريانهای ديگر روپوش بگذارند؛ مانند مذاكرات سازش.
وی در ادامه افزود: كانون دين و تمدن و پيشرفت ما قرآن كريم است و اينها به همين خاطر به قرآن كريم اهانت میكنند. اين مسئله بايد ما را بيش از پيش نسبت به قرآن و جايگاه مهم آن آگاهتر كند.
غلامرضا ذكيانی در ادامه متذكر شد كه نسبت ما با قرآن و احاديث و روايات بسيار ضعيف است و اين خود باعث شده نقش قرآن در زندگی ما كمرنگ شود، و با مطرح كردن چند پرسش به بعد داخلی قرآن پرداخت و افزود: قرآن با مسلمان بودن ما چه وجهی دارد؟ آيا انسان میتواند مسلمان باشد و حتی يك بار به قرآن مراجعه نكند؟ آيا مسلمان واقعی میتواند در طول زندگی و مسائل آن به قرآن مراجعه نكند؟ ما با قرآن چه نسبتی داريم؟
وی در پاسخ به پرسشهای مطرح شده فوق گفت: شايد مهمترين مسئلهای كه عموم مسلمانان از روشهای قرآنی دور ماندهاند اين است كه آنها معتقدند برای فهم قرآن بايد عربی دانسته و همچنين تفسير و حديث بدانند؛ بنابراين مسلمانانی كه اين قابليتها را ندارند، نتيجه میگيرند كه با قرآن نمیتوانيم ارتباط برقرار كنيم.
اين قرآنپژوه در ادامه در مورد اين استدلال مسلمانان دو طريق ارتباط با قرآن را ذكر كرده و افزود: برقراری ارتباط با قرآن به دو طريق صورت میگيرد؛ يكی ارتباط و نگرش تفسيری و ديگری نگرش تربيتی، روشی كه نيازمند به دانستن زبان عربی و علم قرآن است روش تفسيری است در حالیكه نگرش تربيتی نيازی به قابليتهای فوق را ندارد و اين نگرشی است كه قرآن كريم به آن تأكيد كرده است.
ذكيانی افزود: قرآن؛ مردم، متقين و مؤمنين را به خواندن قرآن دعوت میكند و حتی تحدی میكند كه اگر میتوانيد مثل اين آيات را بياوريد. خداوند در آيه شريفه 88 از سوره مباركه الاسراء میفرمايد: «قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَن یَأْتُواْ بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآنِ لاَ یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرًا؛ بگو اگر انس و جن گرد آيند تا نظير اين قرآن را بياورند مانند آن را نخواهند آورد هر چند برخى از آنها پشتيبان برخى [ديگر] باشند.» و همچنين در آيه شريفه 13 از سوره مباركه هود میفرمايد: «أَمْ یَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُواْ بِعَشْرِ سُوَرٍ مِّثْلِهِ مُفْتَرَیَاتٍ وَادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ؛ يا مىگويند اين [قرآن] را به دروغ ساخته است بگو اگر راست مىگوييد ده سوره برساخته شده مانند آن بياوريد و غير از خدا هر كه را مىتوانيد فرا خوانی».
وی از اين آيات و مسئله تحدی نتيجه میگيرد كه قرآن برای هر انسانی در هر سطحی از قابليت دانش و معرفت نازل شده است و گفت: اگر قرآن تحدی میآورد دليلش اين است كه اين آيات بايد برای مخاطبان مفهوم باشد تا خودشان بفهمند و آن را در زندگیشان به كار بگيرند. اين آيات دليل پيغمبری، حضرت محمد (ص) است. پس اين آيات بايد آنقدر روشن و مفهوم باشد كه به آن و رسولش ايمان بياورند. پس آيات در حد تحدی به متخصص و مفسر نيازی ندارد؛ يعنی معنی ندارد هنوزی كه پيغمبر، پيغمبر نشده، و دين، دين نشده قرآن مردم را به تحدی بخواند.
عضو هئيت علمی دانشگاه علامه در پاسخ به اين پرسش كه چه راهكارهای برای برقراری ارتباط با قرآن وجود دارد، گفت: از قرآن ترجمهها و تفسيرهای خوبی وجود دارد كه با توجه به عدم منع از طرف قرآن در مورد ترجمهها و تفسيرها، بايد قرآن را خواند و به تفسيرهای قوی كه در اين زمينه صورت گرفته مراجعه كرد.
ذكيانی در ادامه افزود: به طور كلی اين اهانتها به قرآن هر ضرری داشته باشد يك منفعت دارد كه ما را متوجه قرآن میكند و اينكه اين قرآن كريم خيلی انسان سازتر از آن است كه ما فكر میكرديم. پس بايد قرآن را بيشتر بشناسيم و فقط قرآن را به صوت خوب و لحن خوب محدود نكينم هر چند اينها بسيار قابل تقدير است، اما بهتر است كارهای كارشناسی انجام دهيم تا نسل جوانمان به سمت قرآن برود.
ايشان در پايان به اهميت قرآن در زندگی مسلمانان تأكيد كرده و افزود: اهميت فوقالعاد قرآن از يك سو، و نقش كمرنگ قرآن در زندگی ما از سوی ديگر، باعث ايجاد پارادكس در ما شده است. و خلأ ناشی از اين پارادكس برای جامعه اسلامی خطرناكتر از بسياری از مسائل موجود است. و همچنين نبايد به اين باور اعتقاد داشته باشيم كه اين خلأ را میتوان با يك ختم قرآن در ماه مبارك رمضان و يا حتی راهپيمايی عيله اين جور هتك حرمتها پر كنيم بلكه بايد تلاش شود با برقرای يك ارتباط قوی با قرآن به جهت تربيتی، فضا را برای شكوفايی قرآن در زندگیمان فراهم سازيم.
traduction« Le Coran est l’axe du développement de l’islam et cette question inquiète l’Occident »
Iran (IQNA) – Gholamréza Zakiani, membre du conseil scientifique de l’université Allameh Tabatabaï, en annonçant sa répugnance contre l’autodafé du Coran, a dit : « Pendant ces 100 dernières années, l’essor et le développement de l’islam fut remarquable et cette question a causé la confrontation de l’Occident avec l’axe principal de l’islam, c'est-à-dire le Coran et sa place importante. »
Il a dit : « Peut-être que la plus importante question qui a éloigné les musulmans des méthodes coraniques est qu’ils croient que pour comprendre le Coran, ils doivent savoir la langue arabe ainsi que les commentaires et les hadiths. Donc les musulmans qui n’ont pas les capacités concluent qu’ils ne peuvent pas établir de contact avec le Coran. »
En réponse à cette question à savoir quelles sont les solutions pour établir le contact avec le Coran, il a répondu : « Il y a de bonnes traductions et des commentaires, donc il faut lire les traductions et se référer aux commentaires dans ce domaine. »