ملاصدرا: از زندگی چه می خواهيد؟
ملّاصدرا میگويد :
خداوند بینهايت است و لامكان و بیزمان
امّا به قدر فهم تو كوچك میشود
و به قدر نياز تو فرود میآيد و به قدر آرزوی تو گسترده میشود،
و به قدر ايمان تو كارگشا میشود،
و به قدر نخ پيرزنان دوزنده باريك میشود،
و به قدر دل اميدواران گرم میشود...
**********
پــدر میشود، يتيمان را و مادر..
برادر میشود، محتاجان برادری را.
همسر میشود، بی همسر ماندگان را.
طفل میشود، عقيمان را.
اميد میشود، نااميدان را.
راه میشود، گمگشتگان را.
نور میشود، در تاريكی ماندگان را.
شمشير میشود، رزمندگان را.
عصا میشود، پيران را.
عشق میشود، محتاجانِ به عشق را...
خداوند همه چيز میشود، همه كس را.
به شرط اعتقاد؛ به شرط پاكی دل؛ به شرط طهارت روح؛
به شرط پرهيز از معامله با ابليس.
بشوييد قلبهايتان را از هر احساس ناروا!
و مغزهايتان را از هر انديشة خلاف،
و زبانهايتان را از هر گفتار ِناپاك،
و دستهايتان را از هر آلودگی در بازار...
و بپرهيزيد از ناجوانمردیها، ناراستیها، نامردمیها!
چنين كنيد تا ببينيد كه خداوند، چگونه بر سفرة شما، با كاسهای خوراك و تكّهای نان مینشيند و بر بندتاب، با كودكانتان تاب میخورد و در دكّان شما كفههای ترازويتان را ميزان میكند،
و «در كوچههای خلوت شب با شما آواز میخواند»
مگر از زندگی چه میخواهيد؟!
كه در خدايیِ خدا يافت نمیشود، كه به شيطان پناه میبريد؟
كه در عشق يافت نمیشود، كه به نفرت پناه میبريد؟
كه در سلامت يافت نمیشود، كه به خلاف پناه میبريد؟
قلبهايتان را از حقارت كينه تهی كنيد و با عظمت عشق پر كنيد.
زيرا كه عشق چون عقاب است. بالا میپرد و دور...
بیاعتنا به حقيران ِ در روح.
كينه چون لاشخور و كركس است.
كوتاه میپرد و سنگين. جز مردار به هيچ چيز نمیانديشد.
بـرای عاشق، نابترين، شور است و زندگی و نشاط.
برای لاشخور، خوبترين، جسدی است متلاشی ...
wwwww
http://www.bourses.gc.ca/PossibilitesEtr-OpportunitiesNonCdn-Fra.aspx
www.littfra.umontreal.ca/Bourses/
http://www.sshrc-crsh.gc.ca/funding-financement/programs-programmes/fellowships/vanier-fra.aspx
wwwwwwwwwwwwwww
نخستين شب كنسرت عليرضا عصار سهشنبه شب چهارم خردادماه در سالن 3000 نفری كشور در حالی برگزار شد كه تمامی صندلی های سالن پر شده بود. عصار در اين كنسرت چند ترانه قديمی و پنج قطعه جديد خواند. نكته قابل توجه در اين كنسرت، استقبال بیسابقه حاضران از ترانه «خيابان خوابها» سروده خليل جوادی بود، به گونهای كه صدای عصار به دليل همراهی و همصدايی مردم تقريبا شنيده نمیشد. متن اين ترانه را میخوانيد:
خيابان خوابها
باز بـــوی باورم خـــــاكستريست / واژه هـــای دفتــرم خاكستريست
پيش از ایــنها حـــال ديگر داشـتم / هرچــه ميگفتند بـــــاور داشــتم
مــا به رنگی ساده عادت داشتيم / ريشـــه در گنـــج قناعت داشتيم
پيرهـا زهــر هـلاهــل خـورده انــد / عشق ورزان مـهر باطل خـورده اند
باز هم بحث عقيل و مـرتضی ست / آهن تفتــيده ی مــولا كجـــــاست
نه فقط حرفی از آهن مانده است / شمع بيت المال روشن مانده است
با خــــودم گفتم تو عاشق نيستی / آگـــــه از ســــرّ شقـــايق نيستی
غــرق در دریــا شدن كار تو نيست / شيعه مـــولا شــدن كــارتو نيست
بين جــمع ايســـــتاده بـر نمـــــاز / ابن ملجــــم هـــــا فـــراوانند بــاز
خواستم چيزی بگويم د یــــر شد / واژه هايم طعــمه ی تكفیــر شـد
قصه ی نـــا گفته بسيار است باز / دردهـــا خـروار خــروار است بـــاز
دستهارا باز در شبـــهای ســـرد / هــــــا كنيد ای كودكان دوره گـرد
مژدگــانی ای خيابان خوابــــــــها / می رسد ته مانده ی بشقابــــها
سر به لاك خويش برديم ای دريغ / نان به نرخ روز خورديم ای دریــــغ
قصّـه هــای خوب رفت از يادهـــا / بی خبر مـــاند يم از بـــنيادهــــا
صحبت از عدل و عدالت نابجاست / ســــود در بازار ابن الو قــتهاست
گفته ام من دردهـــا را بارهـــــــا / خسته ام خسته از اين تكرارهـــا
ای كــــه می آيدصدای گــريه ات / نيمه شـــبها از پس د يوار هـــــا
گــــير خواهد كــــرد روزی روزيت / در گلـــوی مــال مـردم خوارهـــا
من بــه در گفتم وليكن بشنوند / نكته هـــا را مـو به مو ديوارهــــا
آلبوم : عشق الهی
شاعر: خليل جوادی
آهنگساز : فؤاد حجازی
خواننده : عليرضا عصار