کد خبر: 4032178
تاریخ انتشار: ۱۱ بهمن ۱۴۰۰ - ۱۶:۲۷

بررسی نظریه توالد علمی جامعه دینی در فصلنامه «قبسات»

صد و یکمین شماره از فصلنامه «قبسات» به صاحب‌امتیازی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی منتشر شد.

به گزارش ایکنا، صد و یکمین شماره از فصلنامه «قبسات» به صاحب‌امتیازی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی منتشر شد.

عناوین مقالات این شماره بدین قرار است: «نظریه توالد علمی جامعه دینی (بررسی امکان، ضرورت و چگونگی علم دینی در منظومۀ فکری شهید سیدمحمدباقر صدر)»، «بررسی مواجهه اصل آنتروپیک و نظریه چندجهانی با براهین غایت‌شناختی»، «معرفت دوگانه از ترابط علم کلام با سایر علوم (با تأکید بر علوم انسانی)»، «تجانس حق و خلق از منظر فلاسفه و عرفا»، «بنیادهای هستی‌شناختی فرهنگ»، «مبادی عقلی امکان معاد در نگاه متکلمان اسلامی (بررسی و نقد)»، «ایده نجات در ابن عربی و ارتباط آن با مسئله دیگری»، «بازنگری اخلاق خانواده، پیش‌شرط حمایت دین از نهاد خانواده در رویارویی با مدرنیسم».

در چکیده مقاله «نظریه توالد علمی جامعه دینی (بررسی امکان، ضرورت و چگونگی علم دینی در منظومۀ فکری شهید سیدمحمدباقر صدر)» می‌خوانیم: «شهید صدر به عنوان یکی از پیشگامان عرصه تولید علم دینی، نظریه­‌ای متقن در این باب در نظر داشته که مطابق آن سعی کرده است اقتصاد اسلامی را پایه­‌گذاری کند؛ نظریه‌­ای که قابلیت تعمیم به سایر علوم انسانی دارد و در این پژوهش از آن به «نظریه توالد علمی جامعه دینی» تعبیر می­‌شود. بر اساس این نظریه صدر معتقد است علوم انسانی همواره وابسته و در چهارچوب مکتبی هستند که جامعه مورد مطالعه دانشمندان، آن را پذیرفته است. این وابستگی و ارتباط میان علم و مکتب، محور نظریه صدر در باب علم دینی قرار گرفته و بر اساس آن امکان تولید چنین علمی و همچنین ضرورت آن تبیین می‌­شود. فرایند تولید علم دینی از نگاه صدر نیز چنین تقریر می­‌شود که ابتدا فقیه به کمک بینش‌ها و احکام دینی با روش اجتهادی و استفاده از رویکرد انسجام‌­گرایی، از روبنای شریعت به نظریه­‌های زیربنایی و اصولی مکتب دست می­‌یابد. سپس در صورت اجرا شدن این مکتب در جامعه و قرار گرفتن رویدادهای جامعه اسلامی به عنوان داده‌­های روش تجربی، علوم دینی توسط دانشمندان علوم مختلف انسانی از دل جامعه دینی متولد می‌­شوند.»

در طلیعه مقاله «تجانس حق و خلق از منظر فلاسفه و عرفا» آمده است: «در مسئله نسبت بین حق و خلق عموم فلاسفه به تجانس موجودیت حق و خلق قائل‏ند؛ یعنی حق و خلق، هر دو را موجود حقیقی می‌دانند، گرچه درباره معیار موجودیت بین آنها اختلاف هست. مشائیان موجودات را حقایقی بسیط و کاملاً متباین می‌دانند و اشراقیان موجودات را از سنخ ماهیات قرار می‌دهند و فیلسوفات حکمت متعالی معتقدند موجودات از سنخ وجود مستقل یا رابطند و نظر عرفا در این مسئله نفی هر تجانسی بین حق و خلق است. آنها حق را موجود حقیقی و خلق را موجودنما یا شیء مجازی می‌دانند و از منظر آیات و روایات دینی تجانس بین حق و خلق باطل است. به نظر می‌رسد دیدگاه عرفا مؤید به براهین عقلی و نقلی است و دیدگاه فلاسفه در هر سه مکتب مشایی، اشراقی و متعالی با اشکالات عقلی فراوانی مواجه است که پذیرش آنها را ناممکن می‌سازد؛ از ین رو دیدگاه عدم تجانس بین حق و خلق به این صورت که حق موجود حقیقی و بالذات و مخلوقات موجود بالعرض و مجازی است، دیدگاهی است که برهان عقل و نقلی دارد و باید آن را پذیرفت.»

در چکیده مقاله «بنیادهای هستی‌شناختی فرهنگ» آمده است: ««فرهنگ» در تلقی غالب علوم اجتماعی،‌ عام‌ترین و گسترده‌ترین مفهومی است که همه فراورده‌های غیر مادی و معنایی (و در برخی تعاریف حتی فراورده‌های مادی) را که بشر در طول حیات اجتماعی تاریخی پرفراز و فرود خود بدان دست یافته، پوشش می‌دهد. از جمله موضوعات مطرح در فلسفه فرهنگ و نیز در جامعه‌شناسی و مردم‌شناسی فرهنگ، سؤال از خاستگاه، منشأ، علل ایجادی و اعدادی و در یک کلام، مبانی هستی‌شناختی فرهنگ است. این نوشتار در صدد است با غور و تأمل در آرا و اندیشه‌های عرضه‎شده با رویکردهای مختلف به این سؤال در حد امکان پاسخ گوید؛ از این رو سؤال اصلی آن چیستی مصادر، منابع، مناشی، خاستگاه‌ها و زمینه‌های معرفتی و غیر معرفتی فرهنگ به مثابه یک کل (و بالتبع عناصر و مؤلفه‌های آن) است. روش آن در مقام گردآوری داده‌ها، اسنادی و در مقام تفسیر یافته‌ها، تحلیلی، تبیینی و استنباطی است. نتایج حاصل از این مطالعه نشان می‌دهد فرهنگ یا منظومه فرهنگی بشر، درکل تحت تأثیر مجموعه درهم پیچیده‌ای از استعدادها و ظرفیت‌های فطری، ارتباطات چندگانه انسانی، عوامل محیطی (اعم از طبیعی و اجتماعی)، عوامل ماورایی (دین و تعالیم وحیانی) و تجربه‌های تاریخی متراکم تکون یافته و از طریق فرایند جامعه‌پذیری در امتداد نسل‌های متمادی استمرار یافته است.»

انتهای پیام
نام:
ایمیل:
* نظر:
captcha