گروه انديشه: فعالی با بيان اينكه خدای مورد نظر عرفان سرخپوستی به هيچ عنوان با خدايی كه در اسلام و اديان الهی مطرح میشود، برابر و مطابق نيست، تصريح كرد: خدا از نگاه سرخپوستان و ساحران مكزيكی يعنی يكپارچگی جهان، وحدت استقلالی عالم و انرژیهای متصل كيهانی.
به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران (ايكنا)، حجتالاسلام والمسلمين دكتر محمدتقی فعالی، مدرس حوزه و دانشگاه و نگارنده 9 جلد كتاب در باب جنبشهای نوظهور معنوی، در يازدهمين نشست از سلسله نشستهای «آسيبشناسی عرفانهای كاذب» كه در سازمان فعاليتهای قرآنی دانشجويان كشور برگزار شد، به ايراد سخنرانی پرداخت.
فعالی با اشاره به موضوع بحث سلسله نشستهای گذشته مبنی بر بازشناسی عرفانهای نوظهور و كاذب اظهار كرد: در يك دستهبندی میتوان كيشهای نوظهور و عرفانهای كاذب را در هفت بخش طبقهبندی كرد كه دسته اول آنها عبارت از كيشهای نوظهور معنوی هند بود.
وی با اشاره به بخش دوم از جريانهای معنويتگرا خاطرنشان كرد: اين بخش از آئينهای نوظهور مربوط به قاره آمريكا میشود كه به طرح آن خواهيم پرداخت. نكته قابل تذكر در اين بخش اينكه وقتی از آئينهای معنويتگرای امريكايی سخن گفته میشود، منظور تنها ايالات متحده امريكا نيست، بلكه سراسر قاره امريكا را در برمیگيرد.
اين مدرس حوزه و دانشگاه در ادامه توضيح داد: در قاره امريكا خصوصاً امريكای لاتين و امريكای جنوبی سه كشور بهطور خاص در رابطه با عرفانهای كاذب فعاليت میكنند كه عبارتند از؛ مكزيك، برزيل و پرو. در اين جلسات دو كشور مكزيك و برزيل را مورد بررسی قرار خواهيم داد كه مبدأ و منشأ عرفانهای كاذب سرخپوستی بهشمار میروند، البته هنگامیكه به حوزه آئين نوظهور فراعلم وارد شويم، نيمنگاهی به كشور پرو نيز خواهيم داشت.
فعالی با بيان اينكه آئينهای معنويتگرای امريكايی به چهار دسته كلی منقسم میشوند، عنوان كرد: اين چهار دسته عبارتند از؛ عرفانهای سرخپوستی، عرفان «اكنكار» و يا بهصورت خلاصه آئين «اك»، آيين معنويتگرای «پائولوكوئيلو» نويسنده برجسته برزيلی و صاحب كتاب معروف «كيمياگر» ـ كه از شهرت خاصی در ايران برخوردار است ـ و چهارم آئين شيطانپرستی و يا شيطانگرايی مدرن.
اين محقق و پژوهشگر با اشاره به عرفانهای سرخپوستی بهعنوان اولين جريان از چهار عرفان قاره امريكا تصريح كرد: عرفانهای سرخپوستی برخاسته از كشور مكزيك خصوصاً پايتخت مكزيك يعنی مكزيكوسيتی است. در حومه پايتخت مكزيك شهری است به نام «اشوارخواران» كه بهطور مشخص اين شهر پايتخت عرفانهای سرخپوستی بهشمار میآيد.
وی ادامه داد: اشوارخواران به معنی «نورخواران» يا «خداخواران» است. علت نامگذاری اين شهر به اشوارخواران اين است كه اساتيد نامدار اين شهر سرخپوست و جادوگر هستند و اعتقاد دارند كه نبايد از نيروهای مادی و جسمانی خصوصاً استفاد كرد، بههمين جهت است كه در رابطه با ايشان مشهور شده كه اين دسته از افراد از خوردن آب و غذا ممانعت به عمل میآورند.
فعالی با تأكيد بر اينكه سرخپوستان و ساحران شهر اشوارخواران اعتقاد دارند كه در گيتی و هستی، خصوصاً سياره زمين منابع انرژی متعدد و بیشمار است، گفت: اگر انسان بتواند اين منابع انرژی را درست و صحيح شناسايی كند و دهان خود را بر روی آن منابع انرژی بگذارد، ديگر نيازمند تأمين منابع انرژی از طريق غذا و آب نيست.
اين محقق و پژوهشگر با بيان اينكه سرخپوستان و ساحران شهر اشوارخواران اعتقاد دارند منابع انرژی در تمام هستی پخش است، خاطرنشان كرد: ايشان اذعان دارند كه اين منابع در اختيار همه افراد بشر قرار دارد، سهل الوصول است و به صورت رايگان در اختيار بشر قرار داده شده است.
وی با بيان اينكه سرخپوستان اعتقاد دارند اين منابع انرژی همگی پاك هستند، عنوان كرد: در منابع سرخپوستی غذاها و آبهايی را كه بشر استفاده میكند پاك نمیدانند، مخصوصاً اگر از نوع غذاهای آماده امروزی باشد، ضمن اينكه اين منابع انرژی رايگان نيز نيستند. البته بنده اطلاع ندارم كه ادعا بر توانايی انسان مبنی بر ادامه حيات بدون آب و غذا تا چه اندازه میتواند صحيح باشد.
فعالی افزود: البته در ميان عارفان حتی عارفان اسلامی نيز اين مطلب نقل شده كه عدهای از ايشان از خوردن غذا ممانعت میكردند و يا به كمترين حد آن اكتفا مینمودند، بهعنوان مثال در رابطه با برخی از صوفيان ذكر شده كه در هفته تنها يك مرتبه غذا میخوردند و در همان يك وعده نيز به يك دانه مويز و كشمش اكتفا میكردند.
اين مدرس حوزه و دانشگاه با اشاره به «ابن خفيف شيرازی» عارف سده پنجم هجری كه قبر وی در بازار وكيلآباد شيراز است و اخيراً توسط سازمان ميراث فرهنگی بازسازی شده است، اظهار كرد: به اين عارف از آن جهت ابن خفيف اطلاق شده كه وی بسيار خفيفالمؤونه بود، يعنی به اندك قوت و غذا اكتفا میكرد.
اين محقق و پژوهشگر گفت: عرفا عمدتاً به دنبال «قوت القلوب» يعنی غذای جان هستند. اين مطلب در ميان مرتاضان هندی نيز بسيار شايع است كه از يك تا دو هفته از آب و غذا استفاده نمیكردند و بدون هيچگونه مشكلی به حيات خود ادامه میدادند. در مجموع میتوان گفت كه جسم انسان بسيار پيچيده است، بهطوریكه شايد بتوان گفت تا ابد پيچيدگیهای آن برای انسان مشخص و ظاهر نخواهد شد.
وی در ادامه عنوان كرد: البته رشد علم برخی مسائل پنهان بدن و جسم انسان را مكشوف كرده است، اما هر چه علم پيشرفت میكند و هنگامیكه به يك سؤال در رابطه با انسان پاسخ میگويد، ده سؤال ديگر پيش روی او ايجاد میشود. گويی اين سؤالها پايانی ندارد و هر چه علم بيشتر پيشرفت كند تعداد سؤالات بشر در رابطه با خود فزونی میيابد؛ لذا در كنار پيشرفت علم ميزان جهل بشر و تعداد سؤالات او نيز پيشرفت میكند.
فعالی گفت: منطقه اشوارخواران از اين جهت به اين نام معروف شده كه ساكنان اين منطقه به نورخواری و يا حتی انرژیخواری اعتقاد دارند. در مورد ساكنان اين منطقه عنوان شده كه ايشان از خوردن آب و غذا ممانعت بعمل میآورند و در مقابل به خوردن انرژی میپردازند و اعتقاد دارند كه بايد از طريق ديگر منابع انرژی كسب انرژی كرد.
اين مدرس حوزه و دانشگاه با تأكيد بر اينكه بايد دقت داشت كه خدای موردنظر ساحران منطقه اشوارخواران بههيچعنوان با خدايی كه در اسلام و اديان الهی مطرح میشود، برابر و مطابق نيست، تصريح كرد: خدا از نگاه سرخپوستان و ساحران مكزيكی يعنی يكپارچگی جهان، وحدت استقلالی عالم و انرژیهای متصل كيهانی.
اين محقق و پژوهشگر با بيان اينكه ساحران و سرخپوستان اعتقاد دارند كه اشوارخواران منطقهای است كه انسانها را به خدا تبديل میكند، خاطرنشان كرد: سرخپوستان اعتقاد دارند كه انسان يك سيستم يكپارچه انرژی است كه به انرژی كيهانی متصل میشود، در اين حالت با انرژی گيتی يكی میشود و وحدت ميان آن دو ايجاد میشود.
فعالی با بيان اينكه نماد عرفانهای سرخ پوستی عقاب است، افزود: اگر دقت شود ايشان در پشت كتابها، تيتر سايتها و هرجای ديگر يك عقاب سياه نشسته رسم میكنند، لذا در ميان علائم ايشان اگر بر روی سايت، كتاب، لباس هنرپيشه و بازيگر، هنرمند، عصا و يا هر جای ديگری نقش عقاب مشاهده شود، گوشهنظری بر عرفان سرخپوستی دارد.
وی در توضيح عرفان سرخپوستی افزود: البته بايد دقت كرد كه منظور از عرفان سرخپوستی يك عرفان نيست، بلكه عرفانهای سرخپوستی مطرح است، چرا كه اين دسته از عرفانها از سه شاخه منشأ گرفتهاند؛ اول شاخه عرفان تولتك، دوم عرفان سو و سوم عرفان ساحری. البته مهمترين نوع عرفان سرخپوستی عرفان ساحری است كه همراه با سحر و جادو است.
فعالی با اشاره به عرفان ساحری كه مهمترين بخش عرفانهای سرخپوستی بهحساب میآيد، عنوان كرد: عرفان سرخ پوستی خصوصاً از نوع تولتك نام ديگری دارد به اسم «عرفان شمن يا شمنيزم»، خاستگاه عرفان شمن در حقيقت همان عرفان سرخپوستی است كه در كشور مكزيك شكل گرفته است.
وی با اشاره به عرفان شمن ادامه داد: اين آئين مخصوص هنرمندان و جنگاوران سرخپوست باستان است و خصوصاً از منطقه جنوب مكزيك برخاسته است. بهطور خلاصه میتوان گفت شمنيزم يا آئين شمن آئين جادوگران جنوب مكزيك است، بهطوری كه دين و مذهب رسمی سرخپوستان مكزيك را ساحری و جادوگری تشكيل داده است، اما از آنجا كه جادوگری جنبههای ماوراء طبيعی را نيز شامل میشود به آن جريان عرفان يا معنويت اطلاق شده است.
اين محقق و پژوهشگر افزود: يكی از كتابهای مهم در اين رابطه كتاب «آئين شمنيزم» است. اين كتاب مهمترين اثر در زمينه آئين شمنيزم و يا آئينهای سرخپوستی بهحساب میآيد.
فعالی گفت: منظور از تولتك شمنهايی هست كه ريشه در سابقه باستانی جنوب مكزيك دارند. تولتكها از دو بخش تشكيل شدهاند؛ دسته اول اساتيد يا ناوالها و دسته دوم جادوگران و مردمان وابسته كه با نام هواكان معروف هستند. شمنهای تولتك سه استاد برجسته دارند كه اولين آنها پائولوكوئيلو، دومين استاد كارلس كاستاندا ـ كه در مباحث آتی به اين شخص اشاره خواهد شد ـ و سومين رهبر برجسته شمنهای تولتك شخصی به نام «دون ميگوئل روئيز» است.
اين مدرس حوزه و دانشگاه با اشاره به سومين رهبر برجسته شمنهای تولتك اظهار كرد: ميگوئل روئيز در دهه هفتاد ميلادی به جهت حادثهای كه برای وی رخ داد، معروف و مشهور شد و آن حادثه از اين قرار بود كه وی مشغول رانندگی در يكی از جادههای مكزيك بود كه پشت فرمان خوابش میبرد و در مسير با شيئی برخورد میكند، بهطوری كه پس از تصادف از هوش میرود.
وی با بيان اينكه روئيز بعد از تصادف مدتی نامعلوم در كما فرو میرود، گفت: وی بعد از آنكه از كما خارج میشود، خود اذعان میدارد كه در اين مدت با مرگ دست و پنجه نرم میكرده است و به تجربه نزديك به مرگ پرداخته است. «تجربه نزديك به مرگ» واژهای است جالب و بسيار قابل تأمل برای حوزههای مطالعات دينی. تجربه نزديك به مرگ پديدهای است كه اخيراً مطرح شده است.
اين محقق و پژوهشگر با تأكيد بر اينكه در زمينه تجربه نزديك به مرگ و با همين عنوان كتابهايی چاپ و منتشر شده است، خاطرنشان كرد: به تجربه نزديك به مرگ «زندگی بعد از زندگی» نيز گفته میشود. متخصص اين حوزه به لحاظ علمی شخصی با نام «ريموند مودی» است. وی كتابی با عنوان تجربه نزديك به مرگ نگاشته است كه بارها به فارسی ترجمه شده است.
فعالی تصريح كرد: در جهان حدود سيصد نفر هستند كه برای ايشان تجربه نزديك به مرگ پيش آمده است، همانگونه كه برای روئيز نيز اين مطلب رخ داد، بهگونهای كه اين افراد بر اثر حادثهای تمام علائم حيات را از دست دادهاند، بهغير از يك يا دو علامت بسيار ضعيف كه بعد از مدت زمانی مانند يك يا دو روز و حتی يك هفته مجدد به حيات دنيوی بازگشتند.
وی ادامه داد: در اين مدت نيز اين افراد مطالب مختلفی را از عوالم ديگر مشاهده كردهاند و بعد از اين كه به حيات دنيوی خود بازگشتند آنچه را كه در حالت كما مشاهد كرده بودند، برای ديگران بازگو میكردند. تحقيقاتی كه بر روی اين سيصد نفر صورت گرفته است به اين نتيجه میرسد كه بهغير از حيات دنيوی حيات ديگری نيز وجود دارد و زندگی منحصر در حيات اين دنيا نيست.
اين مدرس حوزه و دانشگاه افزود: نكته جالب در ميان سخنان ايشان اين است كه در حدود نيمی از گزارشاتی كه در رابطه با حالت و عالم كما از ايشان رسيده است، مانند بياناتی است كه آيات قرآن در رابطه با حيات پس از مرگ و عالم برزخ میدهد، اما نيمی ديگر از سخنان ايشان با آيات قرآن متفاوت است.
فعالی افزود: بازگشت دون ميگوئل روئيز به حيات دنيوی منجر شد تا تجربيات خود را توسط برخی از سؤالات گزارش كند و تجربيات خود را مبنائی برای تأسيس عرفانی از نوع جادوگران قرار دهد كه عرفان وی معروف به عرفان تولتك شد، لذا آئين تولتك دو بُعد دارد، از يك سو آئين خردمندان معروف باستان مكزيك است كه از طريق سينه به سينه منتقل شده و روئيز پس از تجربه خود اين نوع معنويت را به نوعی به روز رسانی كرده است.
فعالی عنوان كرد: دون ميگوئل روئيز دارای ده كتاب است كه همگی به زبان فارسی ترجمه شده است. مهمترين كتاب وی به نام «چهار ميثاق» است كه اين نامگذاری نيز علتی دارد كه در ادامه به آن اشاره خواهد شد. روئيز پس از تجربه نزديك به مرگ خود از طريق برگزاری كارگاهها و سفرهای تبليغاتی به معرفی آئين خود كه هماهنگ با آئين جنگآوران و جادوگران سرخپوستان باستان است، همت گماشت و آموزههای خويش را به جهانيان معرفی كرد. خصوصاً تبليغات وی در ايالات متحده امريكا بيشتر بهچشم میآيد.
تشکر و سپاس از شما.