کد خبر: 2553500
تاریخ انتشار : ۰۸ تير ۱۳۹۲ - ۱۴:۲۹

راه‌های كسب عزت نفس از ديدگاه قرآن

عزت نفس، يكی از پايه‌های اساسی شخصيت آدمی و باعث نيل انسان به افتخار و سربلندی است. عزت نفس مايه آزادگی و والايی همت است. در اين يادداشت راه‌های كسب عزت نفس را از ديدگاه قرآن بررسی می‌كنيم.

عزت نفس، يكی از پايه های اساسی شخصيت آدمی و باعث نيل انسان به افتخار و سربلندی است. عزت نفس مايه آزادگی و والايی همت است. عزت‌مندان هرگز به ذلت و بندگی ديگران تن نمی‌دهند و سرمايه شرافت و آزادگی خود را با هيچ قيمتی معامله نمی‌كنند.
عزت نفس از طرفی برای تمام افراد يكی از بزرگ‌ترين فضيلت‌های اخلاقی است و از طرف ديگر، محرك آدمی در اجرای ديگر برنامه‌های اخلاقی تلقی می‌شود. به عبارت ديگر، شرافت نفس افزون بر آن كه خود از نظر فردی صفتی نيكوست، می‌تواند ضامن اجرای ديگر صفات پسنديده در محيط خانواده و اجتماع نيز به شمار آيد.
اگر انسان‌ها به ويژه جوانان بتوانند اين تمايل والای فطری را همواره در درون خود زنده و حاكم نگه دارند و رفتار و گفتار خويش را با آن هماهنگ سازند، توانسته‌اند اساس نيك بختی انسانی خود را برای تمام دوران عمر پايه گذاری كنند.
عزت حالتی است كه مانع مغلوب شدن انسان می‌شود (حالت شكست‌ناپذيری) و در اصل از عزاز (بر وزن اساس) به معنی زمين محكم و نفوذناپذير گرفته شده است.(2) عزت يعنی ارزشمندی، شرافت و توانايی؛ كه سر منشأ واقعی آن خداوند متعال است چنانكه می‌فرمايد «ايبتغون عندهم العزه فان العزه لله جميعا؛(4) آيا نزد كافران عزت می‌طلبند عزت همه نزد خداست.» (نساء 93)
با دقت در آيات قرآن درباره عزت، شايد بتوان گفت كه قرآن دو نگاه به عزت دارد. يكی نگاه از پائين به بالا كه بر طبق آن، عزت را مخصوص خداوند دانسته است.
از اين نظر، قرآن كريم در سه آيه مشابه، عزت را از آن خدا دانسته و بيان می‌دارد هر كس طالب عزت است بايد از خدا بخواهد از جمله می‌فرمايد «من كان يريد العزه فلله العزه جميعا؛ (فاطر 01) هر كس عزت می‌خواهد، عزت يكسره از آن خداست.» پس هيچ موجودی نيست كه خودش بالذات عزت داشته باشد.
خداوند متعال می‌فرمايد «سبحان ربك رب العزه عما يصفون؛ (صافات 081) منزه است پروردگار تو، پروردگار عزيز از آنچه وصف می كنند.»
در اين آيه كلمه رب را به عزت اضافه كرده تا بفهماند عزت مختص خداست. پس او مقامی منيع دارد كه منيع بودنش علی‌الاطلاق است، يعنی هيچ عامل ذاتی نمی‌تواند او را ذليل كند و هيچ غالبی نيست كه بر او غلبه كند و هيچ كس نمی‌تواند از تحت سلطنت او بگريزد.(3)
نگاه ديگر از بالا به پائين است كه در آن پرتو عزت حق تعالی شامل رسول خدا(ص) و مؤمنين شده است. نظير آيه 8 سوره منافقون كه خداوند می‌فرمايد: «آنها ]پنهانی با هم[ می‌گويند اگر به مدينه مراجعت كرديم البته بايد اربابان عزت و ثروت، مسلمانان ذليل(فقير) را از شهر بيرون كنند و حال آنكه عزت مخصوص خداوند و رسول و اهل ايمان است...»
در دعای عرفه به نقل از امام حسين(ع) آمده است؛ تمام عزت و بلندمرتبگی از آن خداست و هر كه خدا را دوست بدارد، عزيز و گرنه ضعيف خواهد بود.(4) در روايات اسلامی تأكيد شده است كه مؤمن نبايد وسايل و زمينه‌های ذلت خويش را فراهم سازد؛ چون خداوند خواسته او عزيز و سربلند باشد و برای حفظ اين عزت بكوشد.
امام صادق(ع) فرموده‌اند: «مؤمن عزيز است و ذليل نخواهد بود. مؤمن، از كوه محكم‌تر و پرصلابت‌تر است؛ چرا كه كوه را ممكن است با كلنگ‌ها سوراخ كرد، ولی هرگز چيزی از دين مؤمن كنده نمی‌شود.»(5)
در آموزه‌های دينی، انسان مؤمن جايگاهی والا و ارزشمند دارد. اسلام بر عزيز بودن انسان تأكيد می‌كند و از همين رو بر عواملی سفارش می‌كند كه هم موجب عزت او هستند و هم سبب بقای آن.
انسان با انجام كارهايی همچون حفظ زبان، قناعت، صبر بر مصيبت، كظم غيظ، احسان و گذشت می‌تواند به عزت كرامت نفس دست يابد. به عنوان نمونه در روايتی آمده است كه هر كس خشم خود را فرو برد، خداوند عزت او را در دنيا و آخرت زياد می‌كند.(6)
آيت‌الله جوادی آملی، نخستين مانع عزت نفس را تمرد و طغيان در برابر خدا می‌داند. كسی كه خوی سركش دارد، نمی‌تواند به عزت نفس برسد. تا كسی خود را محتاج خدا نداند و به عنوان عبد احساس نكند، صلاحيت شركت در مدرسه تكريم الهی را ندارد و اين نخستين مانع است كه بايد برطرف شود.(7)
قرآن كريم نيز در اين باره می‌فرمايد «كلا ان الانسان ليطغی ان رآه استغنی؛ (علق 796) همين كه خود را بی نياز بپندارد.»
از آن رو كه عزت، مخصوص خداست، پس هر كس خواهان عزت حقيقی است، بايد از راه اطاعت و بندگی خدا به آن برسد. اطاعت و بندگی، راهی است برای ارتباط با عزيز بی‌همتا، امام علی(ع) در اين‌باره فرموده‌اند: «هر كه اطاعت خدا كند، عزت يابد و قوی شود.»(8)
در مقابل، نافرمانی خداوند، موجب ذلت انسان در دنيا و آخرت می‌شود. قوم بنی اسرائيل با وجود آن همه نعمت كه خداوند به آن‌ها ارزانی داشته بود، ناسپاسی كردند و گوساله پرست شدند، خداوند در برابر گناه بزرگ آن‌ها، عذاب سختی فرستاد تا غضب پروردگار را ببينند و طعم ذلت را در اين دنيا بچشند. خداوند در قرآن می‌فرمايد «خدا مهر ذلت و فقر را بر پيشانی آن‌ها زد.» (بقره 61)
تقوا، پوششی است كه انسان را از آلودگی حفظ می‌كند؛ زيرا تقوا به معنای حفظ و نگهداری از هر چيزی است كه به انسان ضرر و زيان برساند. پيامبر اكرم(ص) فرمود: «هر كه می‌خواهد با عزت‌ترين مردمان باشد، تقوای الهی پيشه كند.»(9)
تقوا و نگهداری نفس، سرافرازی می‌آورد، راه را به انسان نشان می‌دهد و نيز او را بزرگ و ارجمند و از اسارت آزاد می‌كند. اميرالمومنين(ع) فرموده‌اند «تقوا، عزت می‌بخشد و تبهكاری، ذليل می‌كند»(10)
قرآن كريم ضمن اين كه عزت را مخصوص خداوند، رسول(ص) و مؤمنان می‌داند، راه رسيدن به آن را چنين تشريح می‌كند «سخنان پاكيزه به سوی او صعود می‌كند و عمل صالح آن را بالا می‌برد.» (فاطر 10)
پاكيزگی سخن، به پاكيزگی محتوای آن است و پاكيزگی محتوای آن به دليل مفاهيمی است كه بر واقعيت‌های عينی پاك و درخشان دلالت می‌كند و چه واقعيتی بالاتر از ذات پاك خداوند و آيين حق و عدالت او، و نيكان و پاكانی كه در راه نشر آن گام برمی‌دارند.(11)
به همان اندازه كه انسان به خدا تكيه می‌كند و از غير خدا دوری می‌ورزد، عزت می‌يابد؛ زيرا عزت، مخصوص خداست. قرآن كريم می‌فرمايد «آيا كسانی كه كافران را به جای مؤمنان دوست خود انتخاب می‌كنند، عزت و آبرو را نزد آنان می‌جويند، با اين كه همه عزت از آن خداست؟» (نساء 139)
عزت، از علم و قدرت سرچشمه می‌گيرد و كسانی كه قدرت و علمشان ناچيز است، نمی‌توانند منشأ عزت باشند. لقمان حكيم برای تربيت فرزند خود، او را به انقطاع از دنيا و غيرخدا فرا می‌خواند و چنين می‌گويد «پسرم... اگر خواهان آنی كه همه عزت اين جهان را داشته باشی، از آنچه در دست مردم است، قطع طمع كن كه پيامبران فقط به سبب قطع طمعشان به آنچه می‌بينی رسيدند.»(12)
امام علی(ع) نيز فرمود «ماندگاری عزت را با ميراندن طمع بجوی.»(13) در روايتی آمده است كه گروهی از انصار به پيامبر(ص) عرض كردند ای رسول خدا! برای حاجتی نزد شما آمده‌ايم... حاجت ما اين است كه در پيشگاه پروردگارت، بهشت را برای ما ضمانت كنی. پيامبر(ص) سرش را به زير افكند، سپس عصايش را چند بار به زمين زد و سرش را بلند كرد و فرمود: با يك شرط چنين ضمانتی را برای شما می‌كنم، از هيچ كس(جز خدا) چيزی را تقاضا نكنيد.
آنان تعهد دادند در زندگی از احدی تقاضا نكنند، تا آن جا كه اگر يكی از آنان در سفر بود و سواره حركت می‌كرد و تازيانه‌اش به زمين می‌افتاد، خوش نداشته كسی بگويد تازيانه را به من بده، بلكه خودش پياده می‌شد و تازيانه‌اش را برمی‌داشت يا اگر يكی از آنان در كنار سفره دستش به آب نمی‌رسيد، به كسی نمی‌گفت: آب را به من بده، بلكه خودش برمی‌خاست و ظرف آب را برمی‌داشت.(14)
در احاديث مختلف، از بين بردن طمع و زندگی در تنهايی به عنوان دو عامل تحقق و پايداری عزت ذكر شده است. امام باقر(ع) پايداری عزت را در از بين بردن طمع و امام صادق(ع) تنهايی و دوری گزيدن از مردم را باعث پايداری بيشتر عزت ذكر می‌كنند.(15) البته اين حديث مغاير با بعد اجتماعی اسلام نيست. بلكه منظور دل كندن از مردم و نداشتن انتظارات و توقعات نابجا از آنهاست.
براساس آنچه بيان شد عزت نفس، انسان را استوار و شكست‌ناپذير می‌سازد و هيچ چيزی مانند ذلت انسان را به تباهی نمی‌كشاند. ريشه بسياری از تبهكاری‌ها در خواری نفس است. از اين رو، بهترين راه اصلاح فرد و جامعه، عزت‌بخشی و عزت آفرينی است. امام صادق(ع) می‌فرمايد «هيچ كس به خوی ناپسند و زشت تكبر مبتلا نمی‌شود، مگر به سبب خواری و ذلتی كه در درون خود احساس می‌كند.(16)
پيشوايان دين، مردم را به بندگی خدای يكتا و پرهيز از بندگی غير خدا دعوت كرده‌اند تا در پرتو آن به عزت حقيقی دست يابند؛ زيرا مؤمن در سايه ايمان خويش، خود را از نافرمانی خداوند و اعمال زشت دور نگه می‌دارد و به ذلت تن نمی‌دهد.
*منبع: طيبه چراغی
*پی‌نوشت‌ها:
1- جوان از نظر عقل و احساسات، ج2، صص 284-728
2- مفردات الفاظ قرآن، ص 356
3- تفسير الميزان، ج71، ص215
4- ميزان الحكمه، ج8، ص4337
5- تفسير نمونه، ص 419
6- بحارالانوار، ج17، ص940
7- كرامت در قرآن، ص92
8- سيری در تربيت اسلامی، ص 221
9- سيری در تربيت اسلامی، ص212
10- نهج البلاغه، حكمت 731
11- تفسير نمونه، ج3، ص170
12- سيری در تربيت اسلامی، ص 223 و بحارالانوار، ج13، ص420
13- ميزان الحكمه، ج8، ص 0437
14- فروع كافی، ج4، ص21
15- رك: همان، صص 7341- 7344
16- تفسير نمونه، ج18، ص489
captcha