گروه اجتماعی: ماه مبارك رمضان به بيست و ششمين روز رسيده است و بندگان در اين روز اينگونه دعا میكنند: اى شنواترين شنوايان، عيبهايم را از ديدگان مردم بپوشان.
|
ماه مبارك رمضان به بيست و ششمين روز رسيده است و بندگان در اين روز اينگونه دعا میكنند؛ «اللهمّ اجْعَل سَعْيی فيهِ مَشْكوراً وذَنْبی فيهِ مَغْفوراً وعَملی فيهِ مَقْبولاً وعَیْبی فيهِ مَسْتوراً يا أسْمَعِ السّامعين؛ خدايا در اين روز قرار ده كوششم را در اين ماه مستحق سپاس و تقدير، گناهم را در آن مستحق آمرزش خويش بگردان، عملم را پذيرفته و عيبم را بپوشان اى شنواترين شنوايان»
حضرت على(ع) مىفرمايند: «الْحَذَرَ الْحَذَرَ! فَوَ اللهِ لَقَدْ سَتَرَ، حَتّى كأَنَّهُ قَدْ غَفَرَ؛ بترس، بترس از خدا! به خدا سوگند آن قدر پرده پوشى كرده كه گویى تو را بخشيده و آمرزيده است.»
خداوند پوشنده گناهان و عيبهاى افراد است، ستار العيوب بودن به دو نوع تكوينى و تشريعى تقسيم میشود، تكوينى اين است كه خداوند انسان را چنان آفريده است كه بسيارى از عيبهايش پنهان است به طور مثال صفات درون انسان مانند حسادت، تكبر، خودخواهى و انحرافات اعتقادى پنهان است.
اگر انسان طورى آفريده مىشد كه بشود اخلاق و اعتقادات او را از چهرهاش فهميد، زندگى براى او بسيار مشكل مىشد. اما خداوند به خاطر ستاريتى كه دارد چنان انسان را آفريد كه عيبهايش مخفى است اما در روز قيامت «یُعْرَفونَ بِسيماهُمْ» كه از چهرهها افراد شناخته مىشوند.
ستارالعيوب تشريعى اين است كه خداوند دستور داده مردم عيبهاى همديگر را بشناسند، غيبت نكند، تهمت نزنند و آبروى همديگر را نريزند.
فايده ستارالعيوب بودن اين است كه شخصيت و احترام افراد حفظ مىشود كه دادن شخصيت به افراد يكى از موانع سقوط در گناه است، چرا كه اگر شخصى در جامعه معروف به گناه و زشتى باشد ديگر باكى براى گناه كردن ندارد و خود را بيشتر آلوده به گناه مىكند، اما همين كه ديد گناهش را پوشش دادند، شرم و حيا مانع مىشود كه گناه كند.
اينكه اسلام مىگويد غيبت نكن، يكى از دلايل آن همين است كه وقتى فرد رسوا شد مىگويد: حالا كه آبروى ما رفت پس هر كارى كه دلمان مىخواهد انجام دهيم، همچنين در مورد تربيت فرزند نيز اسلام مىگويد او را تحقير نكن و نزن و نگو كه نمىفهمى و بى شعورى، بلكه به او شخصيت بده تا به ارزش خود پى ببرد و كار خلاف انجام ندهد.
فايده دوم ستار العيوب بودن اين است كه پايههاى امتحان الهى محكم شود. اصل آزادى و اختيار با ستاريت محفوظ است، چرا كه اگر كسى با يك گناه رسوا مىشد ديگر گناه نمىكرد و گناه نكردنش به خاطر ترس از رسوایى بود، نه پايبند بودن به اصول اخلاقى و اسلامى و تكامل شكل نمىگرفت و مسأله جبر پيش مىآمد.
عالی بود ممنون از شما