کد خبر: 1207110
تاریخ انتشار : ۰۹ فروردين ۱۳۹۲ - ۱۴:۰۶

درباره بعد اقتصادی نام سال ۱۳۹۲

در كنار توجه به كاستی‌های برنامه و روحيه در مسير حماسه‌ی اقتصادی، بايد پيش‌تر از آن به دنبال تربيت و محورساختن نخبگانی بود كه هم به كارآمدی و تحقق عينی الگوی جهاد اقتصادی معتقد باشند و هم برای اين الگو از روش‌های خردمندانه و نگرش‌های سيستمی بهره ببرند.


گروه سياسی: در كنار توجه به كاستی‌های برنامه و روحيه در مسير حماسه‌ی اقتصادی، بايد پيش‌تر از آن به دنبال تربيت و محورساختن نخبگانی بود كه هم به كارآمدی و تحقق عينی الگوی جهاد اقتصادی معتقد باشند و هم برای اين الگو از روش‌های خردمندانه و نگرش‌های سيستمی بهره ببرند.


به گزارش خبرگزاری بين المللی قرآن (ايكنا) به نقل از پايگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت الله العظمی خامنه ای، اگر شجره جهاد با طرحی خردمندانه و روحيه‌ای دليرانه آبياری شود، ميوه‌ی آن خلق يك حماسه است؛ چه ظاهرش پيروزی باشد چون بدر و چه در ظاهر شكست باشد چون كربلا. عرصه‌ی چنين جهادی به جنگ نظامی نيز محدود نيست. می‌توان از يك قرارداد استعماری نيز، حماسه‌ای همچون تحريم تنباكو را آفريد كه نمونه‌ای از جهادی خردمندانه در اقتصاد بود و تا سال‌ها خاطر دشمنان را پريشان ساخت. هرچند امروز هدف جهاد ما بسی فراتر رفته است و ديگر در كاهش وابستگی به محصولات خارجی و قالب سلبی خلاصه نمی‌شود، تمايزی كه می‌تواند جهاد اقتصادی امروز ملت ايران را به يك تجربه‌ی تاريخی نو و يك سرمشق تبديل كند، وجه سازنده و ايجابی آن است؛ يعنی در اين‌كه نشان دهيم می‌توان با حصر اقتصادی نيز (نه تنها برپا ايستاد بلكه) به پيشرفت و عدالت نزديك شد.


بر اين اساس حماسه‌ی اقتصادی تأكيدی است برای به بار نشستن جهاد اقتصادی. مديريت حماسه‌ی جديد اقتصادی بسيار پيچيده‌تر از نمونه‌های بسيطی چون تحريم تنباكو است. زيرا امروز جهاد بايد در عملكرد «سيستم» تجلی يابد. اين جهاد حداقل بايد با دو ركن تكميل گردد: ركن برنامه و ركن اخلاق؛ برنامه‌ی خردمندانه برای جهاد و روحيه و اخلاق متناسب با جهاد اقتصادی. هر يك از اين دو ركن بدون ديگری ناقص است و اهالی نبرد غير از امكانات جهاد نيازمند روحيه‌ی مؤمنانه و غيورانه و اميد هستند. اين‌گونه است كه قرآن مجيد ترديد و بيم اقتصادی را از دل اهل ايمان می‌زدايد و نويد می‌دهد كه «وَإِنْ خِفْتُمْ عَیْلَةً فَسَوْفَ یُغْنِيكُمُ اللَّـهُ مِن فَضْلِهِ إِن شَاءَ»؛ اگر از فشار اقتصادی ناشی از منع ورود مشركان بيمناك هستيد در آينده خداوند شما را از فضل خويش بی‌نياز خواهد كرد. (بخشی از آيه‌ی ۲۸ سوره‌ی توبه)


هر يك از دو ركن فوق نيازمند برپاكننده است:


برپاكنندگان ركن نخست: سياست‌گذارانی (در مجلس و دولت) كه با خودباوری، برنامه‌ی خردمندانه‌ای برای مجاهدت اقتصادی در دستور كار بگذارند به نحوی كه نتيجه‌ی آن بهبود ساختارهای اقتصاد ايران برای تسهيل حركت گروه‌های مختلف جامعه در مسير جهاد اقتصادی باشد، نه آن‌كه راه برای نيروهای غيرمولد، هموار و برای نيروهای مولد، دشوار باشد.


برپادارندگان ركن دوم: مردمانی (اعم از توليدكننده، سرمايه‌گذار، تاجر و مصرف‌كننده) كه با بينش و انگيزه‌ی مجاهدت و روحيه‌ی جمعی دست به انتخاب‌های اقتصادی بزنند به نحوی كه ثمره‌ی اين تحول رفتارها، كمك به جبهه‌ی حق باشد.


می‌توان بر مبنای دو ركن برنامه و اخلاق، فهرستی از آسيب‌های جهاد اقتصادی در كشور را بيان كرد. سياست‌هايی كه نسبتی با جهاد اقتصادی ندارند يا اخلاقياتی كه موجب رفتارهای ضد جهادی می‌شوند نمونه‌هايی از اين آسيب‌ها هستند. اما مهم‌تر از همه‌ی اين موارد، عدم اتكاء و محوريت سرمايه‌های انسانی مناسب با جهاد اقتصادی است. طی دوره‌های گذشته، اقتصاد ما در يكی از دو ركن جهاد اقتصادی دچار كاستی بوده است:


يا اساساً به حركت مجاهدانه در عرصه‌ی اقتصاد اعتقاد نداشتند و الگوهای مادی، فردگرا و سودمدار را گره‌گشا می‌شمردند و با اتكاء به الگوهای غربی و شرقی در تدبير امور به دنبال سامان دادن مشكلات جامعه‌ی ايرانی بودند. مانند جريان تكنوكراتی كه رهبر معظم انقلاب در سخنرانی اول فروردين امسال بدان‌ها اشاره كردند و اساساً جرأت تصور مدل «اقتصاد ايران بدون صادرات نفت خام» را نداشتند.


يا مجاهدت اقتصادی و روحيه‌ی مقاومت را می‌پذيرفتند اما «برنامه‌ی خردمندانه و نظام‌واره» برای تحقق آن نداشتند و به ناچار در عمل همان شيوه‌هايی را در پيش می‌گرفتند كه به تضعيف مقاومت اقتصادی ختم می‌شد. مانند دوره‌ای كه علی‌رغم ايستادگی سياسی در برابر زياده‌خواهان بين‌المللی، در عمل وابستگی اقتصاد ايران به واردات خارجی افزايش يافت يا علی‌رغم احيای شعار مبارزه با فساد، روش‌های متناسب و سيستمی برای كاهش فساد اتخاذ نگرديد كه موجبات ابراز نارضايتی رهبر انقلاب را نيز به دنبال داشت.


به نظر می‌رسد كه اين نقصان در نظام تصميم‌سازی كشور، نشأت‌گرفته از كاستی‌های «نهاد پرورش تصميم‌سازان» است. در دهه‌های اخير تصميم‌سازان دستگاه‌ها و قوای كشور بيشتر محصول دانشگاه و گروهی نيز محصول حوزه‌اند. در نتيجه اگر خروجی دانشگاه و حوزه‌ی ما علی‌الاغلب به يكی از دو ضعف فوق دچار باشند، نظام تصميم‌سازی و بلكه تصميم‌گيری كشور نيز از اين كاستی در امان نخواهد ماند. اگر اين خروجی‌ها به الگوی اسلامی و بومی در اقتصاد، حقوق، سياست، فرهنگ و مديريت اعتقاد نداشته باشند و يا روش‌های خردمندانه و نظام‌واره‌ای برای پيشبرد اين اهداف را شناسايی و طراحی نكنند، نخواهند توانست خادمان خوبی برای بارگاه جهاد اقتصادی باشند. اينجاست كه بحث جنبش نرم‌افزاری و تحول در علوم انسانی نيز با مسأله‌ی جهاد اقتصادی در يك افق قرار می‌گيرد.


بنابراين در كنار توجه به كاستی‌های برنامه و روحيه در مسير حماسه‌ی اقتصادی، بايد پيش‌تر از آن به دنبال تربيت و محورساختن نخبگانی بود كه هم به كارآمدی و تحقق عينی الگوی جهاد اقتصادی معتقد باشند و هم برای اين الگو از روش‌های خردمندانه و نگرش‌های سيستمی بهره ببرند. در اين نقطه، تحقق حماسه‌ی اقتصادی در ايران به مظهر حماسه‌ی سياسی (يعنی انتخابات) نيز گره می‌خورد. به اين معنا كه نتيجه‌ی انتخابات می‌تواند به شدت بر سرمايه‌ی انسانی دست‌اندركار برای جهاد اقتصادی تأثير مثبت يا خدای ناكرده منفی بگذارد. زيرا چنان‌كه گفتيم يك ركن تحقق حماسه، طراحی و برنامه‌ريزی و تغيير ساختارهاست به نحوی كه راه را برای جهادگران اقتصاد و اهالی توليد تسهيل كند و انگيزه‌های غيرمولد، سوداگر و فسادآلود را به حاشيه راند. اگر نيروهای مولد، خلاق، تلاشگر، آرمانگرا و دانش‌پايه به عنوان افاضل ملت مقدم داشته و صدرنشين شوند، آن‌گاه متناظر آن‌ها، توليد و نوآوری و كار و آرمانگرايی و علم، ارزش خواهند شد و با زنده شدن استعدادهای توليدی كشور، امكان قطع وابستگی سنتی به درآمدهای نفت فراهم خواهد آمد. زيرا توليد ملی و ماليات از توليد و مصرف خواهد توانست بخش زيادی از مخارج دولت‌ها را به شرط اصلاح نظام هزينه‌های دولتی تأمين نمايد.


روشن است كه اگر وابستگی حياتی به بيرون‌ وجود نداشته باشد، ابزار تهديد و إعمال فشار از دست دشمنان گرفته خواهد شد و ملتی كه دست احتياجش دراز نيست، دليلی برای امتياز دادن و عقب نشستن ندارد. به تعبير اميرمؤمنان علی عليه‌السلام «إحتج إلی مَن شئت تكن اسيره و إستغن عَن من شئت تكن نظيره؛ اگر نيازمند كسی بودی، زيردست و اسير اويی ولی چنانچه بی‌نياز شوی، هم‌رتبه و نظير او خواهی شد.» در اين قطع وابستگی‌ها است كه امكان طرف شدن شانه به شانه با دولت‌های غربی و شرقی فراهم می‌آيد و اين بزرگترين هديه‌ی يك اقتصاد مقاوم به سياست خارجی كشور است.

captcha