جوان فلسطینی تازه شیعه شده مطرح کرد که برای شناختن اهل بیت و عقاید شیعیان، هیچ کتابی در دسترس نداشتم و تنها راه شناخت من از طریق شبکههای تلویزیونی و اینترنت میسر شد.

گروه فضای مجازی: جوان فلسطينی تازه شيعه شده مطرح كرد كه برای شناختن اهل بيت و عقايد شيعيان، هيچ كتابی در دسترس نداشتم و تنها راه شناخت من از طريق شبكههای تلويزيونی و اينترنت ميسر شد.
به گزارش خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا)، در حاشيه دوازدهمين اعتكاف دانشجويی ماه رمضان كه در جوار بارگاه ملكوتی حضرت ثامن الحجج(ع) و به همت هيئت دانشجويی وديعه الحسين(ع) در روزهای 27،28 و 29 ماه رمضان امسال برگزار شد، همكلام شديم با مسافری از غزه، شهر مظلوميت و استقامت، فردی كه برای اولين بار پای در آستان ملك پاسبان، حضرت علیبنموسی الرضا(ع) گذاشته بود.
محمد، جوان 28 ساله اهل فلسطين كه بهتازگی و پس از تحقيقات بسيار زياد به مذهب تشيع گرويده و مدتی است كه برای فراگرفتن علوم و معارف حقه شيعی در شهر مقدس قم و در جوار كريمه اهل بيت(ع) سكنی گزيده، توضيحاتی درباره نحوه شيعه شدنش و اتفاقات پيرامون آن و همچنين اوضاع سياسی فلسطين و كشورهای منطقه داشت كه خلاصهای از آنرا در اينجا میآوريم.
اسمم محمد است، 28 سال دارم، در ليبی بهدنيا آمدم، پدرم در ليبی دانشجو بود و پس از اتمام تحصيلات بهعنوان استاد دانشگاه در همانجا مشغول بهكار شد تا اينكه معمر قذافی دستور اخراج فلسطينيان را صادر كرد و ما به كشورمان بازگشتيم.
در فلسطين تحت حكومت تشكيلات خودگردان بوديم تا اينكه شارون وارد قدس شد و انتفاضه فلسطين شكل گرفت. در ابتدای شكلگيری انتفاضه تنها سلاح ما سنگ بود و شرايط طوری بود كه فقط فلسطينیها كشته میشدند. روز دهم انتفاضه مسلحانه شد، 2 سرباز اسرائيلی كشته و تعداد زيادی جوان فلسطينی هم شهيد شدند. گروههای فلسطينی درگيری مسلحانه را شروع كردند. عملياتهای استشهادی و ساخت موشكهای دستساز و با برد كم آغاز شد.
درگيریها كه شدت گرفت اسرائيلیها دست بكارهای ديگری زدند، از جمله بستن راهها و تقسيم كردن غزه كه اين حركت كار را برای مردم بسيار سخت كرد، بطوریكه حتی برخی دانشجويان برای رفتن به دانشگاه خود كه در شرق غزه بود نمیتوانستند راهی پيدا كنند.
در سال 2006 با دستگيری 2 سرباز اسرائيلی، جنگ 33 روزه بين حزب الله و رژيم اشغالگر قدس آغاز شد. من در آن زمان جزء اهل سنت بودم، البته همه ما به حزب الله و سيدحسن نصرالله، حفظه الله بهعنوان جريان مقاومت و ضد اسرائيلی علاقهمند بوديم و آنها را مثل خودمان مسلمانی با مذهب ديگر میدانستيم اما ارادتمان بيشتر از جنبه مقاومتی بود.
من تمام وقت شبكه المنار لبنان و شبكههای اسرائيلی را رصد میكردم، صحبتهای نصرالله را مداوم پيگيری میكردم و برايم جالب بود كه چقدر اسرائيلیها از جنگ با حزب الله و طولانی شدن آن هراس دارند! در ابتدا تصورم اين بود كه قدرت حزب الله بخاطر موشكها و تسليحات زيادی است كه از طرف ايران به آنها داده شده و ربطی به عقائد و نگرشهای آنان ندارد. ولی هنگامیكه اين صحبت نصرالله را شنيدم كه گفت: «شما نمیدانيد كه داريد با فرزندان محمد، علی، فاطمه، حسن و حسين(ع) میجنگيد» تحليلم نسبت به حزب الله، تحليل دينی شد، اين را كه شنيدم تأثير خاصی بر روی من گذاشت و احساس كردم كه يك چيزی وارد قلب من شد.
اين سؤال در درون من بهوجود آمد كه چرا اينها مثل ما، نسبت به صحابه رسول الله(ص) احساس فخر نمیكنند و چرا نسبت به فرزندان پيغمبر(ص) و اين اسامی احساس عزت میكنند؟ بخاطر جو رسانهای حاكم، اطلاعات ما راجع به اين اشخاص(اهل بيت پيامبر) خيلی كم بود و فقط در همين حد میدانستيم كه اينها فرزندان رسول خدايند. از آنجا با خودم قرار گذاشتم كه يك جستوجوی جدی انجام دهم كه اين اهل بيت چه كسانی هستند؟ و اين سؤال برايم بوجود آمد كه چرا حضورشان در زندگی ما و در رسانههای ما اينقدر كم رنگ است و هيچ چيزی راجع به آنها نمیدانيم؟
اينترنت؛ دروازهای به توحيد
تنها راهی كه در دسترس من بود اينترنت و تلويزيون بود، چراكه هيچ كتابی با اين موضوع در دسترس ما نبود، بخاطر شيعه هراسیای كه در منطقه صورت گرفته، گاهی حتی خطر میدانند و اجازه ورود بعضی از كتابها را نمیدهند و من اجباراً از طريق شبكههای تلويزيون و اينترنت جستوجوی خود را شروع كردم. اسامی اهل بيت را در اينترنت جستوجو كردم و به بعضی سايتها رسيدم كه مطالب آن بسيار غافلگيركننده و تعجبآور بود، مثلا وقتی كه فهميدم امام حسين(ع) اينقدر وحشيانه كشته شده، سرش از تنش جدا شده، بدنش تكه تكه شده و بعد اهل بيتش را به اسارت بردهاند، برايم بسيار جای تعجب و سؤال داشت چرا كه در بين ما اين مسائل مطرح نبود و حتی بعضیها اجازه نمیدادند كه اينها برای ما بيان شود. تصميم گرفتم كه خودم را، از آنچه كه بعنوان اعتقادات تاكنون داشتهام، خالی بكنم و دوباره وارد فضای تحقيق در مورد اسلام شوم و اين قسم را هم با خودم خوردم كه اگر براساس عقلم به حقانيت شيعه پی بردم، شيعه شوم وگرنه همان مسير قبلی خود را ادامه دهم...
شبانهروز مسائلی كه به اهل بيت ربط داشت را پيگيری میكردم، سخنرانیها، سايتها و... همانند فرد تشنهای كه برای رفع عطش و رهايی از تشنگی و رسيدن به التيام و آرامش، بدنبال جرعهای آب میگردد.
تصميم گرفتم كه شيعه بشوم، اما يك ترس جدی در من وجود داشت كه آيا حقيقت اين چيزی است كه الان به آن رسيدم يا همانی كه از قبل معتقد بودم، من قبلا زندگی صحابه را تدريس میكردم اما اكنون با اهل بيت آشنا شدهام، واقعا حيران شده بودم و نمیدانستم كه چكار كنم؟
وهابيت؛ در دستان آمريكا و اسرائيل
عقلم قانع شده بود كه حق با اهل بيت است، تصميم گرفتم كه قلبم را نيز متوجه و مطمئن كنم، بسيار نماز خواندم و دعا كردم و به درگاه الهی تضرع نمودم كه به من نشانهای دهد و بر اساس آن نشانه بفهمم كه اين مذهب حق است يا خير...تصميم جدی گرفتم برای يادگيری فقه شيعه و طبعا از طريق اينترنت بهعنوان تنها ابزار موجود احكام شيعه را ياد گرفتم و از آن پس نماز و روزه و... را بر طبق فقه شيعه انجام میدادم. البته اين برايم كافی نبود و نمیتوانستم به طور دقيق همه جزئيات را فرا بگيرم، لذا بدنبال اين بودم كه به جايی مثل عراق يا ايران بروم و بصورت دقيقتر اين مكتب را بشناسم و بتوانم به ديگران نيز بياموزم. اين شد كه به ايران آمدم و اكنون در قم مشغول به تحصيل هستم. از خانوادهام هم غير از پدرم همگی شيعه شدند.
در رسانههای عربی حملات گستردهای عليه تشيع صورت میگيرد كه 3 علت اصلی دارد: تاريخی، سياسی و مذهبی. اما بنده معتقدم كه اين حملات عمدتاً به دلايل سياسی است، چرا كه میبينيم از بعد از پيروزی انقلاب اسلامی ايران اين حملات كمی و كيفی گستردهتر و جدیتر شده است. همهاش هم به اين خاطر است كه ايران و حزب الله قدرتمنداند و تبديل به خطری برای صهيونيستها شدهاند و اين موضوع را عملا در مقاطع مختلف ثابت كردهاند. لذا وهابيت به ميدان آمده تا از جهل و سادگی مردم استفاده كرده و بين شيعه و سنی اختلاف اندازد.
توصيفی كه اين رسانهها از شيعه دارند اينست كه شيعه كسی است كه صبح تا شب كارش سبّ اصحاب و همسران رسول خداست و هيچ فقهی و احكام عملی هم ندارند، دقيقاً مثل اينكه به شيعيان میگويند سنیها سب اهل بيت میكنند كه دروغ است. اهل سنت برخلاف وهابيت مشكلی با شيعيان ندارند، صحابه در نزد آنها مقدساند...
بد نيست خاطرهای را برايتان نقل كنم، در ايام جنگ 33 روزه مردم در مساجد شهر تجمع میكردند و برای سيدحسن نصرالله و پيروزی حزب الله دعا میكردند، در يكی از مساجد فردی وهابی به مردم اعتراض كرده كه چرا برای اينها دعا میكنيد؟ اينها كافراند، الان اللهم اشغل الظالمين بالظالمين شده، بگذاريد يكديگر را بكشند، مردم هم او را كتك زده و از مسجد بيرون كرده بودند! اما از زمانی كه ياسر الحبيب، آشكارا در شبكه فدك لعن میكند صحابه را و بحث تقيه امام خامنهای و سيدحسن نصرالله را مطرح كردهاند مردم هم نسبت به اينها سرد شدهاند، متأسفانه چهره شيعه با اين رفتارها خراب شده است.
بايد بدانيم كه بعضی از اين شيعههراسی نان میخورند و لذا برای مقابله با آن قدمی برنمیدارند، نمیخواهند كه مردم متوجه نقش ايران و حزب الله و جريان مقاومت شيعی شوند، ديديد كه سيدحسن نصرالله در روز قدس اعلام كرد كه ما شيعيان علی ابن ابيطالب(ع) هستيم اما به هيچ وجه از قضيه فلسطين كوتاه نخواهيم آمد و البته بعضی سعی میكنند كه همين موضعگيری را هم اينطور تفسير كنند كه حزب الله و ايران بهخاطر منافعشان از فلسطين حمايت میكنند... .
برای مشاهده متن كامل مصاحبه به پايگاه اينترنتی گفتمان برتر gofteman-bartar.ir مراجعه كنيد.