
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از گیلان، قتل نفس، اولین جرمی است که از دیدگاه قرآن در زمین واقع شده که از خوی تجاوزگری و خودمحوری انسان حاکی است و این عمل در همان زمان هم جرم و گناه بوده است؛ بنابراین اگر از ابتدای حیات انسان قتل، ضرب و جرح بهعنوان یک تهدید جدی برای زندگی او به حساب آمده، باید قبول کنیم که انسان از ابتدا، دفاع از خود را یک حق دانسته و در مقابل این تهدید از خود عکسالعمل نشان داده است.
عکسالعمل انسانها در برابر این جرم در همه ادوار تاریخ متناسب با سطح آگاهی، فرهنگ و رشد عقلانی آنها متفاوت و متغیر بوده است، ولی بهنظر میرسد مقابله بهمثل اولین عکسالعمل باشد که بهصورت طبیعی مورد توجه انسان واقع شده با این تفاوت که این مقابله هیچ حد و مرزی نداشته؛ لذا در الواح دوازدهگانه روم و در مجموعه قوانین حمورابی و در شریعت حضرت موسی(ع) و حضرت عیسی(ع) قصاص وجود داشته و مورد قبول بوده است و در اسلام هم اصل قصاص با شرایطی مورد پذیرش قرار گرفته است در قرآن آیات زیادی وجود دارد که ناظر به اصل قصاص هستند.

آیات قصاص دو دسته هستند که دسته اول به اصل مقابله بهمثل به صورت کلی دلالت دارند و دسته دوم آیاتی که مستقلاً به خود مسئله قصاص مربوط میشود؛ لذا قصاص یکی از احکام کیفری در اسلام است که قرآن آن را مایه حیات جامعه میداند؛ تشریع حکم قصاص برای جلوگیری از انتقامهای کور و دور از عدالت، همچنین برای جلوگیری از جرأت یافتن جنایتکاران در قتل یا ضرب و جرح شهروندان، وضع شده است.
قصاص در لغت به معنای پیگیری کردن اثر چیزی است و در اصطلاح پیگیری کردن و دنبال کردن اثر جنایت است، به گونهای که قصاصکننده همان جنایتی که جانی بر او وارده ساخته است بر خود او وارد کند؛ لذا قصاص قانونی بسیار پیشرو و انسانی، چه در زمان ابلاغ آن و چه در زمان ما است.

عادت عرب جاهلى بر این بود که اگر کسى از قبیله آنها کشته مىشد تصمیم مىگرفتند تا آنجا که قدرت دارند از قبیله قاتل بکشند و این فکر تا آنجا پیش رفته بود که حاضر بودند به خاطر کشته شدن یک فرد تمام طائفه قاتل را نابود کنند؛ لذا آیه «وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ یَاْ أُولِیْ الأَلْبَابِ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ» در سوره بقره نازل شد و حکم عادلانه قصاص را بیان کرد.
اسلام، قانون قصاص را بهجای انتقام کور به حوزه قاضی و قضاوت کشاند؛ در واقع اسلام با حکم قصاص، انتقام را از رفتاری غیرحقوقی به عملی عادلانه تبدیل کرد و به وضع حقوقی نابهسامانی که جوامع آن زمان گرفتارش بودند، پایان داد.

هدف از قصاص اعدام نیست، بلکه هدف زندگی، ترمیم دوباره امور و بازگرداندن فرد یا جامعه به وضعیت عادی است؛ رأفت و رحمت بر انسانیت اقتضا مىکند، جانی قصاص نشود، اما هر رأفت و رحمتى پسندیده و صلاح نیست و هر ترحمى فضیلت شمرده نمىشود، چون بکار بردن رأفت و رحمت در مورد جانى قسىالقلب و نیز ترحم بر نافرمانبر متخلف و قانونشکن که بر جان و مال و عرض مردم تجاوز میکند، ستمکارى بر افراد صالح است و اگر بخواهیم بطور مطلق و بدون هیچ ملاحظه و قید و شرطى، رحمت را بکار ببندیم، اختلال نظام لازم مىآید و انسانیت در پرتگاه هلاکت قرار گرفته، فضائل انسانى تباه مىشود.
اگر انسان به مراتبی از تکامل اخلاقی رسید میتواند عفو را جایگزین قصاص کند، زیرا هدف اعدام نیست، بلکه هدف حیات است و خداوند نسبت به همه بندگان و مخلوقات رحمان و رحیم است.