کد خبر: 1454250
تاریخ انتشار : ۰۵ مهر ۱۳۹۳ - ۱۰:۳۸

مدیریت خالصانه ایام دفاع مقدس؛ گره‌گشای مشکلات جامعه امروز

گروه اجتماعی: یکی از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس با بیان اینکه اگر مدیریت خالصانه ایام دفاع مقدس در شرایط امروز نیز مشاهده شود، گره بسیاری از مشکلات جامعه امروز باز می‌شود، گفت: در جنگ نرم نیز مانند ایام دفاع مقدس می‌توانیم حماسه بیافرینیم.


به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، در ایام دفاع مقدس معلمان زیادی به جبهه‌ها رفتند تا مشق عشق و ایثار را عملاً به دانش‌آموزان خود بیاموزند و در بسیاری از مواقع مشاهده می‌شد که معلم و دانش‌آموز پا به پای هم در سنگرهای هشت سال دفاع، مقاومت می‌کردند.



عباس عابدی، یکی از آن معلمانی است که روزهای دفاع را در جبهه‌ها درس ایثار می‌داد، وی که متولد سال 1336 است هم‌اکنون مدرس دانشگاه و عضو هیئت علمی دانشگاه بیرجند در رشته فیزیک است، در ادامه مصاحبه ما با او که امروز در سنگر علم خدمت می‌کند را می‌خوانیم.



این رزمنده هشت سال دفاع مقدس در پاسخ به این سؤال که چگونه می‌شود از مدیریت ایام دفاع مقدس بهره برد، گفت: اگر اخلاصی که در مسئولان ایام هشت سال دفاع مقدس وجود داشت در شرایط فعلی کشور نیز حاکم شود در جنگ نرم نیز مانند ایام دفاع مقدس می‌توانیم حماسه بیافرینیم.



در حوزه مسائل فرهنگی اشکال چندانی بر جوانان وارد نیست



وی ادامه داد: بر خلاف تصور خیلی‌ها که فکر می‌کنند جوانان ما آسیب دیده‌اند؛ هجمه فرهنگی دشمن به مسئولان ما آسیب رسانده است. بیماری خودمحوری، ظاهرسازی، رفاه‌طلبی، باندبازی، عدم توجه به رعایت درست هزینه بیت‌المال، عدم خلاقیت و خطرپذیری و در نهایت عدم دلسوزی لازم در کار، بلای جان مسئولان ما است، این عزیزان قبل اینکه برای دیگران نسخه بپیچند فکری به حال خود کنند.



عابدی بیان کرد: در حوزه مسائل فرهنگی اشکال چندانی بر جوانان وارد نیست هنوز قاطبه قشر جوان این کشور جوانان با اخلاص، حق‌طلب، متدین و فداکار هستند، من مطمئن هستم اگر خدای ناکرده این کشور مورد حمله دشمن قرار گیرد مانند قبل از جوانان ما سیلی سختی خواهد خورد و دوباره چهره درخشان جوانان ما این کشور را نورانی خواهد ساخت.



وی اظهار کرد: متأسفانه بسیاری از کسانی که در حوزه مسائل فرهنگی فعالیت می‌کنند به‌صورت اصولی با مسائل برخورد نمی‌کند و بیشتر اوقات در حد شعار و بازی با کلماتی که ظاهری زیبا دارند، باقی مانده است.



این رزمنده هشت سال دفاع مقدس در پاسخ به این سؤال که چگونه می‌توان تاریخ دفاع مقدس را از تحریف مصون نگه داشت، عنوان کرد: مستندسازی و جمع‌آوری خاطرات رزمندگان و فرماندهان سال‌های جنگ تحمیلی نقش مهمی در جلوگیری از تحریف وقایع دفاع مقدس دارد.



باید بین تاریخ‌نگاری و خاطره‌گویی تفاوت قائل شد



عابدی افزود: البته در این حوزه باید بین تاریخ‌نگاری و خاطره‌گویی تفاوت قائل شد، چون وقتی قرار است تاریخ دفاع مقدس نقل شود به‌صورت طبیعی باید همه جزئیات مطرح شود، اما در خاطره‌گویی بیشتر تکیه بر روی درس‌آموزی و البته جنبه‌های جذاب دفاع مقدس است.



وی در زمینه فعالیت‌های رسانه در حوزه تبیین تاریخ دفاع مقدس و نشر ارزش‌های آن گفت: کار صدا و سیما بسیار سخت است؛ با وجود مشخص بودن موضوعات زیبایی از قبیل گذشت، فداکاری و جان‌فشانی، ایمان به خدا و روز رستاخیز، تعصب و غیرت، لزوم حفظ کیان و خاک میهن و دفاع با کمترین امکانات؛ ولی ارائه جذاب، خلاقانه و غیر تکراری آن بسیار مشکل است.



خاطراتی از روزهای هشت سال دفاع



عابدی درباره خاطرات خود از روزهای هشت سال دفاع گفت: در سال 1366 در حالی که دبیر آموزش و پرورش و دانشجو بودم به جبهه رفتم و در عملیات نصر 8 توانستیم نیمه‌های شب ارتفاعات گردرش را تصرف کنیم؛ با وجود اینکه فصل تابستان بود ولی در آن ارتفاع هوا بسیار سرد و سوزناک بود و من فقط با یک پیراهن بسیجی بودم.



وی عنوان کرد: یک بی‌سیم‌چی به نام آقای محمدی که قبلا شاگرد من بود و در گروهان دیگری به خدمت مشغول بود با دیدنم و اینکه ظاهراً سرما در من اثر کرده بود بلافاصله اورکت خود را درآورد و با اصرار به من داد و گفت اورکت دیگری هم از عراقی‌ها به غنیمت گرفته و آن را خواهد پوشید در حالی که من به این موضوع مطمئن نبودم، او با این کار احترام و محبت خود به معلمش را در شرایط سخت ثابت کرد.



جبهه نماد فداکاری و ایثار بود



این رزمنده هشت سال دفاع مقدس عنوان کرد: جبهه نماد فداکاری و ایثار بود و البته این بدان معنا نیست که در حال حاضر افراد از خود گذشته وجود نداشته باشند اما شرایط به‌گونه‌ای است که نمی‌توان این افراد را از میان سایر افراد تشخیص داد.



عابدی گفت: یکی دیگر از خاطراتم مربوط می‌شود به نوجوان 16-17 ساله‌ای که در یکی از عملیات‌های قبل دو دستش از مچ قطع شده بود ولی درعین حال اسلحه کلاش به شانه انداخته بود و در جمع ما بود. وقتی عملیات را انجام دادیم و به مقر اصلی برگشتیم آن نوجوان را دیدیم که از عراقی‌ها بشقاب چینی به غنیمت گرفته است و ما در تعجب بودیم که او با این شرایط جسمی و مسیرهای صعب‌العبور چگونه توانسته ظروف چینی را سالم به مقر لشکر برساند.

captcha