
امروزه بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران علوم اجتماعی و روانشناسی معتقدند که روابط انسانی میان مردم شکننده شده و برخی از افراد منتظر جرقهای هستند تا رشتههای نازک ارتباطی خویش با دیگران را قطع کنند.
اما نکته مهمتر از بیان این آسیب، بررسی چرایی وقوع چنین پدیدهای است، چرا در جامعه دینی که بزرگان آن همواره بر مستحکم کردن روابط خانوادگی، خویشاوندی و در نهایت ایجاد پیوند اخوت و برادری در جامعه تأکید کردهاند باید شاهد چنین قضیهای باشیم.
به نظر میرسد در زندگی اجتماعی امروز که موجب شده افراد فراموش کردهاند که در این دنیا زندگی میکنند تا به آرامش حقیقی در نتیجه بندگی معبود برسند و سایر مسائل ابزار رسیدن به این هدف است نه خود هدف.
این فراموش کردن هدف موجب شده با بهوجود آمدن کوچکترین مشکلی در زندگی مادی آستانه تحملشان پائین رفته و حتی با عزیزترین کسان خویش به بحث و جدال مشغول شوند و موارد تأسف برانگیز آن را در رسانههای مختلف میخوانیم و میشنویم.
قضاوتهای عجولانه؛ نتیجه نداشتن صبر و حوصله
قضاوتهای عجولانه، دعوای بین زن و شوهرها که گاه تا آستانه فروپاشی زندگی خانوادگی پیش میرود و واختلافات والدین و فرزندان در بسیاری از موارد از نتایج همین پائین آمدن آستانه تحمل در حوزه خانوادگی است که البته درعرصه اجتماع نیز مشاهده میشود.
بارها در زندگی خودمان ممکن است پیش آمده باشد که با همکار و دوست خویش در موضوعی عجولانه بحثهای بی ثمر میکنیم و بعد از فروکش کردن شعلههای خشم درمییابیم که حق با شخص مقابل ما بوده است.
در حقیقت باید این نکته را پذیرفت که برای بهوجود نیامدن برخی از مشکلات ضرورت دارد کمی حوصله و صبر داشت و دیگر هیچ و مطمئن باشیم با غلبه بر خشم خویش علاوه بر رسیدن به رضای پروردگار زمینه آرامش خویش را نیز فراهم کردهایم.
در این میان هر کس با شناخت بیشتر خویش میتواند راههایی که به او در زمینه افزایش صبر و حوصله درونی کمک میکند را بیابد و تلاش کند که این آرامش را در وهله اول به خویش و در گام دوم به اطرافیانش هدیه کند.
تغییر اندیشه و باور؛ زمینه ساز افزایش صبر و حوصله درونی
اما آنچه بیش از همه میتواند به این حوصله و صبر درونی کمک کند باور به این اعتقاد است که خداوند هیچگاه بندگان خویش را در کوره راههای زندگی تنها نگذاشته و چون نوری ابدی انسان را از تاریکی و رنج سختی ها به سوی آسایش و آرامش حقیقی رهنمون میسازد.
انسان باید به این نکته واقف باشد که خداوند برنامه این دنیا را طوری نریخته است که هیچگاه رنج و سختی به سراغ انسان نیاید چراکه اصولاً همین سختیها مس وجود انسان را تبدیل به طلا میکند و خداوند نیز در قرآن کریم میفرماید:«لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی کَبَدٍ به یقین ما انسان را در رنج آفریدیم سوره بلد آیه 4».
آری! باور این اندیشه است که موجب افزایش توان و حوصله انسان در برابر ناملایمات شده و این منش و اخلاق به طور طبیعی مانع قضاوتهای عجولانه و دعواهای بی ثمر و در نتیجه مستحکم شدن روابط اجتماعی میشود.
حکیمه بهمنزاده/ خراسان جنوبی