
تا به حال به چیزهایی که دلت را به سمت آن میکشاند اندیشیدهای ... شمارش کردهای از روزی که خود را شناختهای تا به امروز هوایی چه چیزهایی شدهای؟ چقدر از این خواستههای دل را به دست آوردهای و چه تعداد برایت هنوز به صورت آرزو مانده است؟ همانهایی را هم که به دست آوردهای تاکنون چه ثمراتی برای تو داشته است.
چه سخن بزرگی است که یک ساعت اندیشیدن بیشتر از 70 سال عبادت اجر و پاداش دارد. اگر به این سؤالات فکر کنیم شاید مسیر زندگیمان در تلاش برای رسیدن به هدفها فرق کند.
تا به حال به چیزهایی که دلت را به سمت آن میکشاند، اندیشیدهای؟
اکنون چه میخواهی؟ زیبایی ... زیبایی نعمت الهی است اما همین نعمت هیچگاه ماندگار نخواهد بود و وقتی که چهره رنگ گذشت زمان به خود گرفت دیگر اثری از آن زیبایی و لطافت جوانی نخواهد بود و آن زمان درمییابیم که چقدر زمانی که با این آرزو سرشاد بودی کوتاه است. حتی اگر به پیری هم نرسیدی ممکن است یک بیماری نهچندان مهم صورت سپیدت را زردگونه کند و اثری از آن غرور نشأت گرفته از زیبایی باقی نماند.
چه زیبا نویسنده داستان زیبای لیلی و مجنون نوشت که روزی لیلی بیمار و صورتش زرد شد و آن هنگام که مجنون بر بالین او حاضر گشت خطاب به مجنون گفت به صورت من بنگر که چگونه شده است پس به سراغ کسی برو و عاشق کسی باش که بیماری و زشتی در او راه ندارد.(خدا)
دیگر چه میخواهی و به چه مغروری؟. آیا اسکناسهایی که صفرهایش را نمیتوانی بشماری تو را مبهوت خویش ساخته است. اگر از حرام صفرهای حساب مالیات را پر کردهای که میماند بین تو و خدایت اما اگر از تلاش و زور بازو اندوختهای لحظهای هم بیندیش که هیچ ثروتی ارزش فخر بر همنوع را ندارد.
چه بسیار انسانهایی که ثروتشان را چند انسان نیز نمیتوانستند بشمارند، اما یک زلزله فاصله بین آنان و فقیرترین مردم شهرشان را یکی کرد. چه زیباست که انسان از داشتههایی که خداوند به او ارزانی کرده است در مسیری استفاده کند که راه حق و درستی است.
دیگر دلت هوایی چه چیزی است. کودکی زیبا و شیرین سخن که فضای خانهات را گرم کند. آری فرزند هدیه الهی است. پسرش نعمت و دخترش رحمت است. اما آیا میدانی که همین فرزند وسلیه آزمایش یکی از پیامبران بزرگ الهی یعنی حضرت ابراهیم شد.
فقط هرچه رنگ خدایی به خود بگیرد ماندنی است
آیا به این اندیشیدهای که در کلام وحی فرزند و مال وسیله آزمایش الهی و میزان سنجش ایمان به پروردگار معرفی شده است پس مراقب باش که علاقهات به فرزند بهگونهای نباشد که حاضر شوی به خاطر فرزندت اطاعت از معبودت را به فراموش بسپاری.
در نهایت هر آنچه از دنیا داشته باشی از مال و فرزند و زیبایی تا لحظهای است که روح در جسم داری، وقتی زمان خداحافظی با این سرا فرا برسد باید بگذاری و بگذری. چه زیبا شاعر شیرین سخن بابا طاهر گفت: به گورستان گذر کردُم کم و بیش/ شنیدُم حال دولتمند و درویش/ نه درویشی به خاکی بیکفن ماند/ نه دولتمند برد از یک کفن بیش
آری! ای دوست فقط هرچه رنگ خدایی به خود بگیرد ماندنی است و گرنه غیر از خدا هر آنچه بخواهی شکست توست.
حکیمه بهمنزاده/ خراسان جنوبی