به گزارش خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) به نقل از پايگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيتالله العظمی خامنهای، استاد ربانی اوايل هفته گذشته ميهمان اجلاس بيداری اسلامی در ايران بود كه در روز افتتاحيه به بيان ديدگاهها و نظرات خود در قبال بيداری اسلامی پرداخت. گفتوگوی كوتاه اين پايگاه اطلاعرسانی با رئيس فقيد «شورای صلح افغانستان»، دو روز قبل از شهادتش انجام شده است كه در ادامه میآيد:
رهبر انقلاب اسلامی ايران در موقعيتهای مختلف، سخنان بسياری درباره بيداری اسلامی بيان كردهاند. با توجه به خلأهايی كه در جهان اسلام وجود دارد، به نظر شما اين سخنان چه تأثيری بر جهان اسلام و بر كشورهای مختلف گذاشته است؟
شكی نيست كه اولاً از نوشتهها و صحبتهای مقام معظم رهبری درباره بيداری اسلامی، بهويژه در كشورهايی استقبال زيادی میشود كه نوعی همزبانی و اشتراك زبانی دارند. البته كشورهای عربی وضعيت ديگری دارند. اين سخنان در برخی كشورهای عربی به خاطر حكومتها و نظامهای حاكم بر آنها كمتر انعكاس خواهد داشت، اما بهطور كلی موضعگيریها و سياستهای جمهوری اسلامی ايران در قضايای بيداری اسلامی برای نسل جوان جذاب بوده است. لذا دائماً صحبتهای ايشان را دنبال میكنند و از آن اثر میپذيرند.
شما میبينيد كه خيزشهايی در جهان اسلام و بهخصوص در دنيای عرب صورت گرفته است و اين آغاز يك مرحله جديد است. ديدگاههای ايشان نيز در مسائل فكری و اعتقادی و هم در مسائل سياسی و بينالمللی فضا را بسيار تغيير داده است.
اما موضعگيریها و سخنان مقام معظم رهبری در قبال استكبار جهانی و صهيونيستها راه خود را در بين نسل جوان باز كرده است؛ اگرچه فكر میكنم كه هنوز هم جا برای كار وجود دارد تا گروههای مختلف ديگر و مخصوصاً در جهان اسلام و عرب، آشنايی بيشتری با افكار و ديدگاههای ايشان پيدا كنند. ناگفته نماند كه يك جريان تبليغات غرضورزانه و دشمنانه مذهبی و فرقهای عليه ايشان وجود دارد و اين هدف را دنبال میكند كه اكثر ديدگاههای ايشان در مسائل مختلف روشن نشود. لذا با در نظر داشتن وضعيت فعلی، نياز به روشنگری بيشتر و تبليغات جديد و جدی وجود دارد تا مسلمانان و بهويژه جوانان جهان عرب بفهمند كه پيوند عميقی ميان خواستههای آنها و پيشينه تاريخی انقلاب اسلامی ايران برقرار است. ما اميدواريم انشاءالله و با گذشت روزها، تحولات جديدی بين نسل جوان عرب شكل بگيرد.
حضرت آيتالله خامنهای بر اين نكته تأكيد داشتهاند كه مردم بايد در اين تحولات جديد مراقب باشند تا استعمار با چهرهای جديد و لباسی مزورانه وارد نشود. اكنون اين نيازِ هست كه يك الگوی مناسب از حكومت اسلامی تعريف و تبيين گردد. ضمن اينكه ايشان تأكيد دارند كه بايد تفاوت بين دموكراسی غربی و دموكراسی ليبرالی و مردمسالاری دينی ايجاد شود. فكر میكنيد در فضای جهان اسلام چقدر اين نياز را حس میكنند و میتوانند اين پيشنهاد و تجربهی جمهوری اسلامی را به كار ببندند؟
اكنون ما در موقعيتی هستيم كه سكولاريسم و ليبرالدموكراسی شكست خورده است و ديگر در تمام دنيا و بهخصوص در دنيای اسلام و جهان عرب جذابيتی ندارد. در بحث الگو اما، اين «مردمسالاری دينی» كه مد نظر است، بايد بيشتر تبيين گردد و توضيح داده شود. همه بايد بفهمند كه در اينجا چه میگذرد، زيرا اين احتمال وجود دارد كه در فضای غبارآلود تبليغاتی، بسياری از حقايق روشن نشود. البته به هر حال پذيرش و تقاضا برای الگوی مردمسالاری دينی كه در جمهوری اسلامی وجود دارد، زياد خواهد شد و اين غبارهای تبليغاتی زودگذر است.
اما هنوز نيز پس از اين خيزشها، جهان اسلام و عرب در يك مرحله گذرا قرار دارد؛ مرحلهای كه آثار و مخلفات گذشته را سپری كرده و نياز به گذشت زمان دارد. لذا كار و تبليغات بيشتری ضرورت دارد و نيز نياز به تأكيد بر پيوندهای عميقی كه وجود دارد. ما اميدواريم اين مطالبی كه مقام معظم رهبری به آنها اشاره كردند، بهزودی تحقق يابد.