حجتالاسلام جواد نوری، رئيس شورای تبليغات اسلامی استان ايلام در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) شعبه ايلام، با بيان اينكه مرگ مهمترين دغدغه انسان است، اظهار کرد: همان اندازه كه مفهوم زندگی برای انسان روشن و آشكار است به همان ميزان مرگ در ذهن بشر در تاريكی و ابهام قرار دارد؛ به همان اندازه كه زندگی، ظاهر و هويدا است، مرگ در باطن و نهان است؛ اينگونه است كه نام مرگ و مفهوم و معنای آن مردمان را به هراس میاندازد و دلهره را در جانشان میافكند.
وی با بيان اینکه مرگ به معنای فنا و نيستی و فوت، مفهومی است كه با هدفمندی آفرينش و آفريدگاری و پروردگاری خدا در تضاد است، تصریح کرد: آموزههای وحيانی تلاش جدی برای تبيين مرگ داشته و با بيان اينكه مرگ نيز آفريدهای از آفريدههای خداوند همانند زندگی و حيات است میكوشد تا هدفمندی آفرينش را تبيين و تحليل كند؛ توصيفی كه قرآن درباره مرگ و حقيقت آن به ما میدهد به اين معنا است كه رستاخيز و حسابرسی، به عنوان فرآيندی طبيعی، تحقق خواهد يافت.
این مبلغ دینی، با بیان اینکه قرآن به عنوان آموزهای وحيانی از سوی خداوندی كه خود آفريدگار مرگ و زندگی است میتواند بهترين منبع شناختی انسان از مرگ و حقيقت آن باشد، با اشاره به روايات اسلامی در مورد این مبحث، گفت: در هنگام قيامت و پس از نفخه نخستين صور، هر آفريدهای جان به جان آفرين تسليم خواهد كرد، آنگاه كه خداوند به نام جبار قهار، ظهور و بروز كرده و به اين نام بر هستی تجلی می كند، همه آفريده ها، مرگ را میچشند و جان میدهند.
وی در ادامه گفت: در آن زمان خداوند به مرگ رو كرده و به آن فرمان میدهد: «ای مرگ تو نيز بمير» آن گاه است كه در هستی ندا میدهد كه: «امروز ملك و سلطنت بر هستی از آن كيست؟» و چون كسی جز خدا نيست، خود پاسخ میدهد: «هستی از آن خدای يگانه قهار است»؛ بر اين اساس جز خداوند آفريدگار مرگ و زندگی، همه آفريدهها حتی فرشتگان در هر مقام و منزلتی باشند میبايست مزه مرگ را بچشند و حتی فرشته ملكالموت كه خود مرگ را برای ديگری به ارمغان میآورد به دام مرگ میافتد و جان را تسليم حق تعالی میكند و البته طبق روايات، خداوند اولين موجودی را كه زنده میگرداند اسرافيل فرشته است تا در صور بدمد و خلايق مجدداً با نفخه او زنده شوند.
وی در ادامه، گفت: مرگ در مفهوم قرآنی به معنای فوت و نيستی نيست بلكه به معنای توفی و وفات است؛ وفات به معنای گرفتن است و توفی به معنای گرفتن كامل و بینقص چيزی است؛ بر اين اساس مرگ به معنای گرفتن كامل روح و جان به دست خداوند و يا فرشته مرگ و يا نمايندگان فرشته مرگ است و اين گرفتن به معنای انتقال از جهانی به جهانی ديگر و از حالتی به حالتی دیگر كاملتر است.
وی در ادامه بحث در مورد مرگ، اظهار كرد: انسان در طول شبانه روز هنگام خفتن، مرگ را در آغوش میگيرد و توفی انجام میشود و جان را به خدا و يا فرشته مرگ تسليم میكند؛ در اين زمان تنها رشتهای نازك كالبد را به جان متصل میكند كه اگر اين نيز بريده شود مرگ او كامل میشود و ديگر به كالبد خويش بازنمیگردد؛ اينگونه است كه انسانها در تحليل قرآنی، با هر خفتنی، مرگ را تجربه میكنند و دوباره بازمیگردند تا به اين شكل مفهوم رستاخيز به ايشان نموده شود و بدانند كه رستاخيز آدميان چگونه پديدار میشود.
حجتالاسلام نوری با بيان اينكه مرگ در مفهوم قرآنی به معنای انتقال از مقامی به مقام ديگر است، گفت: اين بدان معناست كه انسان با مرگ خويش چيزی را از دست نمیدهد و يا اگر چيزی را از دست بدهد نسبت به آن چه به دست میآورد چيز با ارزشی را از دست نداده است، اين انتقال در هر شكل آن، اجل اوست كه نمیتواند دمی پيش يا پس شود؛ در نهايت هر انسانی در هنگام اجل معين خويش، با مرگ زندگی نوين خويش را آغاز میكند.