حجتالاسلام مهدی عبدالرزاقنژاد، عضو هيئت علمی دانشگاه علوم پزشكی بيرجند در گفتوگو با خبرگزاری بينالمللی قرآن(ايكنا) شعبه خراسان جنوبی، با اشاره به دشواریهای زندگی امام موسی كاظم(ع) با بيان اينكه نگاه شاكرانه ايشان به محنتها درسآموز است، گفت: هر چند از اين نظر فرقی ميان امام موسی كاظم(ع) و ساير ائمه(ع) وجود ندارد، اما اين انقطاع الیالله محض در زندگی حضرت موسیبن جعفر(ع) امری است كه موجب میشود ايشان را «العبدالصالح» بخوانند.
عضو هيئت علمی دانشگاه علوم پزشكی بيرجند با بيان اينكه امام موسی كاظم(ع) مدت زيادی از عمر خود را در زندانهای خلفای عباسی بهسر برد، تصريح كرد: امام بيشترين زندان و بازداشت را تحمل كردهاند كه بنا بر بعضی نقلها هفت و بعضی ديگر 14 سال بوده است كه فشار و سختی اين زندانها آنقدر بوده كه حضرت از خداوند طلب مرگ كردند.
وی ارتباط امام و مردم را با روشهای مختلف برشمرد و افزود: از آنجايیكه مردم فطرتاً علاقه به دين و اهل بيت(ع) داشتند ارتباط با امام را در شكلهای مختلف صوری كه برای طرفين مشكلی پيش نيايد بر قرار میكردند كه از آن جمله میتوان به ملاقات با امام در زندان و استفاده ار روش «تقيه» اشاره كرد.
عضو هيئت علمی دانشگاه علوم پزشكی بيرجند ادامه داد: امام خود نيز با شيوههای مختلف در برخورد با حاكمان و انجام مناظرات با آنان پيام خود را به دوستداران و پيروان خود میرسانند و رسالت خود را انجام میدادند.
حجتالاسلام عبدالرزاقنژاد درباره علم و دانش امام(ع) اظهار كرد: امام موسیكاظم(ع) وارث و پاسدار ارزشهای پدر خود حضرت جعفر صادق(ع) و دارای فضل و كمال بود و هيچكس در دانايی، بخشش، دانش و معارف الهی به پای او نمیرسيد.
وی القاب امام را «كاظم»، «عبد صالح» و «بابالحوائج» عنوان و بيان كرد: سعه صدر حضرت در برخورد با توهينها و بیاحترامیهايی كه نسبت به ايشان روا داشته شد، موجب گرديد تا حضرت به كاظم و امام شكيبايیها شهرت يابد.
عضو هيئت علمی دانشگاه علوم پزشكی بيرجند دربراه سيره سياسی امام موسی كاظم(ع) گفت: امام موسىابن جعفر(ع) در شرايطى قرار داشت كه نمىتوانست مبارزات علنى و آشكارى داشته باشد، بلكه با مبارزات مخفى و در تقيه و استتار كه مهمترين اصل است براى بيشتر ضربه زدن و كمتر ضربه را متحمل شدن، دستاندركار براندازى حكومت هارون و ساير خلفاى زمانش بود، شيعيان نيز موظف بودند مطالبى را كه از طرف امام و رهبرى و تشكيلات به آنها گفته میشد، مخفى نگه دارند و اسرار رهبرى و تشكيلاتى را افشا نكنند.
حجتالاسلام عبدالرزاقنژاد ادامه داد: گاهى اتفاق میافتاد كه مطالبى درباره امامت موسىبن جعفر(ع) و واجب بودن پيروى از آن حضرت را افشا مىكردند، طبيعى است كه اين كار اسباب دردسر براى خود امام(ع) و آنها را فراهم میآورد، و مىتوان گفت يكى از اسباب زندانى شدن امام كاظم(ع) همين بود، هشامابن حكم كه يكى از تربيتيافتگان حضرت امام كاظم(ع) بود، از طرف امام مأمور بود كه سكوت كند، ولی او سكوت را شكست و در نتيجه از ترس دستگاه متوارى شد و هارون برادران او را توقيف و زندانى كرد و درباره وى گفت: در صورتىكه چنين مردى زنده باشد، حكومت براى من يك ساعت هم ممكن نيست، به خدا كه كاربرد زبان او از صدهزار شمشيرزن بيشتر است.
وی تصريح كرد: مبارزه با علماى خود فروخته و فاسدى كه خود را به دربار فروخته بودند، نمونه ديگرى از مبارزات آن حضرت است، زيرا وجود چنين اشخاصى در دستگاه، مشروعيت دادن به آن است از اينرو چنين اشخاصى محبوبيت خاصى در دستگاه خلافت داشتند و امام فرمود: «علما امانتداران پيامبرانند، مادامى كه خود را به دنيا نفروخته باشند، گفتند: دخول در دنيا چيست، فرمود: متابعت دربار؛ وقتى كه چنين كنند، در مورد دينتان از آنان بترسيد.»
عضو هيئت علمی دانشگاه علوم پزشكی بيرجند اظهار كرد: امام كاظم(ع) در قبال مسئله خلافت و زعامت امت بىتفاوت نبوده و خود را از هر كس ديگر اولى و احق براى حكومت و اداره سرزمين اسلامى میدانست.
حجتالاسلام عبدالرزاقنژاد يادآور شد: مبارزات منفى و كنارهگيرى امامان از دستگاه خلافت نيز اعتراضى بود از جانب آنها عليه حاكميتهاى زمانشان كه مشروعيت و لياقت خلفا را زير سؤال میبرد و خبث باطنى آنها را علنى میساخت، و مردم را نسبت به آنان بدبين و خشمگين میكرد، شيوع و رسوخ چنين نگرشى، خطر مهمی براى حكومت بهشمار میرفت، زيرا اگر اعتقاد مردم نسبت به مشروعيت يك نظام از ميان برود، هر لحظه ممكن است به منظور براندازى آن به پا خيزند و يا از چنان اقداماتى حمايت كنند، اگر مبارزات منفى ائمه(ع) نبود و با اين كار خود ماهيت اصلى خلفا را افشا نمیكردند، خلفاى بنىاميه و بنىعباس با همه آن فسق و فساد و ستمكارى در تاريخ جز خوبان و قديسين بشرى قرار مىگرفتند.