کد خبر: 2603255
تاریخ انتشار : ۲۱ مهر ۱۳۹۲ - ۱۳:۳۸

عرفه يعنی؛ خدا را شناختم به فسخ عزيمت‌ها

گروه انديشه: دل در جوشش ناب عرفه، وضو می‌گيرد و در صحرای تفتيده عرفات جاری می‌شود، آن‌جا كه ايوان هزار نقش خداشناسی است، لب‌ها ترنم با طراوت دعا به خود گرفته و چشم‌ها امان خود را از بارش توبه، از دست داده‌اند.

به گزارش خبرگزاری بين‌المللی قرآن (ايكنا) شعبه خراسان جنوبی، عرفات نام جايگاهی است كه حاجيان در روز عرفه‌(نهم ذی‌الحجه) در آنجا توقف می‌كنند و به دعا و نيايش می‌پردازند و پس از برگزاری نماز ظهر و عصر به مكه مكرمه باز می‌گردند و وجه تسميه آن را چنين گفته‌اند كه جبرائيل(ع) هنگامی‌كه مناسك را به ابراهيم می‌آموخت، چون به عرفه رسيد به او گفت «عرفت» و او پاسخ داد آری، لذا به اين نام خوانده شد.
دليل ديگر اين نامگذاری اين است كه مردم از اين جايگاه به گناه خود اعتراف می‌كنند و بعضی آن را جهت تحمل صبر و رنجی می‌دانند كه برای رسيدن به آن بايد متحمل شد، چرا‌كه يكی از معانی «عرف» صبر و شكيبايی و تحمل است.
حضرت آدم‌(ع) در عرفات؛ آدم از پروردگارش كلماتی دريافت داشت و با آن به‌سوی خدا بازگشت و خداوند، توبه او را پذيرفت، چه او توبه پذير مهربان است، طبق روايت امام صادق(ع)، آدم(ع) پس از خروج از جوار خداوند و فرود به دنيا، چهل روز هر بامداد بر فرار كوه صفا با چشم گريان در حال سجود بود، جبرئيل بر آدم فرود آمد و پرسيد: چرا گريه می‌كنی ای آدم؟ چگونه می‌توانم گريه نكنم در حالی‌كه خداوند مرا از جوارش بيرون رانده و در دنيا فرود آورده است.
ای آدم به درگاه خدا توبه كن و به‌سوی او بازگرد، چگونه توبه كنم؟ جبرئيل در روز هشتم ذی‌الحجه آدم را به منی برد، آدم شب را در آنجا ماند و صبح با جبرئيل به صحرای عرفات رفت، جبرئيل هنگام خروج از مكه، احرام بستن را به او ياد داد و به او لبيك گفتن را آموخت و چون بعد از ظهر روز عرفه فرارسيد تلبيه را قطع كرد و به دستور جبرئيل غسل كرد و پس از نماز عصر، آدم را به وقوف در عرفات واداشت و كلماتی را كه از پروردگار دريافت كرده بود به وی تعليم داد، اين كلمات عبارت بودند از:«سُبحانَ سُبحانَكَ اللهُمَ وَ بِحمدِك، لا الهَ الاّ اَنْتْ، عَمِلْتُ سوء وَ ظَلَمْتُ نَفْسی، وَ اِعْتَرِفْتُ بِذَنبی اِغْفرلی اِنَّكَ اَنْتَ اَلغَفور الرّحيمْ؛ خداوندا با ستايشت تو را تسبيح می گويم،جز تو خدايی نيست، كار بد كردم و بخود ظلم نمودم، به گناه خود اعتراف می كنم، تو مرا ببخش كه تو بخشنده مهربانی»
پيامبر اسلام(ص) در عرفات؛ دامنه كوه عرفات در زمان صدر اسلام كلاس صحرايی پيامبر اسلام (ص) بود و طبق مشهور ميان محدثان پيامبر(ص) در چنين روزی سخنان تاريخی خود را در اجتماعی عظيم و با شكوه حجاج بيان کرد: «ای مردم سخنان مرا بشنويد! شايد ديگر شما را در اين نقطه ملاقات نكنم، شما به زودی به سوی خدا باز می‌گرديد، در آن جهان به اعمال نيك و بد شما رسيدگی می‌شود من به شما توصيه می‌كنم هركس امانتی نزد اوست بايد به صاحبش برگرداند. هان ای مردم بدانيد ربا در آئين اسلام اكيداً حرام است، از پيروی شيطان بپرهيزيد، به شما سفارش می‌كنم كه به زنان نيكی كنيد زيرا آنان امانت‌های الهی در دست شما هستند و با قوانين الهی بر شما حلال شده‌اند.»
دل در جوشش ناب عرفه، وضو می‌گيرد و در صحرای تفتيده عرفات جاری می‌شود، آن‌جا كه ايوان هزار نقش خداشناسی است، لب‌ها ترنم با طراوت دعا به خود گرفته و چشم‌ها امان خود را از بارش توبه، از دست داده‌اند. دل، بيقرار روح عرفات و حضرت اباعبدالله الحسين(ع) شده و اين صحرای عرفات است كه با كلمات روح‌بخش دعای امام حسين(ع) و اشك عاشقان او بر دامن خود اجابت را نقش می‌كند.
اشك‌ها و زمزمه ما را بپذير، ای خدای عرفه...
captcha