کد خبر: 2611565
تاریخ انتشار : ۰۴ آذر ۱۳۹۳ - ۱۰:۳۰

کربلا؛ شهر بدون مرز

گروه اندیشه: این روزها جاده‌های منتهی به کربلا میزبان زائرانی است که با پای پیاده از جای جای این کره خاکی عزم رفتن به آن را دارند؛ آری باید گفت کربلا، شهر بدون مرز است.


گام‌ها مصمم و از سر شوق به سمت خانه لیلی گام برمی‌دارند، قلب‌ها نیز مجنون‌وار با یاد محبوب می‌تپند، و هر لحظه تعداد کسانی که لب‌هایش نام حسین را در بیابان‌های عراق  بر زبان جاری می‌کند بیشتر می‌شود و تو از خود می‌پرسی این‌ها عزم کجا دارند؟



نگاهشان می‌کنی، ایرانی‌های هم‌وطنت را درمیانشان می‌بینی اما تنها ایرانی‌ها نیستند که عزم زیارت یار دارند، پاکستانی، هندی، لبنانی، بحرین، عراقی و.. هم نامشان در لیست کسانی که می‌خواهند از سر شوق عاشقانه به پابوس دوست بروند ثبت شده است. آری آنان عزم یک شهر بدون مرز را دارند.



از نا امنی‌هایی که ممکن است جاهلان تکفیری به وجود آورند هراسی به دل راه نمی‌دهند، نه از سردی هوا و طولانی بودن راه گلایه‌ای ندارند و نه پاهای تاول زده‌شان آنان را مأیوس کرده است، آخر مگر در مسیر عاشقی خستگی معنا ندارد.



کسانی این جماعت را درک نمی‌کنند بی‌شک طعم عاشقی را نچشیده‌اند



کسانی این جماعت را درک نمی‌کنند بی‌شک طعم عاشقی را نچشیده‌اند و گرنه اگر ذره‌ای عاشقی کرده بودند می‌فهمیدند چه لذتی دارد که برای محبوبیت سختی بکشی و چقدر شیرین است که بعد از طی کردن مسافتی طولانی و با پای پیاده چشمت به گنبدی طلایی بیفتد که بالایش پرچمی قرمز رنگ نصب شده و اشک‌هایی که از سر شوق چشم را خیس می‌کند.



بی‌اغراق قلم با همه شور و شوقی که برای نوشتن دارد قاصر از بیان این همه زیبایی نشأت گرفته از عشق است، و چه زیبا شاعر گفت: باز این چه شورش است که در جان واژه‌ها است/ شاعر شکسته خورده طوفان واژه‌ها است.



مگر می‌توان با ابزار واژه‌ها لحظه‌ای را ترسیم کرد که عاشق حسین(ع) برای اولین بار قدم به حرم ارباب می‌گذارد و احساس می‌کند وعده خداوند برای اینکه مؤمنان را واد بهشت کند تحقق یافته و او اکنون در جنتی است که همواره آرزویش را داشته است.



نعمت بهشتی همین نفس کشیدن در هوای دوست است



از دیدن این زائر که با پای پیاده مسیر رسیدن به محبوب را طی کرده نعمت بهشتی همین نفس کشیدن در هوای دوست است، قدم زدن در بین الحرمین را مصداق آیه‌هایی می‌دانند که از زندگی بهشتیان در فردوس سخن گفته است.



شنیده است که هر خواسته‌ای زیر گنبد و قبه سیدالشهدا(ع) مستجاب است، اما وقتی دست‌هایش را به آسمان بلند می‌کند تا خواسته‌ای را از خداوند بخواهد اشک بر چشمانش حلقه می‌زند و می‌گوید خدایا من که حسین(ع) را زیارت کردم و جز شفاعت او در روز حشر از تو هیچ نمی‌خواهم.



حکیمه بهمن‌زاده/ خراسان جنوبی

captcha