کد خبر: 2615801
تاریخ انتشار : ۱۶ آذر ۱۳۹۳ - ۰۸:۲۶

گفته‌هایی از جنس ۱۶ آذر

گروه اندیشه: ۱۶ آذر روز دانشجو نام گرفت تا همگان بدانند دانشجوی ایرانی پیشتاز در راه عزت وطن است.


اگر بخواهند یک روز از روزهای این تقویم 365 روزه را به نامم نام‌گذاری کنند، خیلی از روزها است که می‌تواند نام مرا همراه خود داشته باشد. آن روزی که از سفارتخانه یا لانه جاسوسی دشمن بالا رفتم و به قول رهبرم انقلاب دوم را به‌وجود آوردم هم می‌توانست روز دانشجو باشد.



آن روز که نام‌آورترین دانشجوی شهید یعنی شهید حسین علم‌الهدی که فداکارانه در راه حفظ خاک هویزه به شهادت رسید و یا یکی دیگر از دانشجویان برجسته شهید هم می‌توانست روز دانشجو باشد اما شرایط به‌گونه‌ای دیگری رقم خورد.



در نهایت 16 آذر روز دانشجو نام گرفت تا همگان بدانند دانشجوی ایرانی از سالیان سال قبل از انقلاب پیشتاز در راه عزت وطن بوده است. روزی که در اعتراض دانشجویان به ورود رئیس‌جمهور آمریکا به کشور سه دانشجوی ایرانی خونشان بر زمین ریخت.



16 آذر، یادآور دانشجویانی که دغدغه بزرگشان استقلال میهن بود



مهدی(آذر) شریعت‌رضوی(برادر همسر دکتر علی شریعتی)، احمد قندچی و مصطفی بزرگ‌نیا همچون من دانشجو بودند، اما دانشجویانی که دغدغه بزرگشان استقلال میهن از چپاول و دستبرد طمع‌کاران غرب بود.



چه زیبا دکتر علی شریعتی درباره این سه دانشجو می‌گوید:«اگر اجباری که به زنده ماندن دارم نبود، خود را در برابر دانشگاه آتش می‌زدم، همان‌جایی که بیست و دو سال پیش، «آذر»مان، در آتش بیداد سوخت، او را در پیش پای «نیکسون» قربانی کردند!.



این سه یار دبستانی که هنوز مدرسه را ترک نگفته‌اند، هنوز از تحصیلشان فراغت نیافته‌اند، نخواستند  همچون دیگران کوپن نانی بگیرند و از پشت میز دانشگاه، به بازار بروند و سر در آخور خویش فرو برند. از آن سال، چندین دوره آمدند و کارشان را تمام کردند و رفتند، اما این سه تن ماندند تا هر که را می‌آید، بیاموزند، هرکه را می‌رود، سفارش کنند. آن‌ها هرگز نمیروند، همیشه خواهند ماند، آن‌ها «شهید»اند. این «سه قطره خون» که بر چهره‌ دانشگاه ما، همچنان تازه و گرم است. اما نه، باید زنده بمانم و این سه آتش را در سینه نگاه دارم».



آری! من به‌عنوان یک دانشجو می‌گویم بعضی آتش‌ها باید همیشه در دل زنده بمانند تا فراموش نشود در این کشور به‌خاطر خودگامکان غربی خون جوانان این سرزمین چگونه آسان بر زمین ریخته شد تا هوای اعتماد به کسانی که این‌چنین راحت به خاطرشان سه دانشجوی ایرانی قربانی شدند به سرمان نزند.



امروز باید در کوله‌بار خویش اقتصادی از جنس مقاومت، فرهنگی با عزم ملی داشت



اما امروزه شرایط فرق می‌کند امروزه اگر بخواهم خشم و عصبانت دشمن را در چهره‌اش ببینم باید عزم را جزم کرد و در کوله بار خویش اقتصادی از جنس مقاومت، فرهنگی با عزم ملی داشت. مگر نه اینکه او به این نتیجه رسیده است اگر دیگر جان گرفتن از جوانان این مرز و بوم ثمری ندارد.



چراکه اگر جان سه جوان ایرانی را بگیرد بعد از 61  سال هم هنوز در خاطره‌ها زنده می‌ماند. او چشم ناپاکش بر چرخ‌های اقتصاد ایران است، چشم هرزه‌اش بر خانواده‌های باصفای ایرانی است که در دامنشان دانشمندانی از جنس مصطفی احمدی روشن پرورش می‌یابد.



آری! امروز همه ابزار دشمن سمت اقتصاد و فرهنگ و خانواده ایرانی است و دانشجو خود باید بیندیشد که در این میدان می‌خواهد بی‌تفاوت باشد یا شجاع و غیرتمند چون جوانانی که جان دادند تا وطن بماند.



حکیمه بهمن‌زاده / خراسان جنوبی

captcha