
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از گیلان، جمعهای دیگر گذشت و مولا نیامد... از تیغ دنیا طلبی و رفاه طلبی میترسم تا گذر جمعههای انتظار؛ من نه از رد شدن جمعهها میترسم، نه از طولانی شدن زمان که ظهورتان قطعی است. دیر و زود دارد، ولی سوخت و سوز ندارد. خیالی نیست! ما تا عمر داریم ذکر العجل میگیریم و تا نفس داریم برای آمدنتان نفس میزنیم.
اما ترسم از تیغ دنیاطلبی است که بر گلوی دین نشسته است. ترسم از رفاه طلبی است که اسیر روزگارمان میکند. من از این برجهای سر به فلک کشیده میترسم که مبادا آسمان انصاف را سوراخ کنند. اما خیالی نیست؛ تا وقتی اماممان همنشین خاکنشینان و فقر است، آنکه باید بترسد، ما نیستیم! اینجا جمعیتی دوشادوش ولی و رهبرشان منتظر شما هستند تا کاخهای سفید و سرخ سرمایهداری را بر سر صاحبانشان فرو بریزند.
اینجا هر چه هست شوق وصال مظلومانی است که در امید آمدن شما به حمایت از تمام مستضعفان و محرومان عالم ایستادهاند و اینها، همه یادگار حضرت روحالله(ره) است که فرمودند «ما در صدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و کم کردن سلطه جهانخواران بوده و هستیم. حال اگر نوکران آمریکا نام این سیاست را توسعهطلبی و تفکر تشکیل امپراتوری بزرگ میگذارند، از آن باکی نداریم و استقبال میکنیم. ما درصدد خشکانیدن ریشههای فاسد صهیونیسم، سرمایهداری و کمونیسم در جهان هستیم».
اما آقاجان ... حیف نیست ماه شب چهارده پشت ابرهای تیره و پاره پاره پنهان بماند! حیف نیست دیده را شوق وصال باشد ولی فروغ دیده نباشد... بیا و قراردل بیقرارمان باش، بیا و صداقت آینه را به زلال آبی نگاهت پیوند بزن؛ بیا و شب را روز گردان تو که معنای سبز لحظههایی بیا، عزیز فاطمه! کی طنین دل نواز انا بقیه الله تو از کعبه مقصود جانها را معطر مینماید، کی کعبه به خود میبالد و زمین بر قامت دلربایت طواف عشق میگذارد ... میدانی مرز انتظار کجاست! آنجا که قطره اشک منتظری سدی از دلواپسی ساخته و قطره قطره انتظار را ذخیره میکند...!
محدثه مهدوی
گاهی یادمون میره قرآن و عترت با هم هستند ..