
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، در سوم اسفندماه 1367 امام(ره) قلم به دست گرفت و برای روحانیت، مراجع و حوزههای علمیه نامهای نوشت و سخنانی و به عبارت دیگر دغدغههایی را برای فرزندان روحانی خویش مطرح کرد تا رسالت حوزههای علمیه را تبیین کند.
نامهای که امام نوشت اگر امروز هم مورد بازخوانی قرار گیرد بیشک درسهای بسیاری به ویژه برای کسانی که قدم در راه تحصیل علوم دینی نهادهاند، خواهند داشت.
حجتالاسلام علیرضا حسینی امام جمعه درمیان در اینباره گفت: علت اینکه امام منشور روحانیت را به قلم آوردند که اساسنامه رفتاری روحانیت در اجتماع نام گرفته است جایگاه ویژه روحانیت بهعنوان مرشدان فرهنگ جامعه است.
وی بیان کرد: از شاخصهای مطرح شده در منشور روحانیت میتوان به ارتباط روحانیت با مردم و حراست از اعتقادات مردم بهصورت دفع شبهات است و اگر طرف دیگر ایشان تأکید میکند که بنا به آیه قرآن مردم را با غیر زبانتان موعظه کنید.
امام جمعه درمیان اظهار کرد: از منظر سیاسی نکته مهمی که میتوان در منشور روحانیت یافت نگرانی و دغدغه امام از اندیشههای برخی از روحانینماها است که طلاب را از حرکتهای انقلابی برحذر میداشتند و در واقع نوعی اسلام سکولار( جدایی دین از سیاست) را پیگیری میکردند.
دغدغههایی که امام(ره) با روحانیت مطرح کردند
حسینی ادامه داد: امام خمینی در منشور روحانیت با تعابیر تندی از این گروه و در قالب درد و دلی با فرزندان روحانی خویش فرمودند: (عدهاى مقدسنماى واپسگرا همه چیز را حرام مى دانستند خون دلى که پدر پیرتان از این دسته متحجر خورده است هرگز از فشارها و سختیهاى دیگران نخورده است. وقتى شعار جدایى دین از سیاست جا افتاد و فقاهت در منطق ناآگاهان غرق شدن در احکام فردى و عبادى شد و قهراً فقیه هم مجاز نبود که از این دایره و حصار بیرون رود و در سیاست [و] حکومت دخالت نماید)
وی افزود: امام(ره) در ادامه فرمودند: (به زعم بعض افراد، روحانیت زمانى قابل احترام و تکریم بود که حماقت از سراپاى وجودش ببارد و الّا عالم سیّاس(زیرک) و روحانى کاردان و زیرک، کاسهاى زیر نیم کاسه داشت. و این از مسائل رایج حوزهها بود که هرکس کج راه مىرفت متدینتر بود. یاد گرفتن زبان خارجى، کفر و فلسفه و عرفان، گناه و شرک بهشمار مىرفت. در مدرسه فیضیه فرزند خردسالم، مرحوم مصطفى از کوزهاى آب نوشید، کوزه را آب کشیدند، چرا که من فلسفه مىگفتم. تردیدى ندارم اگر همین روند ادامه مىیافت، وضع روحانیت و حوزهها، وضع کلیساهاى قرون وسطى مىشد که خداوند بر مسلمانان و روحانیت منت نهاد و کیان و مجد واقعى حوزهها را حفظ نمود)
امام جمعه درمیان بیان کرد: البته عدهای این گروه متحجر را روحانیان سنتی نام نهادند،که این جفای به روحانیت سنتی است و تاریخ فعالیتهای روحانیت مانند حرکت میرزای شیرازی در حادثه تحریم تنباکو نشان از این است که روحانیت از همان گذشته در اجتماع و سیاست دخالت داشتند و منزوی نبودند.
حسینی با اشاره به اینکه در سخن و رفتار این دسته از متحجران نوعی تناقض مشاهده میشود، عنوان کرد: این افراد با حرکتهای انقلابی امام در حالی مخالفت میکردند و میگفتند روحانی در سیاست نباید دخالت کند که خودشان بهگونهای با دربار ارتباطاتی داشتند.
وی افزود: با توجه به اینکه با بررسی منشور روحانیت و سایر سخنان امام ممکن است در ظاهر تناقضی در زمینه حضور روحانیت در سیاست به نظر برسد باید گفت برخی از سخنان امام پیرامون اینکه روحانی نباید مناصب اجرایی را بپذیرد مقصود شخص خاصی مانند فرزندشان حاج سید احمد به علت جلوگیری از سوء استفاده برخی افراد از حضور فرزند امام در مناصب اجرایی بود.
امام جمعه درمیان یادآور شد: البته ما مستندات قویتری مانند تنفیذ حکم ریاست جمهوری، رهبری انقلاب داریم که نشان میدهد ایشان با حضور روحانیت در مناصب اجرایی مخالفتی نداشتهاند.
حسینی یادآور شد: تفکر جدایی دین از سیاست در حوزههای علمیه اکنون به حدأقل رسیده است و کسانی هم که هنوز معتقد به این تفکر هستند به علت عدم مقبولیت این اندیشه در جامعه به جز عدهای قلیل سکوت را ترجیح دادهاند.