کد خبر: 2843133
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار : ۲۴ بهمن ۱۳۹۳ - ۰۸:۰۹

گره کور ظهور تو منم می‌دانم

گروه اندیشه: به جرأت می‌توانم بگویم که گره کور ظهور تو منم، می‌دانم آنچه از گناهان در خلوت و عیان انجام داده‌ام هر کدامش میان من و تو فاصله انداخته و تنها اشک توبه می‌تواند این فاصله را کم کند، اما افسوس که اگر کمی دیر بجنبم عصیان توفیق توبه را نیز از من می‌گیرد.


مولای من! گاه که دستان نیاز به آسمان بلند می‌کنم و از خدای متعال تو را طلب می‌کنم، از خویش می‌پرسم تا که این فراق و انتظار باید ادامه پیدا کند؟ چرا خورشید عالم‌تاب در این شب ظلمانی نورافشانی نمی‌کند تا دل‌های یخ‌زده ما را گرما بخشد؟ تا کی باید اشک ریخت و برای ظهور دعا کرد؟.



ناگهان در میان اشک‌هایم بیت شعری را به خاطر می‌آورم که پاسخ سؤالم در آن نهفته است. گفتم که روی ماهت از من چرا نهان است/ گفتا تو خود حجابی ورنه رُخم عیان است.



آری! فرزند فاطمه(س) وقتی به خویش می‌نگرم و می‌بینم روزگارم به گناه گذشته است از خویش تعجب می‌کنم چگونه با این آلودگی‌ها انتظار از معبود دارم که خواسته‌ام را برآورده کند و ظهور تو را نزدیک بگرداند. می‌دانم با چشمی که به گناه آلوده شده است نمی‌توان چهره نورانی تو را مشاهده کرد و با پایی که در وادی عصیان پروردگار گام نهاده‌ام نمی‌توان در مسیر ظهور تو قدم گذاشت.



پس به جرأت می‌توانم بگویم که گره کور ظهور تو منم، می‌دانم. می‌دانم که آنچه از گناهان در خلوت و عیان انجام داده‌ام هر کدامش میان من و تو فاصله انداخته است و تنها اشک توبه می‌تواند این فاصله را کم کند، اما افسوس که اگر کمی دیر بجنبم عصیان و گناه کم کم توفیق توبه و بازگشت را نیز از من می‌گیرد.



گاه حس می‌کنم وقتی از خداوند وصل تو را می‌خواهم، فرشتگان الهی می گویند چگونه است که تو از معبودت مهدی(عج) را می‌خواهی، کسی که می‌خواهد جهان را ازعشق و مهربانی پر کند اما خودت از مهر و رأفت بویی نبرده‌ای و همواره با اطرافیانت با خشم و غصب سخن گفته‌ای.



وقتی «اللهم عجل لولیک الفرج» می‌خوانم، ندایی از فطرت الهی به گوشم می‌رسد که تو چگونه ظهور کسی را می‌خواهی که حامی مستضعفان و محرومان است، اما برایت اصلاً مهم نیست که کودک یتیمی در همسایگی‌ات نیازی دارد که به دست تو برطرف می‌شود؟.



آری! تا از گناه دوری نجویم و گره کور ظهور تو را که گناهانی است دست و پایم را بسته، باز نکنم، نخواهم توانست گوشه چشم تو را به سمت خویش جلب کنم و از شوق اینکه مولایم نظری به من کرده است روحم به پرواز درآید.



 برای اینکه فاصله‌ام را با تو که مولا و مرادم هستی کم کنم، باید خانه‌تکانی در دل داشته باشم و گرد و غبار را از دل بزدایم و شیشه‌ها زلال و شفاف روحم را که از گرد و غبار گناه کدر شده است را با اشک‌هایم بر سجاده عبادت پاک نمایم و می‌دانم که تو مرا بعد از توبه‌ام می‌پذیری.



اما ای فرزند علی مرتضی(ع)! تو خود دستم را بگیر که در این دنیایی که هر قدمش راه برای دور شدن از تو فراهم است کج نروم و مرز میان حق و باطل را گم نکنم که بدون یاری‌ات هیچ میسر نمی‌شود و خداوند نیز برگی بر درخت نمی‌رویاند مگر به برکت حضور اولیایش.



حکیمه بهمن زاده/ خراسان جنوبی

خوزستانی
|
-
|
۱۱:۴۶ - ۱۳۹۳/۱۱/۲۵
0
0
درود بر شما
گره کور ظهور تو منم می‌دانم
captcha