کد خبر: 3320417
تاریخ انتشار : ۰۷ تير ۱۳۹۴ - ۱۱:۳۶

ستارگان گیلانی آسمان هفتم تیر را بشناسیم/ قامت‌های یک امت قائم

گروه اجتماعی: اگرچه قامت‌های شهدای هفتم تیر در زیر آوار انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی درهم شکست، اما این قامت‌های ‌فروشکسته، قیامتی از قامت‌های یک امت قائم پدید آورد.

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) از گیلان، یاد شهیدان هفتم تیر، بس معطر و روح‌بخش است. هفتاد و دو شهید خونین، هفتاد و دو ستاره خونین، هفتاد و دو نمونه «بودن»، هفتاد و دو مهاجر عاشق، جمعی بودند و شمعی داشتند. شمع این جمع، «بهشتی» مظلوم بود. کاروانی بودند و مقصدی داشتند و آن، «لقاءالله» بود. اگرچه قامت‌هایشان در زیر آوار انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی درهم شکست، اما این قامت‌های ‌فروشکسته، قیامتی از قامت‌های یک امت قائم پدید آورد.

هر قطره خونی که چکید، گواه پایدار جنایت جهان خواران شد و هر مردی که در خون غلطید، هزار مرد را، استوارتر و مصمم‌تر راهی میدان کرد؛ میدانی که نیروی اهریمنی باطل در برابر حق جز شکست ره به جایی نخواهد جست.

شهید حسن عضدی، شهید محمدصادق اسلامی، شهید سیف‌الله عبدالکریمی و شهید جواد سرافراز ستارگان گیلانی آسمان هفتم تیر هستند که با نثار خون پاک خود نشان دادند ضربه‌های سهمگین از این قبیل هم حتی نمی‌تواند به استحکام بنای جمهوری اسلامی که به ایمان و حضور مردم تکیه کرده است، خللی وارد کند.

«شهید حسن عضدی» از کودکی به اسلام عشق می‌ورزید و از همان دوران جوانی شیفته معارف اسلامی بود و با وجود مشکلات فراوان کتاب‌های مرحوم دکتر شریعتی و هم چنین استاد شهید آیت‌الله مطهری را به دست می‌آورد و مطالعه می‌کرد.

وی از زمان تحصیل در دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی با الهام از اندیشه‌های امام راحل به مبارزه با مظاهر ظلم و ستم رژیم پهلوی پرداخت و به طرق مختلف حمایت خود را از آرمان‌های والای انقلاب اسلامی نشان داد و با شرکت در راهپیمایی‌ها و تظاهرات ضد شاهنشاهی به تنویر افکار عمومی به ویژه جوانان می‌پرداخت.

طی مدتی که در آمریکا به سر می‌برد با انجمن‌ها‌ی اسلامی دانشجویان آمریکا و کانادا همکاری می‌کرد. با شدت یافتن مبارزات مردم انقلابی به رهبری امام خمینی، او نیز به وطن بازگشت و با غریو «الله‌اکبر، خمینی رهبر»، خود را برای ساختن ایرانی آباد و اسلامی آماده کرد.

شهید حسن عضدی فلسفه انتظار را به خوبی می‌شناخت و همواره در انتظار فرج منجی عالم بشریت بود. او در مقاله‌ای با عنوان «پرچمدار عدالت جهانی» آورده است «همه پیام‌آوران الهی که از جانب خدا برای هدایت بشر آمده‌اند مردم را وعده نموده‌اند که روزی مصلحی مقتدر به خواست و اراده‌ی خدای قادر ظهور می‌کند و جهان و جهانیان را از کجروی بازداشته و به راه راست هدایت می‌نماید». او در مقاله خود با اشاره به احادیث و روایات، اثبات می‌کند که منجی عالم بشریت حضرت مهدی(عج) و از خاندان حضرت محمد(ص) آخرین برگزیده خداوند است.

«شهید محمدصادق اسلامی» با چشمه‌های زلال اخلاق و سیره اهل ‌بیت عصمت و طهارت(ع) آشنا بود و احکام و علوم حوزوی را فراگرفت. وی در جوانی با شهید صادق امانی آشنا شد و در جامعه تعلیمات اسلامی به فعالیت دینی پرداخت.

وی به زبان‌های عربی و انگلیسی تسلط و آشنایی داشت و در سال 1347، دوره مدیریت فروش را در سازمان مدیریت صنعتی گذراند. اشتغال به کار و مبارزه، مجال تحصیلات دانشگاهی را به شهید محمدصادق اسلامی نداد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی با شرکت در آزمون سراسری دانشگاه در رشته انسان‌شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران پذیرفته شد.

فعالیت‌های سیاسی شهید محمدصادق اسلامی به آشنایی او با شهید نواب صفوی و شرکت در جلسات و برنامه‌های عمومی فدائیان اسلام باز می‌گردد. این آشنایی موجب پرورش روحیه مبارزه و ظلم ستیزی در وجود شهید اسلامی شد. 

شهید اسلامی نخستین کسی بود که قبل از شهادت حاج آقا مصطفی خمینی، در صحن حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) در شهر ری، طی یک سخنرانی آتشین از رهبر انقلاب اسلامی ایران به عنوان «امام خمینی» یاد کرد.

«شهید سیف‌الله عبدالکریمی» همزمان با فراگیری علوم حوزوی، تحصیلات متوسطه خود را در نوبت شبانه ادامه داد و در سال 1342 در دانشکده الهیات تهران پذیرفته شد و در همان ایام نیز ازدواج کرد. وی ضمن تحصیل از محضر علامه شهید آیت‌الله دکتر مطهری و شهید آیت‌الله دکتر مفتح نیز بهره گرفت.

روحیه حق‌طلبی شهید سیف‌الله عبدالکریمی از او مردی مبارز و اهل پیکار با ظالمان ساخته بود. او دنبال چراغی می‌گشت که راه را بر او نمایان سازد. در پی حضور در حوزه علمیه و انس با شهیدانی چون مطهری و مفتح با اندیشه‌های امام خمینی(ره) آشنا شد. بواسطه همین تعالیم بود که سازش با ستمکار را ننگ می‌دانست و قدم در راهی که نهایت آن طاغوت باشد نمی‌گذاشت.

او درباره جایگاه ولایت فقیه و رهبری حضرت امام خمینی(ره) و اطاعت از ایشان چنین می‌گوید «پاره‌ای دانسته یا نادانسته تصور می‌کنند که سخنان و خط امام از متشابهات است اما برای اکثریت قاطع امت، خط امام و اندیشه روشن ایشان و سخنان بیدارگرش از محکمات است. ما امام را ادامه‌دهنده راه انبیاء می‌شناسیم».

شهید عبدالکریمی به خوبی کارایی جنگ روانی و به اصطلاح امروز جنگ نرم را می‌دانست و معتقد بود قلم امانتی است که به دست افراد سپرده شده است و بنابراین از آن باید به درستی استفاده کنند و برای رسیدن به امیال شخصی و باندی، شأن آن را زیر سئوال نبرند.

«شهید جواد سرافراز» از همان نوجوانی روحیه و ایمانی قوی و انقلابی داشت. بسیار پرتلاش و صاحب روح بزرگ و سعه صدر بود و در همه فعالیت‌های روزانه‌اش، روحی سرشار از عرفان داشت و ساعت‌ها در خلوت به راز ونیاز می‌پرداخت.

‌وی دارای روحیه ایثارگری بود و هرگز سهم ‌خواهی نمی‌کرد و همه چیز را برای دیگران می‌خواست. در نشست و برخاست و در برخوردها می‌کوشید تا اخلاقش منطبق بر سنت پیامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) باشد.

شهید جواد سرافراز در طول اقامت بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی ایران در پاریس، به عنوان نماینده انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی بنگلور به اتفاق یکی از دانشجویان دیگر به محضر ایشان شرف‌یاب شدند و شرح حرکت اسلامی در هند و آمادگی دانشجویان مسلمان برای حرکت در خط مرجعیت تا سقوط رژیم شاهنشاهی و استقرار حکومت اسلامی را به محضر ایشان اعلام کردند و بسیار مورد الطاف حضرت امام راحل قرار گرفتند.

وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی همچون مریدی در کنار شهید مظلوم آیت‌الله دکتر بهشتی، برای تعالی نظام ارزشمند جمهوری اسلامی ایران، در برابر چهره‌های وابسته و خائن نظیر سازمان مجاهدین خلق(منافقین)، لیبرالیسم، بنی‌صدر وگروه‌های ملحد و کافر ایستادگی کرد.

او هم‌چنین پس از پیروزی انقلاب اسلامی و اندکی پیش از شهادتش، مبادرت به تأسیس انجمن اسلامی دانش‌آموختگان ایرانی مقیم شبه‌قاره هند نمود که هنوز هم این مرکز برای رشد و تعالی دانشجویان ایرانی و هم‌چنین پایگاه مناسبی برای انتقال مفاهیم والای اسلامی و ارزش‌های اخلاقی به دیگر دانشجویان جهان است.

captcha