
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، شعر لطیفترین ابزاری است که با استفاده از آن شاعر درباره احساس خویش نسبت به دنیای اطرافش و اعتقادش سخن میگوید. شعر تا اعماق روح انسان تأثیر میگذارد و آرام بر جان خواننده نفوذ میکند.
از دیرباز در آسمان شعر و ادب فارسی شاعران چون ستارگان این آسمان در مدح علاقههای خویش شعرهای زیبایی سرودهاند و همگان را به تحسین واداشتهاند. یکی از موضوعاتی که بیشک همواره مورد توجه شاعران فارسی بوده مدح و ستایش بزرگان دین و از جمله حضرت علی(ع) است.
نکته قابل تأمل اینجا است که این مدح و منقبت فقط مربوط به دورهای خاص از تاریخ ادبیات ایران نیست بلکه از حماسههای غرور آفرین فردوسی تا غزلهای شیرین شهریار شعر فارسی همه از مدح مولا علی(ع) میگویند.
فردوسی و ستایش خاک پای وصی
فردوسی در قرن چهارم هجری میزیست و بیشک در تمام تاریخ پرنشیب و فراز این سرزمین شاعر آزاده و میهن دوستی چون او ظهور نکرده است. این شاعر حماسه گو تنها به اشعار میهنی اکتفا نکرده بلکه به صراحت از اعتقادات دینی خویش سخن گفته است.
فردوسی در ابیات خویش با مدد جستن از حدیث مشهور نبوی که «من شهر علم هستم و علی دروازه آن و هر کس میخواهد وارد این شهر شود از دروازه آن باید وارد شود» چنین سروده است: که من شهر علمم، علیم در است/ درست این سخن قول پیغمبر است/ گواهی دم که این سخنها ز اوست/ تو گویی دو گوشم پر آواز اوست/ منم بنده اهل بیت نبی ستاینده خاک پای وصی
و یا این شاعر بزرگ در بخش دیگری عشق و محبت خود را نسبت به مولا علی(ع) آشکارتر میکند و میگوید: به نزد نبی و علی گیر جای/ اگر چشم داری به دیگر سرای/ چنان دان که خاک پی حیدرم برین زادم و هم برین بگذرم/ از او زارتر در جهان زار کیست/ هر آنکس که در جانش بغض علیست
سنایی و آرزوی شیرمردانی چو علی(ع)
سنایی شاعر شوریدهای که سالهای 463 تا 535 زندگی میکرد ابیات بسیار زیبایی در مدح مولا علی(ع) دارد و اوصاف پسندیده ایشان را ذکر کرده است که اهل شعر و ادب و دیگران را نیز به آراسته شدن به صفات حضرت توصیه میکند.
وی در انتقاد از شرایط زمان خویش، از نبود کسانی که صفاتی چون حضرت علی(ع) داشته باشند گلایه میکند و در مدینه فاضلهای که ترسیم کرده افرادی چون مولا را جستوجو میکند و میگوید: سراسر جمله عالم پر ز شیر است/ ولی شیری چو حیدر با سخا کو
و یا در جایی دیگر چنین میسراید: عاشق دیندار باید تا که درد دین کشد/ سرمه تسلیم را در چشم روشنبین کشد/ جعفر طیار باید تا به علیین پرد/ حیدر کرار باید تا ز دشمن کین کشد
مولوی و درس اخلاص در محضر علی(ع)
در عمق افکار و عقاید مولوی و گفتههای او در مثنوی، نوعی ارادت و محبت به امیرمؤمنان علی(ع) و خاندان پیغمبر اکرم(ص) وجود دارد. آراستن سخن به گوهرهای گنجینة کلام مولا نقل و اخذ تعداد قابل ملاحظهای از اقوال آن امام، همه تعظیم و تمجید، در قالب حکایات و ذکر اقوال، بیانگر تولی و محبت بسیار این شاعر به مولا و حاکی از افق گستردة اندیشه تابناک و عمق و گسترة نظر و وسعت دید و رشد و کمال روحی مولاناست.
یکی از معنویترین ماجراهایی که در مثنوی بیان شده، ماجرای جنگ عمرو بن عبدود با حضرت علی(ع) در جنگ خندق است. مولوی از کسی که با امیرالمؤمنین جنگ کرده است، نام نبرده و نگفته که این ماجرا واقع در کدام جنگ بوده، بلکه تنها به بیان موضوع میپردازد: اینکه مبارزی در یکی از جنگها به جنگ امام علی(ع) آمد و وقتی مغلوب وی شد، به آن حضرت بیاحترامی کرد، ولی او به جای آنکه مقابله به مثل کند، مقابله به عکس کرد.
مولوی ماجرا را با اخلاص امیرالمؤمنین شروع میکند و به مردم میگوید: باید از علی(ع) اخلاص عمل آموخت. سپس به بیان حالات و مقامات امام علی میپردازد و در ضمن این حالات، مسائلی را در رابطه با آن بیان میکند.
او چنین میگوید: از علی آموز اخلاص عمل/ شیر حق را دان منزه از دغل/ در غزا بر پهلوانی دست یافت/ زود شمشیری کشید و برشتافت/ او خدو انداخت در روی علی/ افتخار هر نبیّ و هر ولی/ آن خدو زد بر رخی که روی ماه/ سجده آرد پیش او در سجده گاه
و سپس ادامه ماجرا را نقل میکند و یا مولوی در جایی دیگر به صراحت آرزوی افرادی چون حضرت علی(ع) را میکند و میگوید: زین همرهان سست عناصر دلم گرفت/ شیر خدا و رستم دستانم آرزوست.
حافظ و سرچشمه فیض حق
زبان مورد علاقه حافظ در غزل، زبان استعاری است و استفاده از نمادهای مختلف زمینه تفسیرهای متعدد از غزل او را فراهم ساخته است. او کمتر اشاره مستقیمی به اشخاص دارد. با این حال حافظ در یک رباعی اشارهای مستقیم به حضرت علی(ع) دارد و ساقی کوثر را واسطه فیض حق معرفی میکند
وی در این رباعی مشهور چنین میگوید: مردی زکننده درخیبر پرس/ اسرار کرم زخواجه قنبر پرس/ گر طالب فیض حق به صدقی حافظ/ سر چشمه آن ز ساقی کوثر پرس
البته حافظ شیرازی، در غزل دیگری نیز اشاره مستقیمی به امام علی(ع) دارد و از وی با نام شحنه(پادشاه) نجف یاد میکند: حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان به صدق/ بدرقه رهت شود همت شحنه نجف
شهریاری که از وصف علی(ع) عاجز است
فضایل و صفات مولای متقیان علی بن ابیطالب به قدری گسترده است که بشر در بازگو کردن آن عاجز مانده است و همین سبب شده تا شهریار، همانند تمامی شعرای ایرانی و آذربایجانی از خطه سرسبز تبریز شیفته و حیران رازگشای عالم هستی شده و بسراید: نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت متحریم چه نامم، شه ملک لا فتی را
مدح محاسن حضرت علی(ع) در اشعار شهریار به کرات به چشم میخورد. او در اشعاری که در سبکهای گوناگون سروده، همواره از قدرت سحرآمیز کلام بهره جسته و از طریق مدح عصمت، علم، فضیلت، رشادت، سخاوت و معجزه امیرالمومنین با به نظم درآوردن حکایتهای مربوط به وی، کلام نغز و نصیحت آن حضرت را در عناصر شعر خود انتخاب کرده و با اقتباس نمونههای بسیاری از نظرهای درافشان، آنها را به زبان شعری درآورده است.
او با ارائه ویژگیهای حضرت علی(ع) با بهترین کیفیت در اشعارش، به مضمون اصلی کلام الهی تکیه کرده و مصادیقی از قرآن کریم آورده است. استاد شهریار در وصف سخاوت حضرت علی درباره بخشیدن انگشتری خود به فقیری چنین گفته است: برو ای گدای مسکین در خانه علی زن /که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را .. که همان تصویر این شخصیت الهی در آیه ۵۵ سوره المائده است که فرمود: ولی امر و یاور شما رسول خدا و مومنانی هستند که نماز بهپا داشته و فقیران را در حال رکوع زکات میدهند که به اتفاق نظر مفسران عامه و خاصه مراد از این آیه، حضرت علی(ع) است.