
چشمهای کودک اشک آلود است و با حالتی غمگین بر صندلی نشسته و از آنجایی که سن او از هفت سال بالاتر است دادگاه حکم داده که سرپرستی او با پدر است. اما کودک روزهایی را جست و جو میکند که شادمان با پدر و مادرش ساعت های خوشی را سپری میکرد.
این تصویری از کودکانی است که بنا به تصمیم پدر و مادر مبنی بر جدایی مجبوراند روزهای آینده را یا با پدر و یا با مادر سپری کنند، در حالی که بی شک پشت گرمی انسان برای موفقیت هم نوازشهای مادر است و هم لبخندهای پدر.
در این نکته شکی نیست که گاه انسان مجبور میشود که از شریک زندگیاش که روزگار را با اعتیاد، توهین، خیانت و حتی آزار جسمی تلخ کرده جدا شود اما مسئله مهم این جا است که درجامعه امروز برخی از زوج ها به بهانههای کاملا بیهوده راه دادگاه را در پیش میگیرند.
وقتی هوسبازی نام عدم تفاهم به خود میگیرد
متأسفانه از بین رفتن مرزهای حیاء و پاکدامنی انسانها را به سمت تنوع طلبی کشانده و همین امر موجب میشود که افراد پس از مدتی احساس کنند همسرشان جذابیتهای اول زندگی مشترک را ندارد و همین امر بهانه ای میشود برای کش و قوسهای طی کردن راه طلاق و چون نمیتوانند دلیل حقیقی طلاق را در دادگاه بیان کنند علت طلاق را عدم تفاهم عنوان میکنند.
انسانهایی هم هستند که آنقدر از ایمان و نجابت دور شدهاند که ممکن است بدون آنکه تکلیف زندگی اول خود را مشخص کنند راهی را در پیش میگیرند که در فرهنگ ما جز خیانت به همسر نام دیگری نمیتوان بر آن نهاد.
و در این شرایط نیز شریک زندگی این فرد است که نمیتواند زندگی با چنین فردی را تحمل کرده و تقاضای طلاق میدهد و باز هم این کودک است که در میان بی وفایی و بی ایمانی یکی از والدین و رنج و عذاب روحی دیگری قربانی میشود.
مسئله مهم این جا است که بیتوجهی به مرزهای نجابت و حیاء آژیر بالا رفتن آمار طلاق را به صدا درآورده است، اما انگار برخی از افراد هنوز در خواباند و احساس نمیکنند باید قدمی در این راه بردارند.
آیا برای 50 سال زندگی 5 ساعت آموزش لازم نیست
شاید عدهای عنوان کنند که این مسائل به میزان شخصیت و ایمان فرد برمیگردد و دیگران و از جمله متولیان فرهنگ نمیتوانند در این زمینه کاری انجام دهند. در حالی که دلسوزان خانواده و فرهنگ این دیار به خوبی میدانند اگر بخواهیم میتوان اقدامات مثبتی را انجام داد هر چند به ثمر نشستن آن کمی طول بکشد.
از بزرگی نقل شده است که آیا برای 50 سال زندگی 5 ساعت آموزش لازم نیست؟ این در حالی است که برخی از جوانان با کمترین آگاهی و آموزش قدم در زندگی مشترک می گذارند که ثمرش نیز همین آمارهای بالای طلاق است که توسط مسئولان اعلام میشود.
وقتی که زوجین از حقوق یکدیگر بیاطلاع اند، زمانی که در خانواده های خویش گذشت و صبوری و ارزش آن را آموزش ندیدهاند و نمیدانند که اگر همسرشان مرتکب خطا و اشتباهی شد راه درست رفتار با او چگونه است نمیتوان انتظار تشکیل خانواده های مستحکم را داشت.
بی شک با برنامه ریزیهای دقیق میتوان شرایطی را فراهم کرد کسانی که وارد زندگی مشترک میشوند قبل از آن آموزشهای حدأقلی را دیده باشد و این نکته را بدانند که قبل از آنکه راه دادگاه را پیش بگیرند برای رفع مشکل خویش به یک مشاوره مورد اعتماد مراجعه کنند.
حکیمه بهمن زاده / خراسان جنوبی