
سخن گزافه نگفتهایم اگر بیان داریم که تن اجتماع را نیز دردهایی فرا میگیرد که اگر به سرعت درمان نشود از بین بردن آن شاید به این زودیها مقدورنباشد. بر این دردها افراد نامهای مختلفی میگذارند. عدهای آن را معظل اجتماعی و برخی آسیب اجتماعی میدانند.
همانطور که نامهای متفاوتی بر آن میگذارند در راهکار و عمل نیز تئورهای مختلفی برای رفع این درد و آسیب ارائه میدهند تا شاید اندکی آن بکاهند. اما نکته مهم اینجاست که علیرغم همه تلاشهایی که توسط مسئولان، کارشناسان و صاحبنظران صورت گرفته آسیبهای اجتماعی هنوز چهره شهر را خدشهدار کرده است.
دومینویی که بنیان اجتماعی را از بین میبرد
اعتیاد، طلاق، کودکان کار و... دردهایی هستند که شاید علل و عوامل مختلفی موجب به وجود آمدن آنها شده باشند اما با برنامهریزی و تصمیم درست و از همه مهمتر دقت در اجرا تحمل رنج آن بر افراد را کاهش داد تا کمتر کودکی مجبور باشد روزهای شاد کودکیاش را فقط با پدر یا مادر زندگی کرده و یا والدینی خاموش شدن شمع زندگی فرزندشان به علت اعتیاد به مواد مخدر مشاهده کنند.
نکته اینجا است زمانی که یک آسیب اجتماعی چون اعتیاد به مواد مخدر آتش به جوانی و توانایی شخصی میاندازد، شرایطی را به وجود می آورد که شریک زندگیاش نتواند با او زندگی کند و آسیب اجتماعی دیگری به نام طلاق رخ میدهد و اگر بعد از طلاق زن مهارت و کسب کاری برای امرار معاش نداشته باشد مشکل دیگری به نام فقر ممکن است گریبان او را بگیرد.
آسیبهای اجتماعی هر چند در ظاهر متفاوت و مختلفاند اما در حقیقت شبیه یک دومینویی هستند که اتفاق افتادن هر کدام از آنان دیگری را پدید میآورد تا در نهایت بدنه اجتماع و پایهها و بنیانهای یک ملت را از بین ببرد.
پس هیچ انسان عاقلی بیتفاوت از کنار یک آسیب اجتماعی نمیگذرد چون میداند روشن کردن یک کبریت در جنگل فقط یک درخت را نمیسوزاند بلکه این بی مبالاتی در نهایت ممکن است به تخریب چند هکتار از جنگل منجر شود.
پیشگیری سهلتر و کم هزینهتر از درمان آسیبهای اجتماعی است
نکتهای که باید به آن توجه کرد این است در زمینه آسیبهای اجتماعی بیش از رفع مشکل باید به پیشگیری فکر کرد، چرا که به نظر میرسد پیشگیری از اعتیاد یک شخص راحتتر و کمهزینه از درمان اعتیاد او باشد.
اما متأسفانه گاه مشاهده میکنیم که سمتوسوی برنامهها به سمت رفع و کاهش این آسیبها میرود که هرچند لازم اما زمانبر است و در واقع وقتی به این سمت میرویم یعنی برای برای حرکت یک جاده مستقیم و راحت را رها کرده و یک مسیر پر پیچ و خم را انتخاب کردهایم.
در حوزه پیشگیری از آسیبهای اجتماعی نیز هیچ نهادی به اندازه خانواده نقش آفرین نیست و شاید یکی از عللی که موجب شده تاکنون نتوانیم در عرصه کاهش این آسیب ها موفق باشیم بیتوجهی به نقش این نهاد تأثیرگذار است.
محبت اهل خانه سرمایهای که آسیبهای اجتماعی را کاهش میدهد
خانواده بنیانی است که افراد از این منبع عظیم محبت دریافت میکنند و با این سرمایه بیبدیل است که سختیها روزگار برایشان سهل و آسان میشود. اگر در خانوادهای عشق و عاطفه چون سکه ارزان و رایگان و بیمنتی باشد نباشد شک کرد که در این خانواده آسیبی چون اعتیاد و یا فرار از خانه به طور قابل ملموسی کاهش مییابد.
اگر نوجوان از والدین خویش محبت معقول و منطقی دریافت کند آیا با گفتههای هوسانگیز فردی از جنس مخالف حاضر خواهد شد کاشانه خویش را ترک کند؟ آیا اگر همسری با جملات محبت آمیز جان شریک زندگی اش را سیراب کند آیا باز هم این خانواده به سمت سردی روابط زوجین خواهد رفت؟.
حکیمه بهمن زاده/ خراسان جنوبی