
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، زندگی امام صادق(ع) که نام شیعه و مکتب اهل بیت
(ع) با نام این امام بزرگوار پیوند خورده است پر از درس های زندگی سازی که عمل به آنان رمز سعادت دنیا و آسایش آخرت است.
در این نوشتار به گوشه کوچکی از این درسهای حیات بخش اشاره میکنیم تا بدانیم راهی که اهل بیت(ع) از شیعیان و پیروان خود میخواهند و قدم در مسیر رضای پروردگار عالمیان برداریم.
ثروت در خدمت صلح بین شیعیان
مردی با یکی از بستگان خود بر سر میراثی اختلاف داشت و کارشان به جدال کشید. مُفَضَّل از یاران امام صادق(ع) که از آنجا میگذشت، متوجه درگیری شد و آن دو را به خانه خود برد و با دادن چهارصد درهم، میان آن دو مصالحه برقرار کرد.
آنگاه به آنان گفت: بدانید پولی که برای حل اختلافتان پرداختم، از آنِ خودم نبود و از اموال امام صادق(ع) بود. آن حضرت به من فرمان داده است هر جا دو نفر از شیعیان اختلاف داشتند، با مال آن بزرگوار بین آنها صلح برقرار کنم.
آری در محضر بزرگان دین ارزش مال و ثروت به میزان تأثیرگذاری آن در اصلاح امور مؤمنان است و هر کس که از جانب خدا نعمتی به او عطاء شده است باید آن را در راهی مصرف کند که مورد رضای پروگار متعال میباشد.
رفتار با فقیر شاکر
یکی از یاران امام صادق(ع) گوید: درمنا نزد حضرت مشغول خوردن انگور بودیم که فقیری آمد و از امام درخواست کمک کرد. امام خوشهای انگور به او داد، ولی او نپذیرفت و گفت: اگر پول هست، بدهید. امام فرمود: خدا برایت برساند.
فقیر رفت و برگشت همان خوشه انگور را خواست، ولی امام فرمود: خدا برایت برساند و چیزی به او نداد. فقیر دیگری آمد و امام سه حبه انگور به او داد و فقیر گرفت و گفت: سپاس خدای را که پروردگار جهانیان است و مرا روزی داد.
امام هر دو دست را پر از انگور کرد و به او داد. فقیر گرفت و گفت: سپاس خدای را که پروردگار جهانیان است. امام از غلام خود پرسید: چه قدر پول همراه داری؟ گویا بیست درهم داشت. آنها را نیز به فقیر داد. او گفت: سپاس خدا، تو یکتایی و شریکی برای تو نیست.
امام فرمود: بمان و پیراهنی به او داد و فرمود: بپوش. سائل پیراهن را پوشید و گفت: سپاس خدای را که به من لباس داد و مرا پوشانید و به امام رو کرد و گفت: خدا به تو جزای خیر دهد. به نظر میآمد اگر این بار هم امام را دعا نمیکرد و فقط به شکر و سپاس خدا میپرداخت، حضرت باز به او عطا میکرد.
خاندانی که راضی به رضای پروردگارند
یکی از یاران امام صادق(ع) میگوید: برای عیادت از فرزند بیمار امام، به منزل ایشان رفته بودم. حضرت را جلوی منزل دیدار کردم که افسرده و محزون بود. حالِ کودک را جویا شدم، فرمود: به خدا سوگند، او رفتنی است. آن گاه داخل منزل شد و پس از مدتی بیرون آمد، درحالی که اندوهش تسکین یافته بود.
من امیدوار و خوشحال شدم و گمان کردم بیمار، بهبود یافته است و بار دیگر از حال کودک پرسیدم. فرمود: از دنیا رفت. با شگفتی گفتم: فدایت شوم هنگامی که زنده بود، غمگین و افسرده بودید و اینک که فوت کرده است، اندوهگین نیستید؟ فرمود: ما خاندانی هستیم که پیش از مصیبت اظهار نگرانی می کنیم، ولی چون قضای الهی وقوع یابد، راضی به رضای خدا و تسلیم امر او هستیم.
کوشش برای معیشت
هرگاه امام جعفرصادق(ع) در باغستان و مزرعه، بیل در دست میگرفت و مشغول کشاورزی و کارگری میشد، دوستان ایشان میگفتند: ای پسر رسول الله (ص) چرا در این موقعیت، خود را به زحمت انداخته اید؟ اجازه دهید ما کار کنیم و شما استراحت کنید. حضرت در پاسخ میفرمود: من را به حال خود واگذارید. من علاقهمندم که خداوند مرا در حالتی مشاهده کند که با دست خود زحمت میکشم و کار میکنم و جسم خود را برای به دست آوردن روزی حلال به زحمت و مشقت انداخته ام.
راهی که ورود به بهشت را آسان میکند
شخصی نزد امام جعفرصادق(ع) آمد و گفت: پدرم پیر و ضعیف شده است، به طوری که همانند بچه کوچک، باید در خدمت او باشم. حضرت فرمود: چنانچه توان داشته باشی، باید این کار را ادامه دهی. باید با کمال ملاطفت و مهربانی برایش لقمه بگیری و در دهانش بگذاری. انجام این امور، در فردای قیامت، راه ورود به بهشت را برایت آسان می گرداند.
منبع: جامع السّعادات، مرحوم محمد مهدی نراقی