کد خبر: 3385963
تاریخ انتشار : ۲۴ مهر ۱۳۹۴ - ۱۲:۵۰
عاشقانه‎ای برای کوچکترین شهید کربلا؛

«شش ماه» برایش کافی بود تا کربلایی شود!

گروه اجتماعی: امروز سراسر کشور زیباترین عاشقانه ها برای کوچکترین شهید کربلا سروده شد، شهیدی که «شش ماه» برایش کافی بود تا کربلایی شود.

به گزارش خبرگزاری المللی قرآن(ایکنا) از گیلان، فرا رسیدن ایام محرم بهانه ای می شود تا هر کسی به فراخور حال خویش و دلدادگی خود در تجلیل از شهیدان دشت کربلا قدمی بردارد یا قلمی بزند؛ یکی با راه انداختن دسته  های حسینی و کاروان‏ های عزاداری، دیگری با سیاه پوشی خیابان ‏ها ، نوجوانان با برپا کردن خیمه ها در کوچه ها، بچه دبستانی ها با برگزاری مراسم زیارت عاشورا و حتی مادران با آوردن بچه‏ های شیرخوارشان در قالب مراسم شیرخوارگان حسینی.

ماهیت این حرکت واقع‌گویی حادثه عاشوراست، آن هم با نقطه عطف و محوریت شهادت حضرت علی اصغر(ع)؛ در این مراسم قصه یک اتفاق بزرگ که بیش 1000 سال پیش اتفاق افتاده است برای مردم با حضور مادران و نوزادان با زبان احساس و عاطفه بازگو شد.

امروز سراسر کشور زیباترین عاشقانه ها برای کوچکترین شهید کربلا سروده شد، شهیدی که «شش ماه» برایش کافی بود تا کربلایی شود.مادران با حضور در این مراسم نوزادان‌شان را با لباس سبز به عنوان نماد پرچم علوی و با پیشانی‌بند یا صاحب‌الزمان(عج) نذر قیام مهدی موعود کردند تا فرزندان خود را با فرهنگ مهدوی بزرگ ‌کنند.

امروز جای جای کشورمان عزادار لاله های سپیدی بود که جگرگوشه هایشان را رو به آسمان گرفتند و با خدای بزرگ عهد و پیمان بستند تا فرزندانشان را حسینی و زینبی باربیاورند تا علمداری باشند برای قیام سبز صاحب الزمان(عج).

امروز جای جای کشورمان تداعی گر قیام سرخ علی اصغر بود، لحظه ای که تاریخ، در آستانه قبامی خونین گلگون شد، وقتی کوچکترین شهید کربلا آسمانی شد، آری! «شش ماه» برایش کافی بود تا کربلایی شود و ثارالله بماند!

امروز حاجتمندان بسیاری دستان نیازمند خود را به دستان کوچک ترین باب الحوایج عالم گره زدند، تا شافع آنان باشد و حاجاتشان را از خداوند منان طلب کند، امروز نگاه منتظر زنان بسیاری خیره به گهواره سبزی بود که دوشادوش حاضران در محفل می چرخید و امیدوارانه نذر می کردند تا سال بعد نوزاد کوچک خود را وقف امام حسین و عاشورا کنند، امروز جای جای این کشور، چشمان بسیاری بارانی شدند برای گلویی تشنه و غنچه ای نشکفته که ناجوانمردانه پرپر شد.

لالا... لالا ... گل پرپر... لالا... لالا... علی اصغر...

با قلب کوچکت به تقدیر آسمانی خویش دل سپردی، یک گام «شش ماهه» برداشتی تا به «ملکوت» رسیدی، «علی اصغر» بودی، اما دلت بزرگ بود وقتی که قنداقه سفیدت کفن غرق به خون و لباس احرامت شد.

تهیه و تنظیم نرگس حقیقی فر

captcha