
به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، انسانها در برابر حق و دین همواره یکسان نیستند. برخی از آنها هنوز به درستی دین نرسیدهاند و شرایط اجتماعی و محیط زندگی مانع دسترسی آنان به حقیقت شده است.
برخی دیگر اما دین را درک کردهاند و از درستی و حقیقت آن آگاهی دارند، اما چون شیطان که علیرغم دانستن حقیقت لجاجت کرد و از سجده بر آدم پرهیز کرد، آنان نیز عَلَم لجاجت و مخالفت با دین را برمیدارند.
بیشک در محضر پروردگار وضعیت انسانی که با اسلام آشنایی ندارد با کسی که درستی دین را میداند اما سر تعظیم در برابر حقیقت هستی فرود نمی آورد متفاوت است. لجاجت مسیری است که از تکبر و دنیاطلبی آغاز شده اما به کفر ختم میشود.
اما به راستی چه دلایلی موجب میشود برخی از افراد علیرغم درک دین با آن لجاجت کرده و نپذیرند.
آسیب لجاجت در برابر دین قبل از هرکسی به خود انسان میرسد
حجتالاسلام محمدرضا خوشخو، مدرس حوزه و مدیر بنیاد مهدویت خراسان جنوبی در اینباره به خبرنگار ایکنا گفت: لجاجت در هر مسئلهای به ویژه در حوزه دین قبل از هر کسی به خود انسان آسیب میزند.
وی اظهار کرد: گاه مشاهده شده برخی افراد سطحینگر میگویند من فلان حاجت یا خواسته را از خداوند داشتهام اما به من عطا نکرده است و بعد هم از روی لجبازی نماز را ترک میکنند، به راستی در اینجا چه کسی آسیب میبیند؟ جز خود شخص که به عنوان یک انسان نیاز به گفتوگو با معبود خویش دارد.
مدیر بنیاد مهدویت خراسان جنوبی بیان کرد: یکی دیگر از علتهایی که موجب میشود انسانها علیرغم درک حقیقت باورهای دین با آن لجاجت کنند شانه خالی کردن از زیر بار مسئولیت است چرا که وقتی کسی دین را میپذیرد باید یک سری از تعهدات را در قبال خود و جامعهاش بپذیرد.
خوشخو ادامه داد: از دیگر دلایلی که زمینه لجاجت در برخورد با دین را به وجود میآورد برخوردهای گاه نامناسب افراد باورمند به دین و تبیین نادرست حقایق است که باعث میشود افراد به سمتی بروند که علیرغم دریافت دین از پذیرش آن خودداری کنند.
زیادهروی در سرزنش و ملامت زمینهساز لجاجت است
وی گفت: امام علی(ع) در حدیثی میفرمایند: از زیادهروی در ملامت و سرزنش کردن بپرهیز زیرا شعلههای لجاجت را در انسان زیاد میکند. این جمله امام علی(ع) نشان میدهد که چگونه برخی از رفتارهای نادرست ممکن است زمینه لجاجت را به وجود آورد.
مدیر بنیاد مهدویت خراسان جنوبی اظهار کرد: لجاجت موجب به وجود آمدن اختلافات و کینهها میشود، چه بسیاری خانوادههایی که از هم پاشیده شد و وقتی علت آن توسط کارشناسان بررسی شد، دریافتند عامل فقط لجاجت زن و شوهر در موضوعات ساده بوده است.
حجتالاسلام محسن مؤمنیمقدم، معاون فرهنگی ادارهکل اوقاف خراسان جنوبی در این باره گفت: در طول تاریخ افرادی بودهاند که درستی دین را درک کردهاند اما از پذیرش آن خودداری نمودند که قرآن کریم نیز به موارد اشاره نموده است.
تکبر؛ عامل لجاجت در برخورد با حقایق دین
وی اظهار کرد: وقتی که انسان اتفاقات تاریخی را از نظر میگذراند، درمییابد که یکی از علل لجاجت در برخورد با حقایق دین تکبر است، فرد قبلا سخنی گفته و درمییابد که دین حق است اما تکبر او مانع میشود که بپذیرد، در نتیجه در برابر دین لجاجت میکند.
معاون فرهنگی ادارهکل اوقاف خراسان جنوبی بیان کرد: حسادت نیز چون تکبر از دیگر علل لجاجت در دین است، افرادی بودهاند در طول تاریخ که حقیقت دین را درک کردند اما به سبب رذائلی چون حسادت به مؤمنان و... از پذیرش آن سر باز زدند.
مؤمنی ادامه داد: اعتقاد ضعیف، نبود علم و آگاهی و بسیاری از موارد دیگر نیز در لجاجت برخی از افراد در پذیرش دین تأثیر دارد، و زمینهای را فراهم میکند که افراد علیرغم اینکه میدانند اعتقاد دینی بر حق است اما نمیپذیرند.
نوع پافشاری برحق به گونهای باشد که موجب لجاجت فرد مقابل نشود
وی یادآور شد: دین باوران نیز باید مواظب چگونگی بیان و رفتار خود باشند، و نوع پافشاری بر حق به گونهای باشد که موجب لجاجت فرد مقابل نشود و راهی بگذاریم که اگر فرد حق را فهمید در برابر آن سر تعظیم فرود آورد.
حجتالاسلام احمد نجمیپور، امامجمعه سرایان در اینباره گفت: متأسفانه برخی از افراد بدون تفکر درباره فرجام کارشان از سر کینه و حسادت با دین حق لجاجت میکنند و با وجود اینکه حقانیت آن را میدانند، نمیپذیرند.
وی اظهار کرد: علت آن را باید در برخی از رذایل اخلاقی چون تکبر و عدم تواضع در برابر خدا دانست و گناهان انباشته شده دل را سیاه و تاریک کرده و موجب میشود افراد از پذیرش حقایق دینی سر باز بزنند.
دنیا طلبی علت مهم لجاجت در برابر دین
امامجمعه سرایان بیان کرد: یکی از علتهای مهم لجاجت در برابر دین دنیاطلبی است، افراد وابسته به دنیا و وابسته به مادیات نمیتوانند از این مسائل دل بکنند و لذا در برابر دین که مخالف با مادیگرایی است لجاجت میکنند.
وی یادآور شد: متأسفانه امروز افراد تعریف درست رذائل و فضائل اخلاقی را نمیدانند و به همین علت فرق بین عزت نفش و تکبر، حسرت و غبطه، هدیه و رشوه، استقلال رأی و استبدال رأی، حیاء و کمر رویی، قدردانی و چاپلوسی، غیرت و سوءظن را نمیدانند.