محسن رخصتطلب از راویان اصلی دوران دفاع مقدس در گفتوگو با خ
برگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) با بیان اینکه راویان سربلند از معرکه حفظ اسرار جنگ تحمیلی بیرون آمدند، عنوان کرد: در غوغای جنگ ایران و عراق، از عمق نقطه درگیری تا ستاد فرماندهی کل، جوانانی همراه فرماندهان جنگ دیده میشدند که بیصدا در حال ثبت و ضبط وقایع بودند. جوانانی کم حرف و اهل قلم که آنها را راوی مینامیدند. دقت نظر این جوانان در ثبت و ضبط وقایع به ذائقه بعضی خوش نمیآمد، از این رو ایشان را به چشم مهمانان ناخوانده ستادها و قرارگاههای فرماندهی میدیدند و بیمحلی بعضیها، گاهی به تندی میکشید و دل میسوزاند. راویان، با صبر و سکوت ناملایمات را در سینه دفن میکردند و بعضی از آنان در خلوتهای خود، بغض فروخورده خود را با اشک میشستند.
رخصتطلب افزود: عمق سکوت راویان آن قدر به درازا کشید که نه فقط از دانستههای مهم و محرمانه خود سخن نمیگفتند، بلکه از خودشان هم حرفی نمیزدند.
این راوی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس صداقت را ویژگی اصلی راویان جنگ تحمیلی عنوان کرد و گفت: ایشان به سکوت عادت کرده و خود را فراموش کرده بودند. اشک و لبخند، صبر و خون دل و تفکر و شهادت راویان در پایان جنگ، صداقت ایشان را بر همگان اثبات کرد.
وی با تاکید بر اینکه راویان سربلند از معرکه حفظ اسرار جنگ بیرون آمدند، افزود: فرماندهای بزرگ میگفت که از همهجا خبر به بیرون درز کرد، ولی از راویان هرگز.
رخصتطلب با بیان اینکه دیگر زمان شنیدن حرفهای مگوی راویان دفاع مقدس فرارسیده است، گفت: جنگ به پایان رسید و فصل گفتن خاطرات و از خود گفتنها بود. دیگر گفتند و کتاب نوشتند، فتند و فیلم ساختند، ولی سکوت راویان، پس از جنگ نیز ادامه یافت و امید است که اکنون پس از گذشت سالها از پایان جنگ وقت شنیدن حرفهای مگوی راویان فرارسیده باشد.
عملیات فتح المبین نقطه آغاز فعالیت گسترده راویان جنگ بود
این راوی دفاع مقدس با بیان اینکه کار روایتگری جنگ به شکلی گسترده از عملیات فتح المبین شروع شد، توضیح داد: حدود چهل نفر راوی رفتیم به منطقه و بین یگانها تقسیم شدیم و کار ثبت و ضبط وقایع حوادث جنگ را به صورت رسمی و سازمان یافته آغاز کردیم. ما در طول جنگ 198 راوی داشتیم که از این تعداد آنهایی که راوی اصلی بودند و ماندگاری بیشتری داشتند و استقامت کردند، شاید حدود 40 نفر باشند. این چهل نفر افرادی بودند که هر وقت میگفتیم میآمدند و با ایشان ارتباط فراوانی داشتیم.
وی درباره شیوه انتخاب و آموزش راویان گفت: ویژگیهایی که ما برای به کار گیری افراد برای راویگری در ذهن داشتیم، این بود که حتما اهل جنگ باشند، یعنی روحیه رزمندگی داشته باشند و دوم اینکه تا حدودی دست به قلم و اهل مطالعه باشند. این دو ویزگی برای ما اصل بود.
رخصتطلب به حساسیتهای فرماندهان نسبت به حضور راویان در یگانها و عملیاتها اشاره کرد و افزود: بعضی از مسئولان و فرماندهان حساسیتهایی داشتند. بعضی از آنها که دوست نداشتند حرفهایشان ضبط بشود به راویان آموزش داده میشد که اگر ضبط کردن منجر به بیرون رفتن از جلسه میشود، ضبط نکنند و حتی المقدور بنشینند و بعد از جلسه، مطلب را بنویسند. مثلا یک بار آقای محسن رضایی و شهید صیاد شیرازی میخواستند یک سری مباحثی را که بین سپاه و ارتش اختلاف برانگیز بود، مطرح کنند. من هم راوی جلسه بودم. شهید صیاد نگاهی به ضبط من کرد و بعد نیم نگاهی به من انداخت و بعد به آقای رضایی گفت: «این جلسه ضبط بشود؟» آقای رضایی رو به من کرد و گفت: «نه ضبط نشود».
این راوی دفاع مقدس توضیح داد: توجیه راویان را چند نفر از راویان قدیمی انجام میدادند که هر کدام آنها از دیدگاه و با توجه به تجربیات شخصی خودشان این موضوعات را آموزش میدادند. موارد آموزشی در خصوص چگونگی ضبط، شرح وظایف راوی، گزارش نویسی عملیات و ... نکاتی بود که باید راوی در حین عملیات به آنها توجه میکرد.
وی در بیان مشکلات راویان دفاع مقدس گفت: فشار روی راوی خیلی زیاد بود. مثلا در قرارگاه مرکزی یا در یگانها هر فرمانده یک جانشین داشت که گاهی اوقات جلسهها و نشستهایشان پنج یا هفت ساعت تا ده ساعت طول میکشید و تا به نتیجه نمیرسیدند جلسه را رها نمیکردند.
رخصتطلب ادامه داد: گاهی اوقات به نتیجه میرسیدند که بحث به شکل دیگری در جلسهای دیگر ادامه پیدا کند که البته این هم خودش یک نتیجه بود. بعضی وقتها این جلسات از نماز مغرب و عشا شروع میشد و تا نماز صبح ادامه پیدا میکرد. در این میان بعضی از فرماندهان یگانها میرفتند، نیم ساعت استراحت میکردند و میآمدند و جانشینشان جلسه را ادامه میداد. فرمانده و جانشین، با هم جایشان را عوض میکردند و این طوری جلسه قطعی میشد. هرکس که عضو جلسه بود، حداقل یک ساعت فرصت تنفس و استراحت پیدا میکرد ولی راوی اگر تنها بود اینجا کم میآورد و صدمه میدید چون جلسه را نمیتوانست ترک کند. مثلا در شبهای عملیات، فرمانده یگان تا ساعت سه بعد از نیمه شب، عملیات را هدایت میکرد.
وی تصریح کرد: نکتهای که در خصوص راویان خیلی تاکید میشد این بود که وقتی شروع به روایت گری میکنید، باید خودتان را از آن یگان و از صحنه دور کنید و مسائل را از بالا ببینید. ما به آنان میگفتیم که شما در حین روایتگری نه عضو آن یگان و نه نانخور آن یگان نه سپاهی و نه ارتشی هستید، اصلا رزمنده هم نیستید بلکه راوی یک تاریخ هستید. باید کاملا بینظر و بیطرف بتوانید قضاوت کنید. باید خوب ببینید تا خوب بنویسید. اگر یک ذره گرایش به موضوعات خاص پیدا کردید یک ذره تعصب به خرج دادید، نوشته و قلم شما خراب میشود. این موضوع را بسیار تاکید میکردیم و الان هم همچنان این موضوع را تذکر میدهیم و به دوستان میگوییم که شما پژوهشگر و نویسنده هستید، باید حوادث را از موضعی بیطرف ببینید. موضوعات را صنفی، سپاهی و ارتشی نبینید. در جبهه یک اتفاق در طرف ما میافتاد، یک اتفاق در جبهه دشمن ما قرار است آن واقعیت را بنویسیم؛ چه از دشمن چه از خودمان. میان خودمان هم چه ارتشی چه سپاهی و چه دیگران آنچه اتفاق افتاده است و میافتد مهم است.