کد خبر: 3461286
تاریخ انتشار : ۲۶ آذر ۱۳۹۴ - ۱۲:۵۳

«نفس گرم» کاری ضعیف در پرونده عسگرپور

گروه هنر: سریال «نفس گرم» به لحاظ ساختار و داستان، اثری ضعیف در کارنامه محمد مهدی عسگرپور است.


24 آذرماه آخرین قسمت «نفس گرم» از شبکه یک سیما پخش شد. کاری که بر خلاف انتظارها نتوانست در جذب مخاطب موفق باشد. عدم استقبال از این سریال از همان قسمت‌های آغازین شروع شد و تا انتها نیز ادامه پیدا کرد. دلیل این عدم موفقیت نیز در چند عامل خلاصه می‌شود که به طور مختصر به آنها اشاره‌ای می‌کنیم. بحث اول به فیلمنامه این کار بر می‌گردد که داستانی «رو» و کلیشه‌ای دارد و تماشاگر از همان قسمت اول می‌تواند بسیاری از بخش‌های فیلم را حدس بزند. برای نمونه وقتی در قسمت‌های ابتدای آن صفا و آرامش در خانواده قهرمان سریال به شکل غلو شده نشان داده می‌شود، تماشاگر می‌فهمد باید در انتظار اتفاقات عجیبی باشد.

ضعف دیگر فیلمنامه به نقطه‌های نامعلوم کار بر می‌گردد که به روی کیفیت سریال تاثیر مستقیم گذاشته است. همین مسئله سبب می‌شود که برخی سوالات تماشاگران بدون پاسخ ماند. برای نمونه در طول داستان مشخص نمی‌شود که چرا حاج مرتضی (محمود پاک نیت) تصمیم می‌گیرد ازدواج مجدد کند، آنهم در شرایطی که زندگی خوبی دارد. درباره چرایی این اتفاق پاسخ درستی داده نمی‌شود، البته پرسش‌های دیگری هم وجود دارد که در «نفس گرم» بدون جواب می‌ماند. مطلب دیگر که به فیلمنامه این کار مربوط می‌شود پایان بندی قابل پیش بینی سریال است که بسیار رو و سطحی است، درصورتیکه از فیلمسازی چون محمد مهدی عسگرپور توقع می‌رفت پیچش بیشتری در سناریو کارش داشته باشد.

بازی‌های نچسب در «نفس گرم»

درباره بازی‌های این فیلم هم نمی‌توان آنچنان نقطه درخشانی مشاهده کرد. برای درک بهتر سریال «شهرزاد» ساحته حسن فتحی را مثال می‌زنم. در این کار بازی‌هایی که ارائه می‌شود به شکلی محسوس، خیره کننده است، اما در این سریال بازی‌ها به شدت تخت و کسل‌کننده و در جاهایی نیز غیر ملموس. به ویژه مرجانه گلچنین که تا پایان حضورش در این نقش (زن روحانی) قابل باور نیست، البته کارگردان می‌خواسته به تقلید از «پرده نشین» بازیگری طنز را در نقش جدی بیازماید، اما به هر دلیلی که بود این امر در «نفس گرم» محقق نشد.

درباره استقبالی که از سریال به عمل آمده هم باید گفت که برخورد خوبی از این کار در مطبوعات به عمل نیامده است و عموم مردم همه نگاهی بی تفاوت به کار داشته‌اند، حتی کسانی که  کار را دیده‌اند از سر بی میلی بیننده آن بوده‌اند، زیرا برنامه جایگزینی نداشتند تا وقت خود را پر کنند، درصورتیکه برخی کارها نظیر «پرده نشین» توانستند موج خوبی در بین مردم و منتقدان ایجاد کنند. دلیل این اتفاق نیز به عقیده من به توانایی کارگردان بر نمی‌گردد، چون انصافا عسگرپور فیلمساز خوبی است، اما سفارش در این کار بر خواست کارگردان حاکم بوده و چنین نتیجه‌ای را حاصل کرده است.

شخصیت‌های شعاری آفت سریال‌های دینی

ضعف دیگری که در این  قبیل کارها وجود دارد و سبب می‌شود که عمده تولیدات شکلی شعارگونه به خود گیرد وجود برخی محدودیت‌ها در شخصیت‌پردازی، کارکترهای فیلم است. در عمده کارهای دینی سیما، آدم‌های مثبت به ذاته خوب هستند و نقش‌های منفی هم به ذاته سیاه. همین مسئله نیز باعث می‌شود کار برای تماشاگر آن لذت لازم را نداشته باشد. با این توضیح توصیه می‌شود که سیما گروهی فیلمنامه‌نویس را مشخص کند که در دایره قانون و شرع داستان‌های خلق کند که در آن نواندیشی و جذابیت شرط اصلی باشد؛ اتفاقی که اگر رخ دهد پیامدهای خوبی را در تلویزیون رقم خواهد زد.

مطلب پایانی به این امر بر می‌گردد که برای ساخت یک سریال خوب دینی حتما احتیاجی نیست که ما از داستان‌هایی که ظاهر دینی دارند استفاده کنیم، بلکه می‌توانیم به واسطه یک قصه خوب، اتفاقی را رقم زنیم که باعث خلق تصاویر جذاب در یک کار نمایشی شوند، همانند اتفاقی که در «شهرزاد» افتاده و ما می‌بینیم که تقریبا تمام مخاطبان عام و خاص از آن رضایت کامل دارند.
captcha