اما یک چیز را خوب میدانیم و آن اینکه همه آنانی که نمیتوانند سعادت، خوشبختی و ایمان مردم این دیار را ببینند دست به دست هم دادهاند و با یک برنامهریزی منسجم میخواهند خاکریزی های اعتقادی ما را یکی پس از دیگری از بین ببرند و اتفاقا در این زمینه بسیار هم جدی هستند.
و از این رو همه میخواهند در مقابله با این هجوم نرم کاری کنند. کسی قلم به دست میگیرید، دیگری در دوربینش را بر دوش میگیرد، شخص دیگر مستند میسازد و آن دیگری هم در حوزه فضای مجازی فعال است.
اما انگار کارمان با سرعت پیش نمیرود. به نظر میرسد گوشهای از کار میلنگد، به راستی علت چیست و چرا علیرغم همه دغدغههایی که در زمینه فرهنگ داریم باز هم رفع مشکلات فرهنگی با کندی پیش میرود؟ چه کسی مقصر است، مسئولان؟ مردم؟ یا کارشناسان و خواص جامعه.
بیشک این مهم علل مختلفی دارد . اما در این یادداشت به یک علل میخواهم اشاره کنم و آن این است که متأسفانه گاه در حوزه فرهنگی جبهه مؤمن پشت هم و تکیه گاه هم نیستند و در حقیقت نمیتوانند به خاطر منافع مشترک از اختلافاتشان چشم پوشی کنند.
به عنوان مثال کسی اثری در حوزه انقلاب، دفاع مقدس،استکبار ستیزی و سایر ارزشهای مورد وفاق جامعه تولید میکند و در کنار نقاط مثبتش دارای ایرادات و اشکالاتی است. متأسفانه گاه به خاطر این ایرادات و اشکالات آنقدر او را مورد نقدهای گاه بی رحمانه قرار میدهیم که فرد خسته و دل آزرده از کار فرهنگی میشود.
درست است که انتقاد حق هر فردی است و نمیتوان به بهانه اینکه این کتاب، تئاتر، فیلم و یا هر اثر فرهنگی و هنری دیگر به نام انقلاب و عقاید دینی تولید شده آن را از نقد مصون دانست ولی به نظر میرسد که در این جا شکل و شیوه نقد بسیار حائز اهمیت است.
نباید به گونهای با افرادی که هنوز سنگر کار فرهنگی را خالی نکرده اند رفتار کنیم که مصداق این سخن امام علی(ع) شویم که دشمنان در باطلشان متفقند و ما در حق خویش متفرق. آیا به جز سخنان تند و در بسیاری موارد غیر منصفانه شیوه دیگری برای بیان نقد وجود ندارد؟
همه کسانی که کار فرهنگی و رسانهای کرده اند سختیهای فعالیت در این حوزه را میدانند و به درستی میفهمند که اگر در کنار انتقادات یک خسته نباشید نباشد، چه میشود؟ آیا انگیزه ای برای ادامه فعالیت باقی می ماند؟
به نظر میرسد باید هوشیارانه تر در این وادی عمل کرد. خدا نکند رفتارمان طوری باشد که قلم به دست مؤمن را نا امید و دوربین به دست متعهد را خسته کنیم و آن دغدغه مند نسبت به مسائل اجتماع را منزوی کنیم.
ما نیازمند، اتحاد، همدلی و وحدت قلبی و زبانی هستیم و جز پایبندی به این مؤلفهها راه دیگری برای پیشرفت و سعادت میهنمان وجود ندارد. یادمان باشد که بعد هر نقد باید یک لبخند هم وجود داشته باشد.
حکیمه بهمن زاده/ خراسان جنوبی