به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا)، مهر نوشت: دهمین جشنواره بینالمللی شعر فجر امروز شنبه و همزمان با نیمروز اولین روز از اسفندماه ۹۴ به کار خود پایان میدهد. جشنوارهای که امسال نیز همانند دروه گذشته در سکوت و بدون هر حاشیهای به کار خود پایان داده است. البته این دوری از حاشیه نه در ذات جشنواره و خواست فعالان در حوزه شعر که بیشتر خواست برگزارکنندگان این جشنواره بود.
آنچه در ادامه از نگاه شما میگذرد گفتگویی صریح با دبیر هنری این جشنواره است. این گفتگو قرار بود به صورت نشستی با حضور دبیر اجرایی جشنواره برگزار شود که به دلیل کسالت شدید وی در هفته گذشته میسر نشد.
اسماعیل امینی در این نشست به گونهای سوالات را پاسخ داده است که میتوان از دل آن مانیفست برگزاری جشنواره شعر فجر در دولت فعلی را دریافت.
۱۰ دوره از برگزاری جشنواره شعر فجر میگذرد. جدای از دو دوره دبیری، شما در تمام دورههای برگزاری در مقام یک شاعر با آن مواجهه داشتهاید. امروز در مواجهه با اسم این جشنواره چه چیزی به ذهن شما خطور میکند. یک حرکت فرهنگی نیازمند نگهداری و مواظبت یا یک جشنواره فرهنگی ملی؟
این که ما باید جشنوارهای ملی برای شعر داشته باشیم به نظرم امری تردیدناپذیر است. ما در طول سال جشنواره صنفی و موضوعی برای شعر زیاد داریم اما ملی و فراگیر فقط همین است. تردیدی نیست که باید جشنوارهای ملی و فراگیر در حوزه شعر داشته باشیم که همه طیفهای فکری و سلایق را در شعر در خود ببیند. اما اینکه متولی آن چه کسی باشد، جای صحبت است.
اینکه چنین حرکتی را دولت ساماندهی کند یا اتحادیههای صنفی در حوزه شعر جای بحث دارد و البته ما به هر شکل اتحادیههای صنفی در حوزه ادبیات در ایران نداریم و امکانات بخش خصوصی ما به شکلی نیست که بتواند چنین جشنوارهای را برگزار کند.
* واقعا باور شما این است که بخش خصوصی ما نمیتواند یک جشنواره ملی شعر برگزار کند؟
نه. نمیتواند. نه توان اداری و مالی آن را دارد و نه از حیث دوستی و فکری میشود. جشنواره که هیچ، بخش خصوصی ما از نظر دوستی حتی توان دورهم جمع شدن و برگزاری یک جلسه شعر با حضور همه قشرها را هم ندارد.
* پس لاجرم دولت باید چنین جشنوارهای برگزار کند؟
نمیگویم لاجرم. ان شاالله به جایی برسیم که همدلی و انگیزهای برای برگزاری این رویداد در بخش خصوصی ایجاد شود. چیزی مثل اتحادیه نویسندگان و شاعران شکل دهیم و متولی برگزاری این رویدادش کنیم.
* فکر میکنید چرا چنین اتحادیهای وجود ندارد؟
شاید به خاطر این است که پولی در این کار نیست. شعر با خودش پول ندارد اما در سینما و موسیقی چون پول هست انگیزه فعالیت صنفی هم ایجاد میشود. شعر در کشور ما قادر به فعالیت اقتصادی نیست. این ما را به این گزاره نه چندان خوب اما ناگزیر میرساند که حرکت ملی در شعر را باید فعلا دولت سامان بدهد.
* پس پیشوند دولتی بودن بر جشنواره شعر فجر هم ناگزیر خواهد بود؟
این که ایرادی ندارد. مگر دانشگاههای ما دولتی نیستند؟ این دولتی بودن به معنای نازل بودن سطح آنها نسبت به بخش خصوصی است؟
* مساله این است که دولت جشنواره فیلم، تئاتر و موسیقی فجر هم برگزار میکند اما هیچ وقت فعالان این بخش نمیگویند جشنواره دولتی بود. اما در بخش ادبیات چه در جایزه جلال و چه در جایزه شعر فجر متولی گری دولت شکل دیگری تعبیر میشود و معمولا هم فعالان این بخش دوست ندارند با جشنوارههای دولتی داوری شوند. شما فکر میکنید چرا در ادبیات این داوری نشدن به وسلیه دولت اینقدر مهم است؟
من اگر جواب شما را بدهم خیلیها بدشان میآید. ولی بگذارید خاطرهای بگویم. یکبار یکی از مسئولان دولتی در ماه مبارک رمضان ما را به افطار دعوت کرد. محلش در خانه هنرمندان ایران بود. در مهمانی نشسته بودیم که دیدم همین آقایانی که میگویند دولتی بودن بد است و دولت نباید ما را داوری کند یکی یکی میآیند و در صندلی کنار آن مسئول مینشینند. چیزهایی مینویسند و میدهند و چیزی هم میگیرند. انگار کنید که مطب پزشک باشد!
از مشاور آن مقام مسئول پرسیدم داستان چیست؟ گفت میآیند تقاضای وام و زمین و ساختمان و... دارند. میدانید این یعنی چه؟ یعنی من غیردولتیام اما اگر به من زمین و مسکن دولتی بدهند میگیرم. من اپوزسیونم اما وام کلان دولتی را میگیرم، سفر خارجی یواشکی را هم میروم. این ادا و نمایش باید روزی به هم بخورد.
اینکه من در ظاهر پزم را حفظ کنم و داد بزنم با دولت کار نمیکنم اما اگر زمین و خانه و... و یا سفر ایتالیا و فرانسه باشد میروم. حالا بگو بیا برو سفر به مناطق محروم، نمیرود. این را به صراحت میگویم در هیچ کجای دنیا جریان روشنفکری اینقدر مثل ایران زیرکانه و دلالمنشانه کار نمیکند. البته من همه را یکی نمیکنم. در جریان روشنفکری افراد بسیار روشن و شرافتمند نیز هستند اما اهل این اداها نیز در آنها هستند که با شرافت زندگی نمیکنند.
* این خاصیت ادبیات است که چنین قشری خلق کرده؟
نه. این تنها در ادبیات نیست. در سایر رشتههای دیگر هم هست. البته جشن هنری مثل سینما طوری است که باید بیشتر در چشم و رسانه باشد اما جنس هنر ادبیات اینطور نیست. در شعر و نویسندگی خیلی سلبریتی نداریم و بیشتر اثر مطرح میشود. این طبیعت کار است اما در سینما و موسیقی ما با یک صنعت هنر روبروییم که باید سرمایهگذاری کرد و به دنبال سود در آن بود.
* سوال اصلی من گم شد جناب امینی. چطور به فعالان ادبیات بگوییم که با وجود برگزاری این جشنواره از سوی دولت، باور کنید که هیچ نفع و نگاه دولتی در انتخاب برگزیدگان این رویداد وجود ندارد و دولت هیچ نفعی برای خودش از آن متصور نیست.
بار دیگر تاکید میکنم اینکه دولت برگزاری جشنواره شعر فجر را بر عهده دارد مانع از این نیست که نهاد دیگری جشنواره مشابهی برگزار کند. اگر آن نهاد میتواند اعتمادی را جلب کند که جایزهای ملی بدهد و همه را هم ببیند، مانعی نیست. ما جایزه سینمایی برلین را داریم که مبلغ نقدی اش یک چک نمادین یک دلاری است اما همه دوست دارند آن را به دست بیاورند. اگر بخش خصوصی شعر میتواند اینکار را بکند و این اعتبار را کسب کند، خیلی هم خوب است.
اما صحبت از اعتمادکردید. با لفظ که نمیشود اعتماد را جلب کرد. برخی از اهالی سیاست در لفظ میگویند نوکر مردمیم اما در عمل نیستند. ما هم در عمل باید این را ثابت کنیم و نشان دهیم غیر ادبیات غرض دیگری نداریم.
من در این دو دوره سعی کردم نشان دهم جز ادبیات دنبال چیز دیگری در جشنواره شعر فجر نیستم و به نظرم تا حدی هم موفق شدهام. هر کسی را برای سفر و داوری و محافل دعوت کردیم، با روی باز پذیرفت تا جایی که همه دبیران دورههای قبل جشنواره را سوار بر یک ون قراضه کردیم و بردیم به شهر قم برای محفل افتتاحیه. استادانی که برخی از آنها حتی از منزل بیرون نمیآیند را برای عضویت در هیات علمی جشنواره آوردیم. به نظرم اگر این روند حفظ شود آن اعتماد که میگویید صد درصد جلب میشود. کما اینکه امسال نیز بعد از اعلام کاندیداها نشنیدم که کسی بگوید من نمیخواهم داوری شوم و از این حرفها...
* به جز یک نفر؛ آقای حسین جنتی.
ایشان کاندیدا نبودند. کتابشان در همان مرحله اول حذف شده بود.
* پس چرا در رسانهها جنجال کرد؟
بگذریم.
* آقای امینی بخواهیم یا نخواهیم در رویکرد و نگاه دولت به جشنوارههای ادبی در دو سه سال اخیر شاهد تغییر زیادی بودهایم. به طور مشخص و درباره جشنواره تحت مسئولیت شما با نگاهی به اسامی نامزدها، معلوم است وزن حضور آثار شاعران انقلاب اسلامی و آثاری که مشخصا در زیرگروه شعر انقلاب و دفاع مقدس قرار میگیرند، بسیار کم شدهاست. این کمی را باید به ضعف آثار منتشر شده در این زمینه طی سال ۹۳ نسبت داد و یا اینکه چون قرار است همه طیفها دیده شوند لاجرم باید برخی را کمتر دید یا اصلا ندید تا برخی خیالشان راحت شود که بله این جریان غیردولتی است!
جلسات داوری امسال ما بدون حضور هیچ کسی جز خود داوران ما برگزار شده است. حتی خود من هم در آن حضور نداشتم. من از آنها خواهش کردم که خیال کنید کتاب جلد ندارد و فارغ از نام شاعر و ناشر آن را داوری کنید. خواهش کردم فقط شعر را داوری کنند. داوران به این گزینهها رسیدند و انتخابشان فارغ از طیف بندی و ایجاد تعادل و توازن بوده است. به همین خاطر در بخش کودک و نوجوان تنها از دو ناشر کتاب انتخاب شدهاست. داوران به من گفتند که این شکل انتخاب شاید مشکل درست کند اما وقتی کتابها خوب بوده باید بالا بیایند. حتی اگر همه از یک ناشر هم باشند ایرادی ندارد.
بخش دیگر هم این است که برخی فکر میکنند وقتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جایزه برگزار میکند باید چیزی را برگزیند که مورد پسند ارشاد اسلامی باشد.
* منظورتان این است که جایزه وزارت ارشاد الزاما نباید مقوم جریان ادبیات انقلاب باشد؟
جایزه باید در چهارچوب قانون برگزار شود. همه کتابهایی که طبق قانون جمهوری اسلامی مجوز انتشار دارد لابد در چهارچوب فرهنگ انقلاب هم هست. کمرنگ تر و پررنگ تر بودنش یک ماجرای دیگر است. وقتی میخواهی سوار هواپیما شوی که نمیشود گفت هر که مخالف فرهنگ ایران و نظام است سوار نشود چون هواپیما برای دولت است. هواپیما امکانی است که دولت میدهد برای کل مردم. جشنواره نیز خدماتی است که دولت به همه طیفهای جامعه میدهد.
درباره جایزه شعر فجر امسال نیز داوران ما از افراد طرفدار ارزشهای انقلاب اسلامی انتخاب شدند و طبعا اثری که رویاروی فرهنگ انقلاب باشد را انتخاب نمیکنند و برای کسی هم امتیاز ویژهای در نظر نمیگیرند. جریان شعر انقلاب و دفاع مقدس در کشور ما جشنوارههای تخصصی دارند و بنده نیز با افتخار بارها عضو داوری آنها بودهام و به این بودنم هم افتخار میکنم. این جریان پرچم مستقل خودش را دارد و باید در همان راستا از آن حمایت کرد.
* پس جریان شعر انقلاب را باید به صورت مستقل و خارج از فضای رقابتی شعر فجر مورد داوری قرار داد؟
بله. البته به نظر من جریان شعر انقلاب نیازی به تقویت ندارد. آنقدر قوی هست و انگیزه بالا برای تولید شعر در آن هست که حمایتهایی از این دست که میگویید آن را نابود میکند.تقویتهایی از جنس درنظر گرفتن امتیاز ویژه برای این جریان در جشنواره آن را نابود میکند و صرفا نمایشی است. شما بگویید در سالهای دفاع مقدس چه کسی جریان شعر انقلاب و دفاع مقدس را تقویت کرد؟ هیچ کس. خود شاعران لزوم این کار را حس کردند و آن را تقویت کردند. عشق این کار را داشتند. تقویت مصنوعی در کار نبود. به نظرم قبل از انتخاب، تقویت مصنوعی خوب نیست. اما می شود کتابی که برگزیده شد را تشویق کرد. تقویتهایی از این دست باعث میشود افرادی به عرصه وارد شوند که تنها دنبال پول هستند و این خطرناک تر است.
* آقای امینی من باز هم جواب سوالم را نگرفتم. واقعا ما در سال ۹۳ در حوزه شعر انقلاب و دفاع مقدس اثر شاخصی نداشتیم که در لیست کاندیداهای این جایزه قرار بگیرد؟
من از شما سوالی دارم. اشعار حضرت امام خمینی(ره) شعر انقلاب به شمار میرود یا نه؟ شعر ایشان شعر عرفانی و شعر فرهنگ انقلاب اسلامی است. شعر حافظ و شهریار هم همین است. چرا باید اصرار کرد که شعر اجتماعی و عاشقانه و عارفانه شعر انقلاب نیست و تنها شعری که رنگ و بوی سیاست دارد شعر انقلاب است.
در دیدارهای شاعران با رهبر معظم انقلاب اسلامی در ۱۸ سال گذشته من حضور داشتهام. ایشان همیشه گفتهاند که درست که بخش زیادی از اشعار ما مقوم ارزشهای انقلاب است اما اگر شعر اخلاقی و عارفانه و عاشقانه خوب گفتیم هم به فرهنگ انقلاب کمک کردهایم. بارها شده که شاعران از خواندن اشعار عارفانه یا عاشقانه در محضر ایشان امتناع میکردند اما ایشان اصرار داشتند که این اشعار نیز خوانده شود.
در دیوان اشعار امام(ره) یک شعر سیاسی نداریم اما سیاست ایشان از فرهنگ متکی به معنویت ایشان حاصل شد که در شعر میگفت: من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم. این یعنی توجه به توحید. آنچه در شعر ایشان است یعنی توحید همان مبنای انقلاب اسلامی است. دقت کردهاید در شعر آئینی ما کمتر شعری درباره خداوند داریم و بیشتر درباره ائمه شعر داریم؟ چون فکر میکردیم دور شدن از اینها و پرداختن به مفاهیم کلی تر یعنی دور شدن از فرهنگ انقلاب اسلامی.
* جناب امینی، جایزه شعر فجر دو سالی است که به جای خانه کتاب، توسط بنیاد شعر و ادبیات داستانی برگزار میشود. فکر میکنید که ارزش افزوده این تغییرات برای جشنواره چه بوده است؟
در شیوه سابق ما یک هیئت علمی گسترده داشتیم ولی الان شورای جمع و جوری داریم که همیشه میتوانند دورهم جمع شوند. از سوی دیگر ما الان آئیننامهای داریم که طبق آن جایزه را برگزار میکنیم و کسی نمیتواند به شکل دیگری جایزه را برگزار کند این جایزه را از سلیقه محور بودن خارج کرده است. از سوی دیگر ما محافل را طوری برگزار کردیم که ما تماشاچی صوری و زورکی در جشنواره نداشتیم.
در محفل شعر افغانستان در یک بخش پرت از شهرری آنقدر از جلسه استقبال شد که باورمان نمیَشد. در این محافل تعداد شعرخوانیها کم و شرط کردیم تنها باید اشعار تازه شعرا خوانده شود. این باعث شنیده شدن شعر همه میشود. البته طبعا کار ما هم مشکلاتی داشته که نفرات بعد از ما باید آن را بپوشانند. این جشنواره ملی است مال من و بنیاد نیست.
* به نظرتان این محافل کارکردی غیر از شعرخوانی شاعران برای هم داشت؟
بله. این جلسات مردم را با شعر آشنا میکند. ما بارها شاهد بودیم جوانی که در این جلسهها کنار اساتید شعر خوانده توانسته برای خودش در جامعه جایگاهی کسب کند، کارش را جدیتر بگیرد و بگیرند. ما یک شاعر جوان بیست ساله را بردیم لبنان. شاعری اهوازی که در شهر خودش هم جدی نگرفته بودنش. اما در لبنان اساتید از قوت شعر او شگفت زده شدند تا جایی که فکر کردند او را از کشور دیگری آوردیم.
در تاجیکستان میگفتند بعد از سفر آقایان خانلری و فروزانفر در شصت سال قبل از این تا به حال هیات ادبی از ایران به آنجا و خجند سفر نکرده است و برایشان خیلی خوشایند بود. در هرات هم انجمن ادبی بود با ۸۵ سال قدمت اما تاکنون یک هیئت ایرانی هم به آنجا سفر نکرده بود. اینها برای شاعران فارسی زبان آنجا بسیار دلنشین بود. شاعران افغانستان به ما میگفتند داشتن یک محفل در یک جشنواره ملی شعر فارسی همیشه رویایشان بوده است.
* برای تداوم این اتفاقات پیش بینی خاصی کردهاید؟
بله. سعی داریم در سال آینده کتابهای شعر فارسی در سایر کشورها را در قالب یک بخش جنبی داوری کنیم و از طرف دیگر دعوتهای زیادی داریم که شاعران ایرانی را به محافلشان بفرستیم و یا استاد خوب نقد ادبی برای دانشگاههایشان اعزام کنیم.
* کاری هم بوده که بخواهید انجام دهید و انجام نداده باشید؟
بله. ما با یک چهارم بودجه برگزاری این جشنواره توسط خانه کتاب آن را به سامان رساندهایم. بیشتر اتفاقات جشنواره مشارکتی بوده. البته من از رقم دقیق اطلاعی ندارم. اگر بودجه بود من دوست داشتم در همه مراکز استانی برنامه بگذاریم اما نشد.