همه ما بر این باوریم که در کودکی انسان مانند زمینی حاصلخیز و آمده کشت است که هر چه در آن بکاری، سرسبز شده و جوانه میزند. کودک به لحاظ ذهنی و فکر آمادگی زیادی برای یادگیری دارد و از طرف دیگر چون دلمشغولیها و دغدغههای او نسبت به بزرگسالان کمتر است، از جنبه روانی نیز شرایط مساعدی برای آموزش دارد.
اگر انسان در کودکی با قرآن و مفاهیم وحی آشنایی پیدا کند روح و جانش با آیات نور انس پیدا کرده و تأثیرات معنوی شگرفی بر او خواهد گذاشت و به همین جهت نباید به سادگی از فرصت کودکی برای یادگیری قرآن گذشت.
آموزش قرآن در قالب سرگرمیهای کودکانه
بسیاری از والدین ممکن است بر این تصور باشند که فرزندشان در دوران کودکی باید به دنبال بازی، تفریح و جستوخیزهای کودکانه باشد و مناسب نیست که این دوران فرزندشان تحت آموزشهای رسمی و یادگیری قرآن باشد چرا که ممکن است خسته و دلزده شود.
این نکته درست است که کودکی زمانه بازی است، اما نباید غافل شد که در لابهلای همین بازیها و سرگرمیها است که کودک بسیاری از آموزشها را فرا میگیرد و در قالب همین انیمیشنها خیلی از باورها به فرزندمان تعلیم داده میشود.
کمی مهارت، تجربه و ذوق میخواهد تا بتوان مفاهیم قرآنی را در قالبهای کودکانه شکل داد، شعر، قصه، انیمیشن و حتی بازی ابزاری هستند که با استفاده از آن میتوان به کودک واژههای وحی را آموزش داد و او را خسته و دلزده نیز نکرد.
از آیههایی که برای کودک قابل درک است آغاز کنیم
از آیههای کوچک قرآنی، از همین مفاهیم دلنشین «وَبِالْوَالِدَيْنِ إِحْسَانًا» که برای فرزند خردسال و کودک قابل درک است میتوان شروع کرد. آیههایی که از سنین کودکی تا بزرگسالی در زندگی کاربرد دارد و تا همیشه در ذهن فرد باقی میماند.
لازم نیست حتما کودک 5 ساله سر یک کلاس درس رسمی با تخته و کتاب و قلم نشاند تا به او آیههای نور را آموزش داد، کافی است انسانی اهل ذوق شعری کودکانه بگوید و در لابهلای اشعارش از یک آیه قرآن استقاده کند تا کودک جذب آن شود.
و یا برای کودکی که اهلبازیهای رایانهای است، نرمافزاری طراحی شود که هم او را سرگرم کند و هم یک مفهوم قرآنی به او منتقل شود، این گونه میتوان امیدوار بود که این فرد در نوجوانی و بزرگسالی تمایل به آموزش رسمی قرآن داشته باشد.
آموزش قرآن متناسب با توان فرزندمان باشد
حال در این فرایند آموزش قرآن در کودکی ممکن است دریابیم فردی استعداد فوق العادهای در حفظ و حتی قرائت قرآن دارد و با توجه به استعدادش میتوان فراتر از شعر قرآنی کودکانه و بازیهای رایانه ای با او کار کرد و خود کودک هم علاقمند است.
این یک استنثناء است. اشتباهی که برخی از والدین مرتکب میشود این است که وقتی در آشنایان و همسایگان خانوادهای را میبینند که فرزندی حافظ قران دارد که در کودکی موفق شده این گام را بردارد در این زمینه به فرزند خود نیز فشار فراوانی وارد میکنند که ممکن است تأثیر عکس داشته باشد.
شایسته است آموزش قرآن به کودک متناسب با سن، استعداد و توان او باشد تا انشاءالله در آینده نسلی قرآنی و باسواد در عرصه دین و فرهنگ داشته باشیم.
حکیمه بهمنزاده/ خراسان جنوبی