گروه اندیشه: گاه در ارتباط بین انسانها عواملی موجب سردی بین روابط بین انسانها شده و گرمی و صمیمیت جای خود را به بیتفاوتی و حتی کینه و نفرت میدهد. به راستی این عوامل چیست که انسان اجتماعی را در نهایت تبدیل به موجودی منزوی میکند.
شاید این جمله را بارها شنیده باشیم که انسان موجودی اجتماعی است که رشد و تکامل او در پرتو ارتباط با دیگران محقق میشود. اصولا برخی از ارزشهای انسانی مانند ایثار، انفاق و.. در یک زندگی جمعی قابل تصور است.
اماگاه در ارتباط بین انسانها عواملی موجب سردی بین روابط بین انسانها شده و گرمی و صمیمیت جای خود را به بیتفاوتی و حتی کینه و نفرت میدهد. به راستی این عوامل چیست که انسان اجتماعی را در نهایت تبدیل به موجودی منزوی میکند.
حسادت و کینههایی که شعلهور میشود
همه انسانها دوست دارند وقتی در محیطی زندگی و یا کار و تلاش
میکنند امنیت روانی داشته باشند و دریابند که دیگران نیز او را دوست دارند. اما اگر
در جامعهای حسادت در روابط بین انسانها وجود داشته باشد این احساس امنیت روانی از
بین رفته و موجب کینه ورزی میشود.
اگر دانشجویی یا کارمندی دریابد که همکلاسی و یا همکارش بر مبنای رذیله حسادت مانع رسیدن او به برخی از خواستههایش میشود بیشک نمیتوان انتظار داشت که در چنین محیطی رابطهها بر اساس اصول انسانی شکل بگیرد.
حسادت چون موریانهها پایههای اعتماد و محبت را متزلزل میکند و به همین جهت است که در سوره مبارکه فلق آیه ۵ انسان از شر حاسدان و بدخواهان به خدا پناه میبرد «وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ و از شر حسود آنگاه که حسد ورزد»
غرور نفرتآفرین است
یکی دیگر از رذیلههایی که روابط بین آدمها را سرد کرده و بین
بندگان خدا فاصله میاندازد غرور و تکبر است. به راستی چه کسی تمایل دارد در کنار کسانی
اوقات خود را سپری کند که خود را برتر از دیگران میدانند؟
بزرگترین آفت سعادت انسان و شقىترین دشمنان بشر تکبر است، به اندازه اى که «تکبر» در نظرها ناستوده است، سایر رذایل اخلاقى ناپسند نیست، خودپسندى از صفاتى است که رشته انس و الفت را قطع مى کند، و یگانگى و صمیمیّت را به دشمنى مبدل مى سازد و درِ نفرت عمومى را به روى انسان مى گشاید
از طرف دیگر خود شخص مغرور به واسطه اینکه خویشتن را برتر از دیگران میداند تمایلی برای ارتباط گسترده با همه افراد ندارد و در حقیقت دایره دوستیهای او محدود است و این این جهت نیز غرور آفتی برای محبتها و ارتباطات صمیمانه با دیگران است.
گلایه و شکایتهای مداوم
شاید برای شما هم پیش آمده باشد که فردی از اطرافیانتان مداوم
از شما و رفتارهایتان گلایه میکند. از اینکه چرا در فلان مهمانی کمتر به او توجه
کردهاید چرا برای فلان جشن او را دعوت نکردهاید و چرا در عید گذشته به او تبریک نگفتهاید
رفتارهایی که شاید بیهیچ علت خاصی از شما سرزده و فرد مورد نظر به خاطر حساسیت زیاد آن را به نوعی تعبیر کرده است. این گلایه و شکایتهای بیش از اندازه خود آفت ارتباطات گسترده میان انسانها است.
درست است که به جای غیبت و پشت سر دیگران سخن گفتن بهتر است ناراحتیهایمان را مستقیم به افراد بگوییم اما باید این نکته را هم مد نظر داشت که نباید هر رفتاری را تعبیر نادرست و نشان بیتوجهی دیگران به خودمان بدانیم.
جرو بحث کردن زیاد
انسانها به لحاظ سیاسی و اجتماعی نظرات متفاوتی دارند، نظراتی
کهگاه مخالف هم هستند. از طرف دیگر رمز رشد علمی و افزایش آگاهیها نیز گفتوگو درباره
موضوعات مختلف است اما اگر این گفتوگوها به جر و بحث کردنهای بیهوده بکشد بیشک
در میزان صمیمتها تأثیر دارد.
یادمان باشد همه افراد قرار نیست مثل ما بیندیشند.
حکیمه بهمنزاده / خراسان جنوبی