گروه اندیشه: در میان بسیاری از اقوام ایرانی و استانهای کشور از جمله خراسان جنوبی برخی از خانوادهها اگر فردی از خویشاوندان و اقوام فوت کنند تا مدتیهای طولانی همه جشنهای فامیل لغو میشود. مدتی کهگاه تا یک سال طول میکشد.
همه چیز مهیای یک جشن خاطره انگیز برای یک دختر و پسر جوان است. دو نفری که پس از مدتها نامزدی و عقد حال که شرایط مناسبی مهیا شده میخواهد زندگی مشترکشان را آغاز کنند و همه اقدامات لازم صورت گرفته است.
اما ناگهان اتفاقی همه برنامه ریزیهای این جشن را به هم میریزد. فوت یک عزیز که نسبتی با عروس و داماد دارد فضای خانه را به هم میریزد و اشک جای لبخند را به خود میدهد و به جای پذیرایی با شیرینی با حلوا و خرما از مهمانان پذیرایی میشود.
اما نکته به همین جا ختم نمیشود. در میان بسیاری از اقوام ایرانی و استانهای کشور از جمله خراسان جنوبی برخی از خانوادهها اگر فردی از خویشاوندان و اقوام فوت کنند تا مدتیهای طولانی همه جشنهای فامیل لغو میشود. مدتی کهگاه تا یک سال طول میکشد.
حال در نظر بگیرد اگر بعد از یک سال باز هم فرد دیگری از فامیل فوت کند که امری قابل تصور است، تکلیف شروع زندگی مشترک و جشن دختر و پسر جوان چه میشود؟ آیا باز هم باید یک سال دیگر را صبر کنند؟
بسیاری از دختران و پسران جوان در چنین خانوادههایی بعد از به وجود آمدن این مشکل ترجیح میدهد که زندگی خود را بدون برگزاری یک جشن شروع کنند که زمینه دلخوری را بین آشنایان به وجود نیاورند اما تا سالهای سال این ناراحتی را همراه خویش دارند که چرا بدون همراهی لبخند و شادی همراهان و آشنایان به خانه بخت رفتند.
درست است که در فرهنگ دینی و ملی ما باید حرمت عزادار را نگه داشت و حتی توصیه به دلداری و تسلیت به صاحب عزا شده است و شایسته است به احترام دل عزادار یکی از عزیزانمان اندکی فضای روابط در بین آشنایان فضای عزا باشد اما افراط در این موضوع بیشک آسیبزا است.
شاید فردی بگوید من آنقدر دل شکسته و ناراحت از دست دادن پدر، مادر و یا فرزندم هستم که به طور طبیعی نمیتوانم در یک مراسم شاد شرکت کنم. این مسئله حق طبیعی هر شخصی است اما آیا چون منِ نوعی عزادار و دل شکستهام باید مانع برگزاری جشن دیگری شوم؟
اینکه دلمان شکسته و عزادار از دست دادن عزیزی باشد اما از دیگر خویشاوندان بخواهیم که شادی خود مانند جشن ازدواجش را برگزار کند، نوعی بزرگواری و وسعت دل میطلبد و مصداق این حدیث رسول الله (ص) است که مؤمن غمش در دل و لبخند در چهرهاش میباشد.
نمونههای این بزرگواری و وسعت دل را خیلی از افراد در زمان دفاع مقدس سراغ دارد که به پدری خبر شهادت فرزندش را میدادند و او از همگان میخواست این خبر را تا برگزاری جشن ازدواج و عروسی فلان قوم و خویش نزدیک منتشر نکنند تا شادی دیگران به عزا مبدل نشود.
همیشه فاصله گرفتن از مبانی دینی و فقهی ما را دچار آسیبهای اجتماعی میکند. باید به سراغ علماء و مراجه رفته و از آنان بپرسیم در روایات اهل بیت (ع) مؤمنان در عزای یک عزیز تا چند روز باید لباس مشکی بپوشند و عزاداری کنند؟
باید از آگاهان پرسید آیا لغو مراسم ازدواج یک دختر و پسر جوان تا مدت طولانی چقدر با آداب اسلامی سازگار است و اهل بیت (ع) در چنین مواقعی چه برخوردی داشتند و ما نیز به عنوان یک شیعه و پیرو سعی کنیم همانگونه عمل کنیم.
به امید روزی که سبک زندگی ما چه در شادی و چه در عزاداری مبتنی بر خواست و رضای الهی باشد.
حکیمه بهمنزاده