گروه اندیشه: معاون پژوهشی حوزه علمیه خراسان جنوبی با بیان اینکه برای جبران عقبماندگی در حوزه علوم انسانی نخست باید با چشمانی باز ماهیت علوم انسانی جدید را بررسی کنیم، گفت: باید زمینههایی که این علوم در آن رشد پیدا کرده را بشناسیم.
مجتبی شیدایی، معاون پژوهشی حوزه علمیه خراسان جنوبی در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قران(ایکنا) از خراسان جنوبی، گفت: تحول در علوم انسانی و کاهش عقب ماندگی علمی در این حوزه یکی از دغدغههای رهبر معظم انقلاب و سایر بزرگان است.
وی اظهار کرد: این در حالی است که به علوم تجربی به واسطه ثمرات عینی و منافع محسوس توجه بیشتری نسبت به علوم انسانی میشود که منافع آن در کوتاه مدت حاصل نشده و ثمرات آن جز برای برخی از کارشناسان قابل لمس نیست.
معاون پژوهشی حوزه علمیه خراسان جنوبی بیان کرد: برای اینکه عقب ماندگی در حوزه علوم انسانی را جبران کنیم نخست باید با چشمانی باز ماهیت علوم انسانی جدید را بررسی کرده و زمینههایی که این علوم در آن رشد پیدا کرده را بشناسیم.
علوم انسانی جدید در زمینهای مادیگرایانه رشد و ماهیتی تجربی پیدا کرد
شیدایی ادامه داد: سابقه آن چیزی که ما امروز به عنوان علوم انسانی از آن یاد میکنیم به حدود 200 تا 300 سال پیش برمیگردد و در فضا و زمینهای رشد کرد که به علل مختلف گرایش به مادیگرایی در جوامع غربی وجود داشت.
وی با اشاره به اینکه نارسا بودن فلسفه غرب و در نتیجه عدم توانایی پاسخ به برخی از شبهات را میتوان از علل مادیگرایی جوامع غربی و دور شدن از عرصه علمی و اجتماعی دانست، افزود: در چنین فضایی علوم انسانی جدید چون روانشناسی و جامعه شناسی رشد پیدا کرد و در نتیجه این علوم ماهیتی کاملا تجربی پیدا کرد.
معاون پژوهشی حوزه علمیه خراسان جنوبی گفت: نقدی که به علوم انسانی و روانشناسی تجربهگرا میتوان وارد کرد این است که پیش فرضهای مادی گرایانه، در توصیف آنان از حقایق و تجربیات، تأثیر گذاشته و آنان را دچار مشکل کرده است.
پاسخ به یک شبهه مطرح شده در روانشناسی مادیگرایانه
شیدایی اظهار کرد: با یک مثال و مصداق میتوان این موضوع را روشنتر کرد، یکی از روانپزشکان غربی در چند سال قبل آزمایشی انجام داد و سپس ادعا کرد که توانسته به دلیل اعتقاد انسان به خدا پی ببرد و آن را تبیین کند.
وی بیان کرد: آن روانپزشک در ادامه میگوید وقتی انسان ها در زندگی دچار مشکل میشوند در مغزشان واکنشهایی رخ میدهد که در نتیجه آن احساس میکنند نیاز به یک تکیه گاه دارد تا اضطراب او کاهش یابد و دلیل اعتقاد انسان به خدا همین واکنشهای در مغز است و در واقع خداوند یک حقیقت نیست.
معاون پژوهشی حوزه علمیه خراسان جنوبی ادامه داد: رخ دادن واکنشهایی در مغز هنگام مشکلات واحساس نیاز به تکیه گاه در آن لحظات یک مسئله تجربی مورد قبول است اما بحث و نقد بر سر توصیف روانشناسان مادیگرا از این موضوع است.
شیدایی افزود: اما یک روانشناس مسلمان اینگونه توصیف میکند که برای اثبات وجود خدا دلایل عدیده زیادی وجود دارد و واکنشهای مغز و در پی آن احساس نیاز به یک تکیهگاه و پشتوانه در هنگام مشکلات اتفاقا نشانهای بر تطبیق فیزیولوژی انسان با توحیدی است که با ادله دیگر اثبات شده است.
نباید به انسان تک بعدی نگاه کرد
وی گفت: حال سؤال این جا است که چگونه میتوان این نواقص را رفع و عقب ماندگی علمی در حوزه علوم انسانی را جبران کرد، که در پاسخ باید گفت نباید انسان را تک بعدی و از جنبه جسمی و ظاهری ببینیم و بر این اساس انسان را تعریف کنیم.
معاون پژوهشی حوزه علمیه خراسان جنوبی اظهار کرد: برای رفع نگاه تک بعدی به انسان باید پیوندی بین روانشناسی و فلسفه برقرار شود و در این صورت است که در علوم انسانی به افقهای بالاتری دست خواهیم یافت.
شیدایی درباره دیگر عوامل یادآور شد: همچنین ضرورت دارد شیوههای تجربهگرایی غرب را به دست بیاوریم و آن را به روز کنیم، اما بر اساس مبانی فکری خودمان آن را توصیف و تبیین کنیم.
سلام مطالب شما رو مطالعه نمودم خیلی جالب و بی نطیر بود امیدوارم این مبحث ها ادامه داشته باشد. با تشکر