گروه اجتماعی: شاید همین کودکی که کیفش را پر از دفتر و کتاب و مداد میکنیم در آینده پزشکی شود که در پیری درمان بیماری ما در علم او نهفته، یا معلمی که نوههای ما را آموزش داده و یا هنرمندی که در قاب رسانه این بار او لبخند را به لب ما مینشاند.
شهریور ماه برای همه خاطره انگیز است، یادآور روزهایی است که با شوق کتاب و دفتر میخریدیم و با عشق فراوان تا شروع مدارس هر روز به آنان نگاه میکردیم. این زیباییها را همه دانش آموزان در خاطر دارند و جزء شیرینترین روزهای کودک و نوجوان محسوب میشود.
اما روزهای پایانی شهریور برای همه دانشآموزان اینگونه شیرین نیست. برای برخی تلخی فقر و نیاز مانع میشود تا او لذت خریدن کتاب و دفتر و مداد رنگی را لمس کند، اما در سرش آرزوهای بزرگی در ذهن دارد و مثل همه کودکان ایران از آیندهای سخن میگوید که خود را در آن پزشک، معلم و خلبان تصور میکند.
همین روزهایی که به شروع مدارس نزدیک میشویم است که ندای قرآن بیشتر در گوش انسان زمزمه میشود که نیاز همنوع را به فراموشی نسپاریم و شادی خود را در شادی کودک همشهری و همسایه ببینیم و بدانیم که ثمره همه این نیکیها به خودمان و فرزندانمان برمیگردد
چه زیبا قرآن کریم در آیه 177 سوره بقره میفرماید:« لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَلَكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَالْمَلَائِكَةِ وَالْكِتَابِ وَالنَّبِيِّينَ وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينَ وَابْنَ السَّبِيلِ وَالسَّائِلِينَ وَفِي الرِّقَابِ ...
نيكي تنها اين نيست صورت خود را به سوي مشرق و مغرب كنيد بلكه نیکوکار كساني هستند كه به خدا و روز رستاخيز و فرشتگان و كتاب آسماني و پيامبران ايمان آورده اند، و مال خود را با علاقهاي كه به آن دارند به خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و واماندگان در راه و سائلان و بردگان انفاق ميكنند.....
مگر نه این است که ما خود را شیعه مولایی میدانیم که لذت دنیا را در نشاندن لبخند بر لب کودک یتیم میدانست و با وجود آنکه خلیفه مسلمین بود برای رضایت کودک با زبان کودکی با او سخن می گفت و هم بازیاش میشد.
آیا خود را پیرو بانویی نمیدانیم که در نهایت اخلاص و ایثار در زیباترین شب زندگی هر شخص یعنی شب ازدواج لباس عروسیاش را به نیازمند هدیه کرد. آیا همیشه از فرزند این بزرگ زن تاریخ حضرت امام مجتبی(ع) نمیگوییم که در طول زندگی چند باز اموالش را با نیازمندان تقسیم کرد. آیا اینها را میدانیم تا فقط در جلسات مذهبی دهان به دهان نقل کنیم؟
شاید پر کردن کیف یک کودک از چند دفتر و خودکار و مداد و.. کمتر از 100 هزار تومان شود که برای خیلی از افراد جامعه ما مبلغ قابل توجهی نیست و برای چیزهای غیر ضروری بیش از این هزینه کنیم، اما همین 100 هزار تومان نهایت آرزوی یک کودک است.
یک یا علی گفتن و دل کندن از مبلغی از حساب بانکیمان باعث میشود که چند کودک خود را به رویای بزرگسالی شان نزدیک تر ببینند و والدین آنها نیز کمتر شرمنده فرزندان خود شود. به راستی لبخند یک کودک چقدر ارزش دارد؟
ما نمیدانیم. شاید همین کودکی که کیفش را پر از دفتر و کتاب و مداد میکنیم در آینده پزشکی شود که در پیری بیماری ما را درمان میکند، یا معلمی که نوههای ما را آموزش داده و یا هنرمندی که در قاب رسانه این بار او لبخند را به لب ما مینشاند.
حکیمه بهمنزاده