به گزارش خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسان جنوبی، خورشیدی که در غدیر درخشید، آفتاب را شرمنده ساخت. شب را تاراند و سیاهی را به هزیمت واداشت. ماهتابی که شب غدیر را به روز اکمال دین پیوند زد، روشنترین انگشت اشاره پروردگار بود که از زبان برگزیدهاش تلاوت شد.
تنها با ترازوی غدیر است که می توان ایمان را میزان کرد. مار حرارت، ویژه آن کس است که دل از غدیر و امیر برگیرد و دیده به تبرک بر آن برکه نساید و از آن دریا بهرهای بر نیاید.
و غدیر، یک کلمه نیست، یک برکه نیست، یک دریاست. غدیر یک اشاره است. کلمه رمزی است بین انسان و خدا.
در غدیر بود که تیرگیها فراری شدند و نورانیت خود نمایی کرد. در غدیر بود که قیافه ایمان تماشایی شد. در غدیر بود که گل آفتابگردان حق به بار نشست و خورشید از زمین برخاست.
در غدیر بود که دستهای عشق بر تن ایمان رویید. در غدیر بود که آسمان، آفتاب زمین را دید. در غدیر بود که درخت هستی به کمال رسید. در غدیر بود که جمال، جاودانه شد.
در غدیر بود که قدرت فزاینده فرزانگی تبسم کرد. در غدیر بود که قرابت انسان با خدا آشکار شد. در غدیر بود که نیلوفر عشق بر گرد محور زمین پیچید و در غدیر بود که جوانه جاودانه سرسبزی پر کشید.
وقتی که تاریخ غریب بود، غدیر همه همدلان را به قرب قرارگاه ازلی فراخواند. غدیر یک دعوت عام بود. سفره ای بود که خداوند با دستهای رسولش برای هدایت آدمی گسترد. غدیر، زیباترین و پرمعناترین میهمانی خدا ـ بشری بود بی گمان، اگر غدیر نمیبود آیینه غبار آلود بود. اما نسیم زندگی سازی که از آن برکه مبارک برخاست، همه آینه ها و آیندهها را زلال کرد. آب ها را تبرک بخشید، آسمان را رفعت داد و زمین را به «طور سینین» آراست.
سوگند به زیتون و تین، که اگر غدیر نبود، انسان یتیم میماند و اگر برادر پیامبر در آن روز بلند تاریخ، به وصایت او برگزیده نمیشد، هیچ فردی را نمییافتی که عدالت را تجسم بخشد و شمیم شگرف شورانگیزی را در جهان پدید آورد. اگر خورشید غدیر نمیبود، هیچ مصداقی برای صدای عدالت انسانی پیدا نمیشد.
مردی که در غدیر سرافراز، بر فراز دست نبی جای گرفت جهان را قرار بخشید، دلها را سامان داد، ایمان را متجلی ساخت، دین را متبلور کرد.
آری، علی، عشق ماست. تجلی پروردگار است. رحمت پدیدار است. نعمت آشکار است. معنای زندگی است. جاذبه آفرینش است.
اگر او نمیبود، سر سبزی معنایی نمییافت. سبد سیادت از صفا سرشار نمیشد. شانه شفا بر دلهای بیمارما کشیده نمیشد. اگر او نمیبود، کلمهها ناقص میشدند و جملهها به کمال نمیرسیدند.
این واژه مبارک «علی» است که نوشتهها را استواری و زیبایی میبخشد، اگر علی نمیبود و اگر پرتو غدیر بر پرده دلی نمیتابید.
دارنده آن دل دیدگانی تیره مییافت. اکنون هم هرکه زمزم غدیر را زمزمه نکند، ماه نیست. و هر ماهی نیز که از تابش سرچشمه غدیر بیبهره باشد، چاه است: سرد و تیره و هول انگیز!
غدیر را یک حادثه ننامید. غدیر را ساده نخوانید. غدیر تجلی اراده پروردگار است. در غدیر، خداوند دستش را به سوی بشر دراز کرده است. در غدیر، قناری قنوت، برای دل انسان آواز خوانده است و قنات حیات، در غدیر، لایروبی شده است.
غدیر جشن ستارهها و آسمان دلهاست. شادی فرشتهها و گریز شیطانهاست. اسپند و کندر و عود بیاورید. که ما سر شاریم از سر اخلاص و شور و شعور و بوسه می زنیم به جا پای نور...
برگرفته از کتاب: جرعهای از جام ولا