گروه فرهنگی: امام جمعه اسفدن گفت: جناب سلمان فارسی به تبع دین اجدادش زرتشتی بود، اما حقیقتطلبی او را در مسیری قرار داد که در نهایت رسولالله(ص) درباره او فرمود سلمان از ما اهل بیت(ع) است.
حجتالاسلام عبدالهی امام جمعه اسفدن در گفتوگو با خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از خراسانجنوبی، گفت: روزبه فردی از اهل ایران، از توابع اصفهان و به تبع دین اجدادش پیرو دین زرتشتی بود که این دین او را قانع نکرد.
وی اظهارکرد: او به شام( سوریه امروزی) مهاجرت کرد و آنجا پیرو دین مسیحیت شد و مطالعاتی در کتب دین مسیحیت داشت و در آن کتابها نشانهای پیامبر آخرالزمان را خواند و در پی این پیامبر به حجاز سفر کرد و در آنجا نشانههای پیامبر آخرالزمان را در حضرت محمد(ص) دید و مسلمان شد و نام سلمان را رسول الله(ص) برای وی برگزید.
سلمان فارسی مسلمان شناسنامهای نبود
امام جمعه اسفدن بیان کرد: جناب سلمان فارسی نه بر مبنای احساس و عاطفه که با مطالعه و پیجویی حقیقت به اسلام گروید و از این منظر تا آخرین لحظه عمر بر مسلک مسلمانی ماند، به قول معروف او مسلمان شناسنامهای نبود بلکه با عقل و منطق راه خود را برگزید.
عبدالهی ادامه داد: وی دارای هوش و زیرکی بالایی بود و پیامبر(ص) در جنگها از پیشنهادات او استفاده میکرد، از جمله اینکه در جنگ احزاب به پیامبر(ص) گفت ما در ایران موقع جنگ به دور شهرمان خندقی حفر میکنیم که حضرت محمد(ص) نیز روش او را پسندید و حفر خندق دراطراف شهر مدینه منجر به پیروزی اسلام شد.
وی افزود: نقل است روزی در جمعی هر کدام از اعراب از اصل و نسب خود میگفتند و به آن افتخار میکردند، تا نوبت به سلمان رسید و از آنجایی که او در اصل و نسبش چیزی که برای اعراب قابل توجه باشد، نداشت، گفت من بندهای از بندگان خدا هستم که پیامبر(ص) در جواب او فرمودند:(السلمان منّا اهل البيت سلمان از ما اهل بیت است) واژهای که برای هیچ کدام از دیگر اصحاب به کار برده نشد.
اشک و تعجب سلمان از ساده زیستی حضرت فاطمه(س)
امام جمعه اسفدن گفت: بعد از فوت رسول الله(ص) نیز وی همراه امیرالمؤمنین(ع) بود و روایاتی نیز از حضرت فاطمه(ص) نقل کرده از جمله اینکه او روزی به خانه حضرت فاطمه(ص) رفت و دید که ایشان با یک دست فرزند خود را در آغوش دارد و با دست دیگر گندم آرد میکند در حالی که حضرت لباس ساده ای به تن دارد.
عبدالهی اظهار کرد: آوردهاند که سلمان فارسی به شدت اشک ریخت و گفت دختران قیصر و کسرا بر چه جایگاهها و صندلیهایی نشستهاند و دختر پیامبر(ص) چگونه ساده زندگی میکند که این تعجب خود را به پیامبر(ص) منتقل کرد.
امام جمعه اسفدن یادآور شد: در نهایت در زمان خلیفه دوم، به پیشنهاد حضرت علی(ع) سلمان فرماندار مدائن از شهرهای آباد ایران آن زمان شد و تا آخر عمر در آن جا زندگی کرد.