به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از کهگیلویه و بویراحمد، حجتالاسلام مصطفی مؤمنی، عضو مدرسین حوزه علمیه امام صادق(ع) شیراز در یادداشتی که در اختیار ایکنا قرار داده، نوشت: ازدواج، سنت، نفس شریف پیامبر(ص) کنار هم قرار میگیرند تا اساسیترین رکن جامعه یعنی خانواده حساسیتش هویدا شود.
مکانی که نه تنها سمبل اعتماد به نفس، آرامش، آزادی، اقتصاد، امنیت، هویت، آزادی، انگیزه و ایجاد هدف در شخص هست بلکه تولید و صدور این موارد را هم به جامعه از راه تربیت و آموزش و ایجاد مسئولیتپذیری بر عهده دارد.
معنای اصطلاح چربزبانه ازدواج سپیدازدواج در معنا به طور کلی در جوامع مختلف یک معنی شناخته شده دارد که همه آن را یک موهبت پربرکت میدانند و حتی در جوامع امروزی یک معیار برای پویایی نظام مستولی بر جامعه به حساب میآید و آن چیزی است که موجب ازدیاد نسل و گسترش نیروهای انسانی برای کار و رفع ضروریات یک جامعه میشود چه از حیث ثبات و تامین امنیت و چه از حیث برآورده کردن احتیاجات فردی و اجتماعی.
اما در ازدواج سفید این قید ترجمه واقعیاش بدون رنگ است با این ترکیب معنی بدون هیچ مسئولیتی را میدهد، شما ازدواجی میکنید که هیچ مسئولیتی نسبت به فرد مقابل ندارید تجمع زن و مرد در زیر یک سقف بدون داشتن رابطه زناشویی و حتی تامین نیازهای ضروری حتی عدم مسئولیت خوراک، پوشاک، شکل تفکر و آنچه را که مفید یا مضر حتی نسبت به آمختههای یکدیگر نسبت به جنس مخالف از تجربیاتی یاد گرفتهاند که از اجتماع و چه از خانواده.
دقیق مثل این است که بگویند زندگی کردن بدون زندگی، کمی دقیقتر شویم، چرا یک زن و یا یک مرد به این نتیجه میرسد که خانواده خودش دیگر برآورده کننده نیازهای عاطفی او نیست یا دیگر نمیتواند مستقل عمل کند یا خانواده دیگر برای او کوچک است و بودن در کنار خانواده با طیف و نیازها و استقلال او منافات دارد.
جواب بسیار ساده است نیازهای یک شخص معرف شخصیت اوست هر چه فرد کمالگراتر باشد هر آنچه را خوب میپندارد با هیجان بیشتری به سوی آن حرکت و هزینه پرداخت میکند حال در ازدواج سپید بنا بر آنچه در آیات 204، 205 و 206 سوره بقره (ِنَ النّاس ِ مَنْ یُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِى الْحَیوةِالدُّنْیا وَ یُشْهِدُاللَّهَ عَلى ما فى قَلْبِهِ وَ هُوَ اَلَدُّالْخِصامِ).( وَ اِذا تَوَلّى سَعى فِى الْاَرْض ِ لِیُفْسِدَ فیها وَ یُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللَّهُ لایُحِبُ الْفَساد). (وَ اِذا قیلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ اَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْاِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَ لَبِئْسَ الْمِهادُ). به آن اشاره شده حتی ادبیات آن از حیث استفاده از الفاظ رنگی شخص بزرگواری مثل پیامبر را هم به شگفتی وا میدارد و کارش را از روی مسئله مدرنیته بودن توجیه میکند و خروجی آن هنگام برخورد با امری که از تقوای الهی نشات گرفته که همان ازدواج و مسئولیتپذیری نسبت به همدیگر است همراه با تعبیر قرآن که می فرماید: سرکشی همراه با انجام عمل حرام و در واقع دینگریزی اصل و ریشه و بی بندباری میوه نامیمون ازدواج سفید برای جامعه است که به دنبال آن بی هویتی و استشمارشدگی را به دنبال دارد.
و البته در جای دیگر قرآن کریم زنان را همان آبادانی معرفی میکند زنان شما کشتزار شما هستند پس بر سر کشتزارهای خود بیائید از هر طریقی که مایل هستید. سوره بقره آیه 223 (نِساؤُکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ فَأْتُوا حَرْثَکُمْ أَنَّي شِئْتُمْ وَ قَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّکُمْ مُلاقُوهُ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنينَ)
پس هرکاری که باعث از بین رفتن بنیان خانواده شود از دیدگاه بی نظیر قرآن موجب بلاست.
محتوادر بسیاری از احادیث وارد شده که تنها بودن در برابر نامحرم باعث واقع شدن در دام شیطان میشود و فرار از خلوتگاه با نامحرم اعتقاد به روز جزاست.
پیامبر میفرماید: کسی که به خداوند اعتقاد دارد نباید در مکانی بخوابد که صدای نفس زن نامحرم را میشنود.
امام علی(ع) میفرماید: مرد نباید با زن نامحرم خلوت کند هیچ مردی با زن نامحرمی خلوت نکرد، مگر اینکه شیطان سومی آنها خواهد بود.
همین دو حدیث بخوبی نشان دهنده خطر بزرگ واقع شدن در عمل زناست و حتی اگر به این عمل هم نینجامد نشان دهنده فروپاشی شخصیت زن و مرد در الگوهای رفتاری خود است که شاید بتوان از آن به عنوان بحران هویت جنسیتی تعبیر کرد.
کدام پدر و مادر دلسوز و مدیری حاضرند شاهد از بین رفتن عواطف و احساسات دختر و پسر خود باشند ثمره زندگیای که با تمام وجود، خود را وقف آن کردند.
باز در قرآن از زوایه دیگری به محتوای ازدواج نگاه کرده شده سکون، آرامش و اطمینان آن هم نه از نوع بشر که محدود و قابل تبدیل و تغییر باشد بلکه از نوع الهی یعنی بی نهایت بودن و بدون قید بودن و محدودیت.
شما برای آن زنان به منزله پوشش هستید و آنها برای شما به منزله پوشش.
تعبیر زناشویی به پوشش همانطور که از شب تعبیر آرامش و لباس میکند سوره نبا آیه 10 (وَ جَعَلْنَا اللَّيْلَ لِباساً)
و می فرماید خداست اون کسی که شب را برای شما مایه آرامش و سکونت قرار داد. سوره غافر آیه 61 (اللَّهُ الَّذي جَعَلَ لَکُمُ اللَّيْلَ لِتَسْکُنُوا فيهِ وَ النَّهارَ مُبْصِراً إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَي النَّاسِ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا يَشْکُرُونَ.)
برای شما از نفس خودتان زوج هایی را خلق کرد که به واسطه اونها آرامش میگیرید (سوره روم آیه 21 ) وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ.
ازدواج سفید یک پوچانگاری صرف بیشتر نیستکدام انسان عاقل و کاملی نسبت به کسی که هیچ مسئولیت معقولی در قبالش نپذیرفته به عنوان یک شریک نگاه میکند آنهم از دو جنسیت مختلف. پس از لحاظ محتوا یک پوچ انگاری صرف بیشتر نیست و در حقیقت بازی با کلمات و به طور کلی راهی برای مثبت جلوه دادن هرزگی و راهی برای نمایش انفعال غرایز جنسی است که نام مبارکی به نام ازدواج بر روی وقیع ترین عمل یعنی استثمار زن و مرد گزارده میشود.
سؤال اصلی که باید از طرفداران این سبک زندگی پرسید چرا نتوانستند با برادر، خواهر، مادر و پدر این حس رفاقت و مدارا را برقرار کنند عدم مسئولیت پذیری و بزرگوارانه برخورد میکنند دقیقا ثمره ازدواج که ازدیاد نسل است نادیده گرفته میشود و فقط در یک زمان کوتاه بعد از ارضای غرایز جنسی هر کسی به دنبال کار خود میرود.
ازدواج سفید در حقیقت فرار از پدر و مادر بودن استفارغ از مرور خاطرات و آموزههایی که در این مدت در زندگی بعد از این ارتباط او را رها نخواهد کرد و به دو صورت منفی و مثبت بروز میکند که اگر خاطرات خوشایندی داشته باشد از بی بندباری لذت برده و آن باور غلط را خواهد پذیرفت و اگر آن خاطره و تجربه منفی باشد زندگی پر از استرس، سرخوردگی و اضطراب را شاهد خواهد بود و کمترین آن حس تنفر از جنس مخالف است. ازدواج نامیمون سفید باید با این سبک از زندگی در حقیقت فرار از پدر و مادر بودن است.
رهبری فرمودند: کانون خانواده جایی است که عواطف و احساسات باید در آن جاری شود و بالندگی پیدا کند.بچهها محبت و نوازش ببیند شوهر که مرد است و طبیعت مرد طبیعت خامتری نسبت به زن دارد و در میدان خاصی شکنندهتر است و مرهم زخم و نوازش همسر است حتی نه نوازش مادر باید نوازش ببیند.
سیاستها درخصوص ازدواج سفیددر حدیث نورانی از امام علی(ع) وارد شده است خداوند رحمت کند شخصی که بداند که از کجاست، درکجاست و به سوی کجا می رود عاقبتش و پایان کارش کجاست (موقعیتشناسی و زمانشناسی و هویت شناسی).
تحت عنوان شناخت و باور استعدادها و تعیین اهداف کوتاه و بلندمدت در این حدیث موج میزند حضرت در حال ارائه دادن یک فرمول کلی برای زندگی انسال هستند اگر امروزی تر صحبت کنیم یک شاکله زندگی سعادتمند باید دارای چه ویژگیهایی باشد که حضرت ارائه کرده است.
آنچه را که جامعه امروز با آن دست و پنجه نرم میکند بروز همه جانبه جنگ نرم و جنگ سخت نیابتی است جنگ نرم عبارت است از اعمال اراده و تامین منافع نظام سلطه بدون منازعه و از طریق اشغال اندیشه و الگوهای رفتاری همه جانبه یک کشور در حوزههای مختلف اجتماعی است.
حال با این مقوله که یکی از صدها و یا هزاران حربه اجتماعی است روبرو هستیم میبینیم که خوشبختانه نه تنها دستمون از آموزههای معصومین خالی نیست بلکه از برکت ولایت فقیه دستمان برای اجرای این آموزه ها هم باز است و مشکلی نداریم به یقین از انقلاب 1357 و حتی قبل از آن در زمان مشروطه برای ما ثابت شده که حتی اگر گمنامترین فرهنگ ضد دینی و ضد جامعه اجتماعی اهل اسلام در دور افتادهترین جای دنیا وجود داشته باشد استثمارگران آن را ابراز خود قرار خواهند داد و آن را بروز می کنند و به آن سر و سامانی میدهد تا هنجار جامعه اسلامی را به ناهنجاری و برعکس تبدیل کنند. یک تعریف اصطلاحی کهن در فرهنگ انگلیس و فرانسه و به طور کلی اروپا که از سفید بودن ملحفه شب اول ازدواج برگرفته شده چطور تبدیل به یک ناهنجاری با تبلیغات بسیار بالا در جامعه ای میشود که دم از پیروی از معصومین(ع) میزند.
کجای کار ایراد دارد. کجا سستی شده یا میشود جواب این قبیل سؤالات در همان حدیث امام علی(ع) نمودار است. داشتن علم و آگاهی که چه چیز در چه مکانی و در چه زمانی به درد میخورد فقط کافی است علم و آگاهی همراه با تایید اسوههای دینی خالص گردد آنوقت شخص کمال خود را در چاق یا لاغر بودن تمدن را در مد و مدگرایی فرهنگ را در برهنگی و ابتذال ترجمه نخواهد کرد و بلکه کمال را در خوشرویی و بندگی خداوند و خدمت به خلق و تمدن را در دوستداری خانواده و فرهنگ را در رعایت اقتصاد و پرهیز از اسراف خواهد دید به عنوان کسی که هم سابقه تبلیغ در داخل و خارج از کشور دارد و چه در عتبات و حج این تجربه را بارها در نقاط محروم و حتی با افراد ثروتمند داشته اند و حتی با دانشگاهیان و حوزویان که نقطه ضعف اصلی در زندگی اجتماعی و شخصی شان ندانستن از کجا و در کجا و به سوی کجا، بنا بر لسانهای مختلف بیان کردند اصل مدیریت زمان و مکان و استعدادشناسی یعنی داشتن هدف جامع از جمله مقولههایی است که به انواع مختلف در تاریخ بشر و در تاریخ ائمه و علما به چشم می خورد و باعث شکست و یا پیروزی اهل ایمان در مقابل کفر گردیده است.
راهکارها برای جلوگیری از ازدواج سفید ابتدا باید دید هدف این تیر مهلک کدام طبقه از جامعه را نشانه رفته است. افراد میانسال که سرشان به زن و زندگی و گاها به هوسهای زودگذر گرم است و از ترس آبرو یا موقیت اجتماعی ریسک کمتری را میکنند البته نمیتوان به طور صد در صد آنها مبتلا ندانست گروه نوجوان که تحت تسلط خانوادهاند و استقلال ندارند البته باز هم کودکان و نوجوانان کار را نمیتوان استثنا و یا مبتلا ندانست پس آنچه که میماند قشر جوان و تحصیل کرده است که چهره گاها نقادانه در همه جوامع نسبت به هنجارهای اجتماعی دارند هم خواهان تغییر و هم دنبال کشف و جذب و خواهان مطرح کردن خود و خواهان کسب تجربه. این همه نقاط مثبت یک انسان جوان پویاست که دو مقوله افراط و تفریط در مواجه با آن، آن را تبدیل به یک موجود نفرت انگیز غیر قابل تحمل می کند که مهارنشدنی است در مواجه با ازدواج سفید آنچه بسیار به چشم میآید جذب لجام گسیخته دانشجو بدون در نظر گرفتن ظرفیت مکان تدریس یا حتی جایی که دانشگاه در آن تاسیس میشود تحصیل در غیر از مکان زندگی یک مهاجرت است که برکات زیادی دارد اما مهاجرت از کجا به کجا و با چه روحیاتی و با چه فرهنگی. سوء مدیریت بسیار وحشتناکی اتفاق افتاد عدم تاسیس خوابگاههای دانشجویی پیش از تاسیس دانشگاه چه برای دختران و چه برای پسران معضلی بود که به این قضیه یعنی ازدواج سفید دامن زد.
و خانه مجردی معروف شد همسو با آن یک نوع ناهنجار دیگر با نام دختران فراری و به همین ترتیب هزار نوع هنجارشکن دیگر صورت پذیرفت البته این صحبتها در راستای بیان اثرات سوء مدیریت در تاسیس یک دانشکده یا دانشگاه است که باید یادآوری کرد که کارهای خوبی برای مهار آن صورت گرفته حل و فصل شده و دیگر نامی از آنها در جامعه نیست منظور بیان راهکار است نه خرده گیری. از سویی مثل اینکه نگرش به کار فرهنگی تغییر کرده متاسفانه در حوزه تبلیغ دین انگار قرار است از فرهنگ کسب درآمد شود بلکه هیچ کدام از مراجع تقلید و هیچ کدام از علمای متقدمین و متاخرین و اهل بیت(ع) این روش را نداشتهاند باید در بحث فرهنگ چندین برابر بودجه دولتی هزینه کرد متمرکز کردن اساتید در یک منطقه و شهر خاص، دامن زدن به فقر فرهنگی در سایر نقاط جامعه است بحث اصلی انقلاب ما، انقلاب فرهنگی بود خون شهدا فرهنگ را آبیاری کرد که تبدیل به ارزش شد، خون مسیحی، یهودی شیعه، سنی، ارمنی و همه و همه به پای فرهنگ ریخته شد.
امام خمینی(ره) از سال 1342 تا 1357 فرهنگ را ساختند و تعریف کردند بعد از مردم دعوت کردند رای بدهند آنچه در فرهنگ، ما مشکل داریم نقض نص سوره آل عمران آیه 138 این قرآن برای مردم بیان و روشنگری است(هَذَا بَيَانٌ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ) و پس در روشنگری و تعریف دکترای مذهب شیعه و معارف اهل بیت(ع) و سمت و سو و جهت دادن آن نسبت به فرد و اجتماع مسامحه شده است.
و گاهی دیده میشود که استفاده ابزاری از مبلغینی که مردم به آنان حسن ظن دارند در تبلیغات گذرای سیاسی باعث بیزاری و سوء ظن نسبت به این قشر میشود و یک نوع دین گریزی را دامن میزد که باعت ایجاد حفره فرهنگی و عدم نفوذ کلام دلسوزانه در قشر جوان نقاد میشود و نوعی مقاومت را از روی لجاجت را دامن بزند و شاید از آن فراتر رفته تبدیل به یک خائن و وطن فروش شود پس بهتر است از هر کسی در حیطه تعریف شده خود بنا بر آنچه در قانون آمده عمل شود نه بیشتر و نه کمتر.پس این امر به معروف و نهی از منکر که به صورت لسانی و تبیین معظل برای مخاطب از سوی قشر خاص بنا بر اصل مقبولیت ناصح است هم یک راهکار خوب و پسندیده است و از طرفی باید دید کسی که آنقدر اعتماد به نفس دارد که میتواند در اجتماع به تنهایی خوب و بد خود را تشخیص دهد و با همه اقشار ایاب و ذهاب داشته باشد به طور کلی استقلال شخصیت پیدا کرده اگر در موردش پیشداوری را کنار بگذاریم که هزاران شاید و باید را از آن نفی کنیم و نقطه ضعفهای کمتری را برایش در نظر بگیریم فرقی نمیکند چه زن و چه مرد آیا باز هم برای این چنین شخصی می توان این ناهنجاری را یک فرصت یا تهدید معرفی کرد که جواب را با همان پیشینه که در ابتدا آورده ایم، می دهیم که قطعا تهدید است. اما آیا باز هم دین راهکار دیگری دارد که نه تنها دچار گناه نشود، بلکه با تمام راه حل مطمئن با تمام شرایطش تبدیل به فرصت کند.
بله هست راهکار وجود دارد ازدواج موقت ازدواجی است که در فقه شیعه زوجین حتی میتوانند عدم تمکین و هم خوابگی را هم به عنوان شرط ضمن عقد مطرح کنند و فقط محرمیت حاصل شود حال روشن خواهد شد که اصل ابتلا به این پدیده شوم، ناآشنای شخص به احکام اسلام و عدم دقت در آنچه ضروری است و آنچه ضروری تر است و ندانستن این مطلب که دین به علت اتصال به مبدا اصلی تمام تعالمیش مافوق ادراک بشر است از ابتدای خلقت تاکنون.