کد خبر: 3645824
تاریخ انتشار : ۰۲ مهر ۱۳۹۶ - ۱۴:۵۸
به‌مناسبت زادروز حسین منزوی؛

رفته‌‏ام از یادتان؟ یا می‌‏شناسیدم؟

گروه فرهنگی: یک شاعر زنجانی گفت: حسین منزوی سلطان غزل معاصر نام گرفته است که بسیاری از ادب‌دوستان او را با غزل‌های بی‌بدیلش می‌شناسند.

به گزارش خبرگزاری بین المللی قرآن(ایکنا) از زنجان، به نقل از ایسنا، عاصم اسدی اظهار کرد: بخشی از راز مانایی یک شعر که تن به تحلیل و تعلیل علمی می‌دهد با ابزارهای نقد ادبی قابل شناسایی است، اما عمده علت گیرایی و مانایی یک شعر برجسته به "آنی" باز می‌گردد که با مبانی علمی رصد شدنی نیست.
وی افزود: درواقع راه تکوین و تکامل شعر منزوی از اغلب شاعران معاصر از میانه‌ دو جریان کلی شعر امروز می‌گذرد. از سویی جریان‌های مدرن و پست‌مدرن شعر معاصر، منزوی را به خاطر صورت و زبان غالب شعرش (غزل) جدی نگرفته و تحول شعری او را نوعی ارتجاع ادبی می‌دانستند که این از طرف، برخی جریان‌های شعری انقلاب که در هم‌سویی با منش و کنش انقلاب اسلامی صورت می‌گرفت که نتیجه آن بازگشت به سنت‌ها بود که عمدتا مسیر نوآوری را به زمینه‌ فرم‌های کلاسیک پیوند می‌زد.
اسدی در ادامه گفت: بخش برجسته‌ محتوای شعر منزوی؛ یعنی عشق زمینی و یأس سیاسی اجتماعی سر ناسازگاری داشت، روشن است که گذر دادن آفرینش هنری از میان این تلقی‌های متفاوت و گاهی هم متضاد کار آسانی نیست. اصلا تأثیرات این گرایش‌ها در خلال اشعار منزوی به چشم می‌خورد. اما در مجموع، کارنامه‌ ادبی وی حاکی از نمونه‌های برجسته‌ شعر منزوی از مسیر فرم‌گرایی افراطی و محتوا زدگی شعارگونه راه کج کرده و به نقطه‌ تعادل و توازن صورت و معنا رسیده است.
وی به مختصات نظریه‌ ادبی و شعر منزوی اشاره کرد و افزود: تلقی غالب منزوی از نسبت فرم و محتوا از یک نسبت متناظری (همزادهای دوقلو) حکایت می‌کند. منزوی معتقد است که هیچ یک از نظام‌های ادبی فی نفسه نمی‌تواند گوهر هستی را شکل دهد بلکه به پیروی از نیما، هستی شعر را در شیوه دیدن و دریافتنی می‌بیند که ذهنیت شاعرانه را از هر چیزی جزآن جدا می‌کند.
اسدی یادآور شد: در شعر هر شاعری علاوه بر گرایش‌های کم رنگ، وجه غالبی وجود دارد. وجه غالب شعر منزوی تغزل است؛ از زاویه فرم هم مهم‌ترین بخش نظریه ادبی و مختصات صوری شعر او با مهم‌ترین دگرگونی شعر معاصر یعنی تبدیل ساختار گسسته‌ شعر گذشته به ساختار یکپارچه‌ شعر امروز زر پیوند است.
وی به پایه‌های اصلی جهان‌بینی منزوی اشاره کرد و گفت: به نظر من نگرش منزوی به هستی بیش از آنکه از یک دستگاه فکری مشخص منبعث باشد اساسا یک نگره‌ی غنای هنری و غنایی اسطوره است؛ شکل‌گیری این نوع نگرش که نمونه‌های آن در شعر معاصر کم نیست بیش از آنکه بر مبانی تئوریک یک یا چند نظام فکری استوار باشد مدیون سلوک و کشش عاطفی شاعر به سوی انسان و تجربه‌ زندگی‌ست؛ بر این اساس عاشقانه‌های منزوی اغلب رستگاری و سعادت انسان را در حوزه‌ی فردی به تصویر می‌کشد اما شعر اجتماعی او که یأس و بدبینی عمده‌ترین زمینه‌ معنوی آن است با نفی وضع موجود در پی یک رستگاری جمعی‌ست (نمونه‌اش شعرصفرخان).
اسدی خاطرنشان کرد: بخشی از مجموعه اشعار منزوی را نوسروده‌ها تشکیل می‌دهد درباره نوسرایی منزوی باید توجه داشت که وی روال سرایش خود را مثل برخی شاعران (شاملو، سهراب، فروغ و ...) که به ضرورت شعر نو رسیده بودند یک شبه عوض نکرد بلکه سنتی سرایی او از آغاز تا پایان شاعری‌اش با نوسراییش توأم بود.
وی تصریح کرد: در واقع تمرکز و توقف درازمدت او در غزل فرصت نداد که فرایند نوسرایی او کامل شود، به همین علت برخی مختصات شعرسنتی بر شعرآزاد او سایه انداخته است. روشن است که غزل منزوی بدان درجه از تشخص و تمایز هنری رسیده که تاثیر آن بر غزل‌سرایان دهه‌های اخیر مشهود است در عوض اغلب اشعار آزاد و سپید او مصداق تأثیرپذیری از ذهن و زبان شاعرانی چون اخوان و شاملوست؛ روی هم رفته دفترهای شعر آزاد و سپید منزوی تجربی‌اند و از نظر زبان و شیوه‌های بیانی یکدست نیستند هر چند گاهی نیمایی‌های درخشانی در بین آنها دیده می‌شود.
captcha