به گزارش
خبرگزاری بینالمللی قرآن(ایکنا) از ایلام، دلنوشته «حسین فرهادی بابادی» به این شرح است:
در میان انبوه مطالب و خبرهای ریز و درشت و راست و دروغ که به سرعت برق و باد از این گوشه دنیا به آن سوی عالم در گردش است ناگاه خبری آمد که سخت تکانم داد و توجهم را به خود جلب کرد .
"پدر مقتول 18 ساله سیروانی در پای موکب خادم الزهراء قاتل فرزندش را بخشید "
خبری کوتاه و فاقد جزییات اما به شدت متأثر کننده برای من که تازه به ایلام قدم گذاشتهام و تجربهی شخصی چندانی از زیستن در این سرزمین ندارم .
همیشه شنیده و خوانده بودم لذتی که در عفو و بخشش است در انتقام نیست. اما همه میدانیم که بخشش از حق خویش نیز کار چندان سادهای نیست و شاید به همین علت هم هست که این همه در آموزههای دینی و اخلاقی بر فضیلت بخشش و گذشت و ترجیح و مقدم دانستن دیگری بر خود تأکید شده است .
در یک دیار صد درصد شیعه همه چیز بر مدار محبت علی و اولادش میچرخد. مردمی که سفرههای خود را برای زائران پهن میکنند و به احترام نام امام حسین از خون عزیزانشان میگذرند .
چند سالی است که اخبار سخاوت ایلامیها برای زائران اباعبدالله در اربعین را از دوستان و نزدیکان که به کربلای معلی مشرف شده بودند شنیدم و از رسانهها کم و بیش دنبال کردم .
اما اکنون که فکر و ذکر روز و شبم به واسطه اشتغال کاری بحث میزبانی از زائران اربعين در #دروازه_عتبات شده است خود شاهد هستم که این مردم همان کسانی هستند که هشت سال بدون ترک خانه و کاشانه از مرزهای کشور دفاع کردند .
تا پیش از آمدن به ایلام وقتی درباره جنگ تحمیلی و هشت سال دفاع مقدس چیزی میشنیدم، سریع نام خوزستان به ذهنم متبادر میشد، با اینکه خودم متولد چهارمحال و بختیاری هستم اما چون پدر و مادرم هر دو متولد خوزستان هستند نمیتوانم بگویم جنگ بر زندگی من بی تاثیر بوده است. از پدر و مادرم راجع به جنگ و دفاع بسیار شنیدهام.
خاطرات پدر و مادر از جنگ نوعی خشم برای مبارزه را در من تقویت میکرد، خشمی که برایش قداست خاصی قائلم، از جنگی میگفتند که بهترین جوانان این کشور را به شهادت رساند، زنان و مردان زیادی از موطن خود آواره شدند و کودکان زیادی را یتیم ساخت .
اما روی دیگر دفاع مقدس همین روحیهی مقاومت و سخاوت و ایثار است که در بزنگاهها عیانتر از آفتاب در روز روشن خود را نشان میدهد. بخشش قاتل فرزند در روزهای نزدیک به اربعین و در مقابل موکبهای خدمت به عاشقان حسین بن علی (ع) یک پیام روشن دارد اینکه پس از چهارده قرن همچنان شیعیان این سخن را که لذتی که در بخشش هست در انتقام نیست را سرلوحه زیست خود قرار میدهند .
اما بخش تکان دهنده خبر برای من این بود که خدمت کردن به این مردم که خود حافظ مرزها و خادم دوستداران و شیفتگان اهل بیت و چنین سخاوتمند هستند کار سادهای نیست .
یک ماه قبل از آنکه به ایلام بیایم با برادر کوچکترم و یکی از دوستانم بنام میلاد تصمیم گرفتیم به سوریه برویم تقریبا هر شب همدیگر را ملاقات میکردیم هر کار که میکردیم جفتمان جور نمیشد یک جای کار میلنگید. یادم میآید به یک آقایی مراجعه کردیم به مسخره و خنده به ما گفت اصلاح طلب و مدافع حرم؟ !
تا اینکه در شب تاسوعا در مصلی شهرکرد بودم که اطلاع دادند به ایلام بیایم، من هم پذیرفتم
دیدم اینجا هم زیر بار جنگ بوده و مثل خوزستان خودمان استوار ایستاده، اینجا هم جنگ بوده و مردم با نثار خونشان نگذاشتند که یک وجب خاک بدهیم، کم کم هم حسی بیشتری با مردم پیدا کردم، بعد از آن دیدم اینجا هم مثل استان خودمان طوایف و اقوام علیرغم تکثر، در کنار هم و حتی درهم تنیده با دوستی زندگی میکنند .
امروز با دیدن خبر گذشت و سخاوت یک پدر داغ دیده نتوانستم علیرغم مشغلهها دست به قلم نشوم در یک لحظه از جایم تکان خوردم، خاطرم آمد کجا میخواستم بروم و چه شد، میخواهم بگویم همه جا میتواند میدان جهاد باشد اما جایش با خواست خداست، میخواستم در سوریه سرباز قاسم سلیمانی و مدافع حرم حضرت زینب (ع) باشم اما در ایلام سرباز قاسم سلیمانی و خادم امام حسین (ع) شدم .
ایلام پتانسیل رشد بالایی برای توسعه دارد با جوانان تحصیل کرده فراوان و نیروهای فکری قوی و وفادار به نظام، جاذبههای گردشگری فراوان، مرزهای مهران و دهلران برای توسعه مبادلات مرزی، منابع غنی نفت و گاز، پتروشیمی و ... .میشود و میتوانیم اما با گذشت و ایثار آن درسی که پدر مقتول سیروانی داد .
اقدام سخاوتمندانه این پدر محب اهل بیت درس بزرگی به من و امثال من داد که برای ایجاد آرامش و صلح و صفا در جامعه باید از خودگذشتگی و ایثار کرد. گذشتن از خواستههای شخصی و تلاش در جهت خدمت به مردم مقاوم و سخاوتمند چیزی از جهاد سربازان در میدان رزم کم ندارد